توصيه مطلب 
 
کد مطلب: 55909
چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷ ساعت ۱۰:۵۷
وقتی علامه جعفری سروش و اکبر گنجی را ناکام گذاشت
ماجرای هتاکی سروش علیه علامه جعفری
با خام اندیشی ژورنالیستی خود،سوال کردم: پس چرا جواب نمی دهید؟ پاسخ داد:"او با جواب گویی من،بدتر بزرگ می شود،باید از کنار ماجرا گذشت!".
به گزارش خط نیوز به نقل از جهان نيوز، محمدرضا کائینی در اینستاگرام نوشت:

درآغازین ماههای تحصیل علوم قدیمه،خبرآمد که استاد محمدتقی جعفری بنا دارند در منزل خویش"منطق مظفر"درس گویند.با خامی وبلندپروازی مالوفِ آن دوره،در موعد مقرر بدان محفل شتافتم.استاد اما درآغاز با کلامی، امثال این نگارنده را از تعجیل برحذر داشت وگفت:"آقایانی که هنوز مغنی اللبیب را آغاز نکرده اند،در درس شرکت نکنند!".توصیه ای که به گوش نگرفتم و از قضا،توانستم درس را نیز فهم کنم.از همان سربند،با ایشان ارتباطی صمیمانه یافتم،که تا پایان حیات آن بزرگوار تداوم داشت.

القصه:در یکی از روزهای تابستان سال هفتاد وشش ودربلبشوی مطبوعاتی پس از دوم خرداد،جملاتی از قلم ِادب فرونهادهء آنکه امروز متاع"رویای رسولانه"را به دکان خویش آورده،خواندم به این مضامین:"من آقای جعفری را یک فرد عادی می دانم ومعتقدم جامعه فرهنگی ما که به نقد آثار وی نپرداخت، متضرر شد و...."طبیعی بود که پس از خواندن این عبارات،به جست وجو برآیم که ماجرا چیست؟و معلومم گشت که: در آستانه برگزاری آئین بزرگداشت علامه جعفری در دانشگاه تهران،عبدالکریم سروش به اتفاق اکبر گنجی و ماشاالله شمس الواعظین به منزل استاد رفته وبه ایشان گفته اند:"برگزاری این نکوداشت، پیش پرداخت حاکمیت برای وابسته کردن شماست و نیکوترین عمل در آن روز، این است که به محض حضور درپشت تریبون، درباره لزوم بسط ید آقای منتظری و...صحبت کنید!"

بدیهی بود که استاد از پذیرش این خواسته سرباز زده و جلسه با غبن و ناکامی سروش وهمراهانش پایان گرفته بود. چندی بعد،خبر این دیدار در یکی از نشریات درج شد وسخنان هتاک در واکنش بدان بیان گشت.از شما چه پنهان که راقم در بیست ویک سال قبل،درک نمی کرد که سروش با کوله باری از وهن تفقه ومتولیان آن،از چه روی باید درپی بسط ید منتظری باشد؟ اما امروزه با فرو افتادن بسا پرده ها،حتی کودکان کوچه نیز به سر آن واقفند.

به هر روی،پس از شنیدن ماجرا، در تماسی تلفنی با استاد،از صحت وسقم داستان پرسیدم.چند بار با لحنی محکم گفتند:"قطعی است". با خام اندیشی ژورنالیستی خود،سوال کردم: پس چرا جواب نمی دهید؟ پاسخ داد:"او با جواب گویی من،بدتر بزرگ می شود،باید از کنار ماجرا گذشت!".این زمان بگذشت و چند ماه بعد،استاد به جوار رحمت حق باریافت وتشییع پرشکوه وی در تهران ومشهد،جلوه ای باشکوه از محبوبیت او در میان مردم را نمایان ساخت.هتاک که مجموعا آغاز وانجام ماجرا را به ضرر خویش یافته بود،در صدد جبران مافات برآمد وخواست در محفل نکوداشت سالگرد استاد در تبریز سخن بگوید که با اعتراض علاقمندان به ایشان،سخنرانی وی لغو شد واین رویداد به سان آخرین نشان از ارتباط آن دو، در تاریخ ماند
Share/Save/Bookmark