پايگاه خبری تحليلی خط نيوز - پربيننده ترين عناوين سیاست :: نسخه کامل http://khatnews.com/politics Sun, 20 Jan 2019 01:02:03 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://khatnews.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط پايگاه خبری تحليلی خط نيوز http://khatnews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پايگاه خبری تحليلی خط نيوز آزاد است. Sun, 20 Jan 2019 01:02:03 GMT سیاست 60 غایبان جشن ۴۰ سالگی انقلاب http://khatnews.com/vdcfyydt.w6de0agiiw.html به گزارش خط نیوز؛ ۴۰ سال می‌گذرد؛ از روزی که مردم ایران به رهبری خمینی کبیر، نظام ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی را کنار زدند و یک جمهوری به پا کردند؛ جمهوری اسلامی. ۴۰ از قدیم عددی خاص به حساب می‌آمده؛ عدد بلوغ، کامل شدن و به اوج رسیدن. حالا اما بسیاری از کسانی که نهال انقلاب اسلامی را کاشته و آبیاری کردند، ۴۰ سالگی و ثمره این درخت را نمی‌بینند. به گزارش ایسنا، در ۴۰ سال گذشته ایران انواع و اقسام اتفاقات تلخ و شیرین را تجربه کرده. از جنگ تا تحریم، از مقاومت تا پیروزی. در این مسیر افراد زیادی در کنار امام خمینی (ره) برای به ثمر نشستن انقلاب اسلامی و پس از آن جمهوری اسلامی تلاش کرده‌اند. افرادی که دیگر در میان انقلابیون حضور ندارند و ۴۰ سالگی انقلاب اسلامی را نخواهند دید. امام خمینی؛ معمار کبیر انقلاب قطعا مهم‌ترین شخصیت انقلاب اسلامی امام خمینی (ره) است. رهبر فقید انقلاب که متولد سال ۱۲۸۱ در خمین بود، مبارزات خود را علیه رژیم شاه در سال ۱۳۴۲ علنی کرد و ۱۵ سال بعد از آن، پس از سال‌ها تبعید، ۱۰ روز پس از بازگشتش به کشور به عنوان رهبر انقلابیون، انقلاب را به پیروزی رساند. امام در دوران سخت اوایل انقلاب که هجمه گسترده‌ای از سوی گروهک‌ها و تجزیه‌طلبان علیه جمهوری نوپای اسلامی آغاز شده بود با رهبری خود انقلاب را از این پیچ دشوار به سلامت عبور داد و در بزنگاه دیگری یعنی هشت سال جنگ تحمیلی عراق علیه ایران باز هم توانست با سبک رهبری خاص خود با کمک مردم، کشور را بدون دادن یک وجب خاک از فتنه دشمنان حفظ کند. اما تنها چند ماه پس از قبول آتش‌بس در حالی که ۱۰ سال از پیروزی انقلاب می‌گذشت، در ۸۶ سالگی رحلت کرد تا بنای تازه انقلاب، معمار کبیرخود را از دست بدهد. مطهری؛ تئورسین انقلابی آیت‌الله مرتضی مطهری در سال ۱۲۹۸ در فریمان خراسان به دنیا آمد. او علاوه بر تحصیلات عالی حوزوی، دکترای فلسفه داشت و استاد دانشگاه تهران بود. مطهری از نظریه‌پردازان اصلی انقلاب اسلامی و از مبارزان اولیه همراه امام خمینی بود. او با توجه به درجات علمی خود به خوبی می‌توانست در مقابل نظریات التقاطی و شبهات وارده به اسلام پاسخگو باشد و از مدافعان مبارزه با خرافات و جهل بود. وی از اعضای هیات‌های موتلفه اسلامی و از بنیانگذاران حسینیه ارشاد به حساب می‌آمد و مبارزات فکری و عملی گسترده‌ای را هم با رژیم شاه و هم با مخالفان اسلام از جمله مارکسیست‌ها داشت. مطهری پس از پیروزی انقلاب اسلامی با حکم امام (ره) به عضویت شورای انقلاب درآمد و رئیس این شورا شد اما تنها سه ماه بعد از پیروزی انقلاب هدف گروهک تروریستی فرقان قرار گرفت و در اردیبهشت ۱۳۵۸ و در ۶۰ سالگی به شهادت رسید تا معلم شهید نام بگیرد اما نتواند ثمره نظریه‌پردازی خود را در سال‌های آینده ببیند. امام (ره) پس از شهادت مطهری، وی را پاره تن و حاصل عمر خود خواند. طالقانی؛ ابوذر زمان آیت‌الله سید محمود طالقانی متولد سال ۱۲۸۹ در گلیرد طالقان بود. مبارزات سیاسی طالقانی علیه شاه به سال ۱۳۱۷ بازمی‌گشت که برای اولین بار دستگیر و زندانی شد. او در زمان محمد مصدق و نهضت ملی شدن صنعت نفت به حمایت از جبهه ملی پرداخت و از اعضای هیات موسس جبهه ملی دوم و از بنیانگذاران نهضت آزادی به حساب می‌آمد و حتی سازمان مجاهدین خلق هم در ابتدای فعالیت خود از شخصیت طالقانی تاثیر زیادی پذیرفته بودند و به او را پدر طالقانی خطاب می‌کردند. وی بارها به دلیل فعالیت‌های خود علیه رژیم پهلوی به زندان افتاد و یک بار هم تبعید شد. با آغاز نهضت اسلامی روحانیون به رهبری امام (ره)، طالقانی که خود از ۱۳۲۰ انجمنی به نام کانون اسلام را برای پیوند میان اسلام و مدرنیته و مبارزه با جهل و خرافه‌پرستی اداره می‌کرد، در زمره یاران امام قرار گرفت و با توجه به ارتباطات خوبی که با بیشتر گروه‌های مخالف نظام شاهنشاهی داشت به نقطه وصلی برای پیوند دیدگاه‌های مختلف تبدیل شد. او که مسجد هدایت تهران را به پایگاهی برای مبارزه علیه رژیم بدل کرده بود و از سازماندهان راهپیمایی میلیونی تاسوعا و عاشورای ۱۳۵۷ بود. طالقانی با حکم امام (ره) به عضویت شورای انقلاب درآمد و بعد از شهادت شهید مرتضی مطهری به ریاست این شورا رسید. وی اولین امام جمعه منصوب از سوی امام خمینی در تهران بود که نماز جمعه‌هایی باشکوه و با حضور انواع طیف‌های سیاسی را برگزار کرد. این عضو مجلس خبرگان قانون اساسی در شهریور ۱۳۵۸ کمتر از یک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سن ۶۹ سالگی به صورتی کاملا ناگهانی درگذشت تا مبارزی باشد که حتی یک سالگی انقلاب اسلامی را هم نمی‌بیند. پس از درگذشت طالقانی، امام خمینی به او لقب ابوذر زمان را داد چرا که همیشه با کلام قاطع و نافذ خود در عین عدل و انصاف از مواضع اسلام و مردم دفاع می‌کرد. بهشتی؛ شهید مظلوم آیت‌الله سید محمد حسینی بهشتی، در سال ۱۳۰۷ در اصفهان به دنیا آمد. او علاوه بر تحصیلات عالی حوزوی، دکترای فلسفه داشت و به تدریس می‌پرداخت. مبارزه در کنار امام علیه رژیم شاه و عضویت در شورای روحانیت و فقاهت هیات‌های موتلفه اسلامی موجب فشار رژیم بر او و گریزش از چنگ ساواک به آلمان که مدتی در آنجا درس خوانده بود در سال ۱۳۴۳ شد. او در آلمان مرکز اسلامی هامبورگ را پایه نهاد و از نقش‌آفرینان در اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان اروپا بود. پس از بازگشتش به ایران در ۱۳۴۹ ممنوع‌الخروج شد و به تدریس ادامه داد و همچنین به تدوین کتب درسی می‌پرداخت. وی پیش از انقلاب مدتی را هم در زندان به سر برد. بهشتی پس از انقلاب اسلامی با حکم امام (ره) به عضویت شورای انقلاب درآمد و دبیر این شورا شد. وی از پایه‌گذاران اصلی حزب جمهوری اسلامی و به شدت معتقد به کار تشکیلاتی بود. مقام بالای علمی و فقهی او باعث شد تا امام (ره) در سال ۱۳۵۸ وی را به ریاست دیوان عالی کشور یعنی بلندپایه‌ترین مقام قضایی در آن زمان منصوب کند و از طرفی به ریاست مجلس خبرگان (تدوین) قانون اساسی رسید. بهشتی از مخالفان سرسخت بنی‌صدر بود و همین امر باعث تخریب های فراوانی از سوی سازمان مجاهدین خلق و طرفداران بنی‌صدر علیه او شد. او در تیر ۱۳۶۰، پس از برکناری بنی‌صدر از ریاست‌جمهوری به همراه محمدعلی رجایی و اکبر هاشمی‌رفسنجانی عضو شورای موقت ریاست‌جمهوری شد. آیت‌الله بهشتی در حادثه تروریستی هفتم تیر ۱۳۶۰ و انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی در ۵۳ سالگی به شهادت رسید تا تنها سه سال پس از انقلاب، جمهوری اسلامی یکی از اصلی‌ترین تئورسین‌ها و مدافعانش را از دست بدهد. امام پس از شهادت بهشتی به دلیل تخریب‌ها و توهین‌های گسترده‌ای که علیه او صورت گرفته بود، وی را مظلوم و خاری در چشم دشمنان نامید. رجایی؛ نماد ساده‌زیستی محمدعلی رجایی متولد سال ۱۳۱۲ در قزوین بود. او پس از تحصیلات آکادمیک به آموزگاری مشغول شد و در کنار آن مبارزات سیاسی خود را با عضویت در نهضت آزادی و همچنین هیات‌های موتلفه اسلامی علیه رژیم شاه ادامه می‌داد اما نتوانست برای عضویت در سازمان مجاهدین خلق متقاعد شود. رجایی بارها زندان و شکنجه را در رژیم شاه تحمل کرد. رجایی پس از انقلاب در کابینه مهدی بازرگان در دولت موقت به وزارت آموزش‌وپرورش رسید ولی پس از تسخیر لانه جاسوسی از نهضت آزادی جدا شد اما با حکم امام (ره) همچنان وزیر ماند. وی نماینده دوره اول مجلس بود و در زمان ریاست‌جمهوری ابوالحسن بنی‌صدر، نخست‌وزیر شد و همزمان سرپرست وزارت امور خارجه را هم بر عهده داشت که در این دوران مثل بیشتر انقلابیون، با رئیس‌جمهور وقت تنش و اختلاف سلیقه زیادی داشت. رجایی پس از برکناری بنی‌صدر، ابتدا به عضویت شورای موقت ریاست‌جمهوری درآمد و با پیروزی در انتخابات به ریاست‌جمهوری رسید و همزمان با حکم امام خمینی به سرپرستی بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی منصوب شد. رجایی در ۵۸ سالگی و در حادثه تروریستی انفجار دفتر نخست‌وزیری در ۸ شهریور ۱۳۶۰ به شهادت رسید. ساده‌زیستی و شجاعت از ویژگی‌های اصلی این آموزگار انقلابی به حساب می‌آمد که با گذشت ۳۷ سال از شهادتش همچنان در میان مردم شهرت دارد. باهنر؛ مخلص و متواضع حجت‌الاسلام محمدجواد باهنر در سال ۱۳۱۲ در کرمان به دنیا آمد. وی هم تحصیلات حوزوی داشت و هم توانست دکترای الهیات خود را از دانشگاه تهران بگیرد. او هم مانند بسیاری از انقلابیون معلم بود و همراه آیت‌الله بهشتی در تدوین کتب درسی نقش داشت. وی به خاطر سخنرانی ها و مبارزات خود علیه رژیم پهلوی شش بار به زندان افتاد و در تأسیس دفتر نشر فرهنگ اسلامی، کانون توحید و مدرسه رفاه نقش مهمی داشت. باهنر مانند بیشتر شاگردان امام (ره) در حلقه یاران مبارز رهبر انقلاب اسلامی حاضر بود و از لحاظ فکری و عملی نقش مهمی در انقلاب اسلامی ایفا کرد. باهنر پس از انقلاب اسلامی با حکم امام (ره) به عضویت شورای انقلاب درآمد و مسئولیت نهضت سوادآموزی را بر عهده گرفت. وی نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی و دوره اول مجلس بود و در دولت رجایی به وزارت آموزش‌وپرورش رسید. با ریاست‌جمهوری رجایی، باهنر هم به عنوان نخست وزیر مشغول به کار شد اما همراه رجایی در انفجار هشتم شهریور ۱۳۶۰ دفتر نخست‌وزیری در ۵۸ سالگی به شهادت رسید. اخلاص و تواضع باهنر در میان انقلابیون زبانزد بود اما شهادت نگذاشت او هم مانند بسیاری از فرزندان انقلاب سال‌های طولانی به تثبیت نظام جمهوری اسلامی کمک کند. بازرگان؛ مخالف منصف مهدی بازرگان تبریزی متولد سال ۱۲۸۶ در تهران بود. او که با بورسیه تحصیلی در فرانسه مهندسی مکانیک خوانده بود، هم پیش از انقلاب اسلامی و هم پس از آن مسئولیت دولتی داشت و البته در هر دو زمان منتقد وضعیت موجود بود. بازرگان پس از تشکیل دولت محمد مصدق وارد عرصه سیاسی شد و به معاونت وزارت فرهنگ کابینه اول مصدق رسید و از طرف نخست‌وزیر به عنوان رئیس هیئت خلع ید از شرکت نفت انگلیس انتخاب شد. با سقوط دولت مصدق در ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، بازرگان مانند بیشتر ملیون به مخالف سرسخت رژیم پهلوی تبدیل شد و با کمک دیگر یاران جبهه ملی دوم را تاسیس کرد اما پس از مدتی به خاطر اختلافات به وجود آمده در جبهه ملی، بازرگان با تایید مصدق که جانب او را گرفته بود نهضت آزادی را پایه گذاشت. او که ریاست دانشکده فنی دانشگاه تهران را هم بر عهده داشت با وجود مکلا بودن و تحصیلات فنی، علاقه و اعتقاد شدیدی به اسلام داشت و آثار زیادی در این زمینه نوشت. وی به دنبال پیوند میان اسلام و مدرنیته در قرن حاضر بود و از سردمداران این موضوع به حساب می‌آمد. بازرگان به خاطر فعالیت‌های سیاسی خود طعم زندان و تبعید طولانی‌مدت را در دوران پهلوی چشیده بود. بازرگان با پیروزی انقلاب اسلامی با حکم امام (ره) نخست‌وزیر دولت موقت انقلابی شد هرچند در ۱۴ آبان ۱۳۵۸ در انتقاد به تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام از این سمت استعفاء داد و فردای استعفای دولت موقت امام خمینی در حکمی "با اعتماد به دیانت و امانت و حسن نیت آقای بازرگان" استعفای وی را قبول کردند تا عمر دولت بازرگان به یک سال هم نرسد. وی در دوران نخست‌وزیری مدت کوتاهی هم سرپرستی وزارت امور خارجه را بر عهده داشت. او در انتخابات دوره اول مجلس به نمایندگی مردم تهران انتخاب شد. انتقادات صریح نهضت آزادی از ادامه جنگ، اصل ولایت‌فقیه، قانون قصاص و نوع حکومتداری در جمهوری اسلامی باعث شد که بازرگان و یارانش به منتقدین نظام جمهوری اسلامی تبدیل شوند و با حاکمیت زاویه پیدا کنند. هرچند نوع مخالفت امثال بازرگان که در دوران پهلوی هم به تندروی اعتقاد نداشت همواره منصفانه بود. او تا پایان عمر خود در تمام دوره‌های انتخابات ریاست‌جمهوری و مجلس ثبت‌نام کرد اما پس از دوره اول مجلس همواره ردصلاحیت شد. بازرگان در سال ۱۳۷۳ و در ۸۷ سالگی در زوریخ سوئیس درگذشت اما پیکرش پس از تشییع در حسینیه ارشاد که خود پیش از انقلاب یکی از سخنرانان اصلی آنجا بود در نزدیکی حرم حضرت معصومه (س) در قم دفن شد. سید احمد؛ محرم اسرار امام سید احمد خمینی در سال ۱۳۲۴ در قم به دنیا آمد. فرزند دوم امام (ره) تا زمانی که برادرش سید مصطفی زنده بود نقش کمرنگ‌تری در بیت امام داشت اما با درگذشت مشکوک سید مصطفی به نقش اول بیت رهبر انقلاب تبدیل شد. او همیشه کنار امام بود. از نجف تا پاریس و از نوفل‌لوشاتو تا جماران. مسئول اصلی رتق و فتق امور بیت رهبر فقید انقلاب در بیشتر جلسات مهم امام حضور داشت و پیغام‌های ایشان را به سران مختلف می‌رساند. او محرم اسراری بود که امام اطمینان کاملی به او داشت و در وصف او می‌نویسند: من خدای قاهر حاضر منتقم را شاهد می‌گیرم که احمد از آن روزی که در کمک اینجانب در بیرونی مشغول اداره امور من بوده تا الان که این ورقه را می‌نویسم قدمی یا قلمی برخلاف گفتار و نوشتار من برنداشته و با وسواس عجیب در کلیه گفتارهای من یا نوشته‌های من سعی نموده که حتی یک کلمه بلکه گاهی یک حرف را که به نظر او محتاج به اصلاح است بدون اذن من تصرف نکند. سید احمد در مرداد ۱۳۶۱ از ترور سازمان مجاهدین خلق (منافقین) جان سالم به در برد و پس از درگذشت رهبر فقید انقلاب طبق وصیت ایشان که خواسته بودند نزدیکانشان مناصب رسمی را نپذیرند با حکم رهبر انقلاب تنها به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام درآمد و البته عضو دوره دوم مجلس خبرگان رهبری هم بود. او حامی انتخاب آیت‌الله خامنه ای پس از پدرش به عنوان رهبر انقلاب بود. سید احمد در اواخر عمر مواضعی انتقادی هم نسبت به وضعیت کشور داشت. او سرانجام در اسفند ۱۳۷۳ به صورتی ناگهانی بر اثر سکته قلبی در ۴۹ سالگی درگذشت و در کنار پدرش به خاک سپرده شد. مشکینی؛ رئیس همیشگی خبرگان آیت‌الله علی‌اکبر فیض‌مشکینی، زاده مشکین‌شهر در سال ۱۳۰۰ بود. او که در دهه ۴۰ از موسسان مدرسه حقانی بود بعد از درگذشت آیت‌الله‌العظمی بروجردی به فعالیت‌های سیاسی روی آورد و از طرفی با حضور در حلقه ۱۱ نفر به دنبال اصلاحاتی در حوزه علمیه قم بود. وی به دلیل فعالیت‌هایش علیه رژیم پهلوی مدتی به زندگی مخفیانه روی آورد اما سرانجام دستگیر و به سه سال تبعید محکوم شد و این دوران را در ماهان کرمان، گلپایگان و کاشمر گذراند. مشکینی پس از پیروزی انقلاب اسلامی از سوی امام (ره) به مسئولیت‌هایی مثل رسیدگی به اوضاع اردبیل، ساماندهی به مسجد جمکران و عضویت در هیئت مؤسس حوزه علمیه بانوان رسید. او عضو شورای بازنگری قانون اساسی هم بود و از اولین دوره مجلس خبرگان رهبری (۱۳۶۱) تا زمان درگذشت (۱۳۸۶) در این مجلس عضویت و ریاست همیشگی آن را بر عهده داشت. او همچنین امام جمعه دائم شهر قم هم بود. مشکینی در مرداد ۱۳۸۶ در ۸۶ سالگی بر اثر بیماری دار فانی را وداع گفت. توسلی؛ محرم بیت امام آیت‌الله محمدرضا توسلی‌محلاتی متولد سال ۱۳۰۹ در محلات بود. او پس از تحصیلات دینی مقدماتی در محلات به حوزه علمیه قم رفت. وی به زودی در زمره شاگردان و یاران امام خمینی قرار گرفت و مبارزات و سفرهای تبلیغی خود را از سال ۱۳۳۶ آغاز کرد و به دلیل دوستی با حاج سید احمد خمینی و ارادتش به امام خمینی به بیت امام (ره) راه یافت و پس از بازگشت امام به قم مسئول ملاقات‌ها و از اعضای ارشد و موثر دفتر ایشان بود که محرم به حساب می‌آمد. توسلی پس از انقلاب اسلامی ریاست دفتر امام (ره) را برعهده داشت و از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. او در مجلس از نمایندگان مجلس خبرگان رهبری و از اعضای شورای بازنگری قانون اساسی هم بود و تا سال ۱۳۸۶ در مجمع تشخیص مصلحت نظام عضویت داشت اما در جلسه ۲۷ بهمن ۱۳۸۶ در حالی که به خاطر برخی نسبت‌هایی که به بیت امام داده شده بود در حال دفاع سخن گفتن بود با عارضه قلبی مواجه شد و پس از انتقال به بیمارستان در سن ۷۷ سالگی درگذشت تا یکی از محارم اصلی رهبر فقید انقلاب اسلامی دارفانی را وداع گوید. منتظری؛ زبان سرخ آیت‌الله‌العظمی حسینعلی منتظری، زاده سال ۱۳۰۱ در نجف‌آباد اصفهان بود. او از شاگردان آیت‌الله‌العظمی بروجردی و امام خمینی (ره) به حساب می‌آمد که به درجات بالای علمی و فقهی در حوزه رسید و از مهم‌ترین نظریه‌پردازان اصل ولایت فقیه به حساب می‌آمد. اقدامات و سخنان وی در مخالفت با حکومت پهلوی باعث شد تا سال‌های زیادی از زندگی خود را در زندان و تبعید سپری کند و از سال ۱۳۴۵ تا ۱۳۵۴ متناوبا در زندان و تبعید بود. میزان نزدیکی او به امام خمینی (ره) و اطمینان ایشان به وی به حدی بود که رهبر فقید انقلاب در زمان تبعید، منتظری را به عنوان نماینده تام‌الاختیار خود در ایران منصوب کردند و در نامه‌ای از وی خواستند که بر جریانات بیت ایشان در قم اشراف داشته باشد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی با حکم امام (ره)، منتظری به عضویت شورای انقلاب درآمد و در مجلس خبرگان قانون اساسی از جمله کسانی بود که در گنجاندن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی نقش کلیدی ایفا کرد. در سال ۱۳۶۴ مجلس خبرگان رهبری با توجه به مقام بالای علمی و مقبولیت منتظری، وی را به عنوان قائم‌مقام ولی‌فقیه و جانشین امام (ره) انتخاب کرد اما با اعتراض منتظری به اتفاقات سال ۱۳۶۷ و اختلاف نظر پیش آمده، دو ماه پیش از درگذشت رهبر فقید انقلاب پس از نامه‌نگاری‌هایی که با امام خمینی داشت و ایشان هم پاسخ‌های صریحی به وی دادند، از این سمت کناره گرفت تا بحث جانشینی امام (ره) اما برای بسیاری از انقلابیون به یک چالش تبدیل شود. منتظری در طول دوران تدریس خود طلاب زیادی را تربیت کرد و پس از رحلت امام (ره) هم به درس و بحث خود در قم می‌پرداخت اما همچنان در برخی موارد اظهارات و انتقاداتی را علیه حکومت مطرح می‌کرد. سرانجام سخنرانی او پس از دوم خرداد و برخی انتقاداتش نسبت به سران نظام باعث شد مدتی در بیت خود محصور شود که این حصر حدود پنج سال به طول انجامید. وی در حوادث بعد از انتخابات مناقشه‌برانگیز ۱۳۸۸ هم انتقاداتی را متوجه حکومت کرد. منتظری در آذر ۱۳۸۸ و در ۸۷ سالگی درگذشت تا کسی که تنها چند ماه تا رهبری جمهوری اسلامی فاصله داشت به خاطر زبان سرخش، سال‌های پایانی عمر خود را در انزوا بگذراند، هرچند بسیاری از مراجع و بزرگان از جمله رهبر انقلاب اسلامی در پیام‌هایی درگذشت این فقیه عالیقدر را تسلیت گفته و تشییع پیکر قابل توجهی برای وی برگزار شد. مریم بهروزی؛ بانوی سخنور مریم بهروزی در سال ۱۳۲۴ در تهران به دنیا آمد. او از کودکی همراه پدرش در جلسات مذهبی و سیاسی شرکت می‌کرد و به تحصیلات دینی روی آورد و مفسر قرآن بود. وی از شیفتگان امام خمینی بود که از سال ۱۳۵۰ وارد مبارزات سیاسی شد و از بانوانی بود که با سخنرانی‌های خود علیه رژیم پهلوی افشاگری می‌کرد و در سال ۱۳۵۴ ممنوع‌المنبر شد و تحت تعقیب ساواک قرار گرفت اما در رمضان ۱۳۵۷ با دستور صریح امام (ره) به سخنرانی پرداخت و در مسجد قبا بعد از سخنرانی در مورد حکومت اسلامی و حقوق زن دستگیر و روانه زندان شد. او مدتی پیش از انقلاب موقتا آزاد شد از فعالان کمیته استقبال از امام (ره) و سازمان‌دهنده دیدار خانم‌ها با رهبر کبیر انقلاب اسلامی بود. بهروزی در خلال تقدیم طرح اهداء طلا و جواهرات و مسکوکات خانم‌ها، اولین زنی بود که در حضور امام خمینی به ایراد سخن پرداخت و مورد تمجید ایشان قرار گرفت. او پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت حزب جمهوری اسلامی درآمد و از اساتید حوزوی و دانشگاهی بود. او چهار دوره به عنوان نماینده مجلس شورای اسلامی انتخاب شد و از موسسان جامعه زینب (س) و دبیر کل این تشکل سیاسی بود. وی در دو انتخابات ریاست‌جمهوری هم نامزد شد که صلاحیتش از سوی شورای نگهبان احراز نشد و همین حضور و برخی اظهاراتش شبهات درباره واژه رجل سیاسی در قانون اساسی را بر سر زبان‌ها انداخت. او که از فعالان سیاسی جناح راست به حساب می‌آمد در مقاطعی از برخی مواضع اصلاح‌طلبان دفاع کرد که موجب انتقادات اصولگرایان از وی شد. بهروزی در بهمن ۱۳۹۰ در ۶۶ سالگی از دنیا رفت تا جمهوری اسلامی یکی از بانوان سیاستمدار و سخنور خود را از دست بدهد. حسن حبیبی؛ سیاستمدار بی‌حاشیه حسن ابراهیم حبیبی در سال ۱۳۱۵ در تهران به دنیا آمد. این سیاستمدار معتدل که در دانشگاه سوربن فرانسه حقوق خوانده بود، پیش از انقلاب اسلامی از مبارزان علیه رژیم پهلوی و عضو نهضت آزادی به حساب می‌آمد. حبیبی مدتی هم میزبانی دکتر علی شریعتی را در پاریس بر عهده داشت. او از شخصیت‌های موثر در نوفل‌لوشاتو و یکی از رابطان امین امام خمینی (ره) در فرانسه بود که روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ همراه با امام (ره) با ایشان به ایران بازگشت. پس از انقلاب اسلامی حبیبی از اعضای اصلی تدوین پیش‌نویس قانون اساسی جمهوری اسلامی بود و به عضویت حزب جمهوری اسلامی هم درآمد. او در دولت بازرگان وزیر فرهنگ و آموزش عالی و سخنگوی دولت شد و در اولین دوره مجلس به نمایندگی مردم تهران انتخاب شد. وی با حمایت حزب جمهوری اسلامی، کاندیدای اولین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری هم شد که با کسب ۴.۸ درصد آراء، در جایگاه سوم قرار گرفت. این حقوقدان باسابقه در دولت دوم میرحسین موسوی به وزارت دادگستری رسید و از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۰ عضو حقوقدان دوره های دوم، سوم و چهارم شورای نگهبان بود. حبیبی همچنین از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۰ معاون اول دو رئیس‌جمهور یعنی اکبر هاشمی‌رفسنجانی و سید محمد خاتمی بود و در همین دوران به عضویت حزب کارگزاران سازندگی که با حضور تکنوکرات‌های نظام تشکیل شده بود، درآمد. وی با حمایت حزب کارگزاران قرار بود در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۷۶ کاندیدا شود اما به نفع سید محمد خاتمی از کاندیداتوری انصراف داد. حبیبی از سال ۱۳۷۰ تا زمان درگذشت (۱۳۹۱) در مجمع تشخیص مصلحت نظام عضویت داشت. او همچنین رئیس بنیاد ایران‌شناسی، عضو دیوان داوری بین‌المللی، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی و مدیر گروه واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی بود. او در سال ۱۳۹۱ در سالروز بازگشتش با پرواز انقلاب به ایران (۱۲ بهمن) به دلیل نارسایی قلبی و پس از یک دوره طولانی بیماری معده در سن ۷۶ سالگی درگذشت تا سیاست ایران یک سیاستمدار بی‌حاشیه و حقوقدان برجسته، فرهنگ و جامعه ایرانی یک محقق و جامعه‌شناس بزرگ و البته مجله گل‌آقا پای ثابت کاریکاتورهای خود را از دست بدهند. عسگراولادی؛ بازاری سیاستمدار حبیب‌الله عسگراولادی‌مسلمان در سال ۱۳۱۱ در دماوند به دنیا آمد. او که در خانواده‌ای سنتی و مذهبی رشد کرده بود از نوجوانی با حضور در هیات‌های مذهبی وارد سیاست هم شد و از بنیانگذاران هیات‌های موتلفه اسلامی بود. وی پس از ترور حسنعلی منصور نخست‌وزیر وقت در سال ۴۳ توسط شاخه نظامی حزب موتلفه به دلیل نگه داشتن چمدان اسلحه به حبس ابد محکوم شد و تا سال ۱۳۵۶ در زندان بود. سابقه مبارزه و زندان عسگراولادی او را به یکی از اصلی‌ترین انقلابیون تبدیل کرد که به خاطر نفوذ و قدرتش در بازار به عنوان پایگاه سنتی جناح راست توانست به یکی بزرگان این جناح سیاسی در ایران تبدیل شود. او به نمایندگی دوره اول مجلس رسید و در کابینه‌های رجایی، باهنر و مهدوی‌کنی وزیر بازرگانی بود اما در دولت میرحسین موسوی به دلیل اختلافاتی که با بهزاد نبوی داشت از سمت خود کناره‌گیری کرد. او در مجلس از ۹۹ نفری بود که با وجود نامه امام (ره) حاضر نشدند از نخست‌وزیری میرحسین موسوی حمایت کنند. وی در انتخابات دوره دوم ریاست‌جمهوری و دوره چهارم کاندیدا شد که هر بار کمتر از دو درصد آرای مردم را کسب کرد و در دوران کاندیداتوری خود در سال ۱۳۶۰ از یک سوءقصد جان سالم به در برد. عسگراولادی تا سال ۱۳۸۳ دبیر کل جمعیت موتلفه اسلامی بود و یکی از ریش‌سفیدان اصلی اصولگرایان به حساب می‌آمد که پس از تشکیل جبهه پیروان خط امام و رهبری توسط اصولگرایان دبیر کلی این تشکل دست راستی را هم بر عهده داشت. عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام، نمایندگی ولی فقیه در کمیته امداد و ریاست سازمان اوقاف از دیگر سمت‌های او است. عسگراولادی همواره از محارم سران نظام جمهوری اسلامی بود که در کنار فعالیت سیاسی خود فعالیت‌های گسترده اقتصادی هم داشت و میان راست سنتی و بازار پیوند محکمی برقرار کرده بود. عسگراولادی در آبان ۱۳۹۲ در سن ۸۱ سالگی بر اثر عارضه قلبی در گذشت تا اصولگرایان یکی از پدرخوانده‌های اصلی و بانفوذ خود را از دست بدهند. مهدوی‌کنی؛ پدرخوانده راست آیت‌الله محمدرضا مهدوی‌کنی، زاده سال ۱۳۱۰ در کن تهران بود. این روحانی سیاستمدار پیش از انقلاب در مسجد جلیلی مبارزات زیادی را علیه رژیم شاه انجام داد و در حلقه یاران اصلی امام خمینی قرار گرفت. او پس از چندین بار دستگیری و بازداشت کوتاه‌مدت در ۱۳۵۳ بازداشت و به بوکان تبعید شد. مهدوی‌کنی پس از پیروزی انقلاب اسلامی با حکم امام (ره) به عضویت شورای انقلاب درآمد و از موسسان و سرپرست کمیته‌های انقلاب بود و به عنوان وزیر کشور اولین انتخابات جمهوری اسلامی را برگزار کرد. وی پس از شهادت رجایی و باهنر مدتی هم کفالت نخست‌وزیری را بر عهده داشت اما هیچ‌گاه در انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری کاندیدا نشد و بیشتر نقش پدر معنوی جناح راست ایران را به خصوص با عضویت موثر در جامعه روحانیت مبارز تهران که دبیر کلی آن را بر عهده داشت، ایفا می‌کرد. مهدوی‌کنی موسس و رئیس دانشگاه امام صادق (ع) بود که بسیاری از مدیران جمهوری اسلامی از دل آن بیرون آمده‌اند. عضویت و دبیری شورای نگهبان و عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام از دیگر مناصب وی بود. مهدوی‌کنی در انتخابات میان‌دوره‌ای چهارمین مجلس خبرگان رهبری وارد این مجلس شد و پس از حساسیت‌های به وجود آمده بر سر ریاست هاشمی‌رفسنجانی بر مجلس خبرگان، در سال ۱۳۸۹ به ریاست این مجلس رسید. مهدوی‌کنی در خرداد ۱۳۹۳، پس از شرکت در مراسم سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) دچار عارضه قلبی و در بیمارستان بستری شد و پس از پنج ماه در مهر همان سال در ۸۳ سالگی دار فانی را وداع گفت تا اصولگرایان ایران یکی از مهم‌ترین مغزهای متفکر و چهره‌های بانفوذ خود را از دست بدهند. مرضیه دباغ؛ بانوی مبارز مرضیه حدیدچی (دباغ) در سال ۱۳۱۸ در همدان به دنیا آمد. او تا مقطعی به تحصیلات علوم دینی پرداخت و با آغاز نهضت اسلامی با عنوان طاهره دباغ از یاران امام خمینی و مبارزین سرسخت حکومت پهلوی شد که بارها به زندان افتاد و شکنجه را تحمل کرد تا اینکه در سال ۱۳۵۳ برای نجات از آزار ماموران ساواک مجبور به خروج از کشور شد. وی در نوفل‌لوشاتو از محافظان بیت امام به حساب می‌آمد. دباغ پس از پیروزی انقلاب اسلامی در دفاع از انقلاب دست به اسلحه شد و در زمره مدافعان انقلاب درآمد و پس از حفاظت از بیت امام (ره)، مدتی هم به فرماندهی سپاه همدان رسید. مسئولیت آموزش بسیج و برخی آموزش‌های سیاسی-نظامی، مسئولیت زندان‌های تهران و بازرسی زندان‌های کل کشور از دیگر سمت‌های این بانوی مبارز بود.او سه دوره هم به نمایندگی مجلس شورای اسلامی رسید. وی که تقریبا تمام عمر خود را در مبارزه برای اسلام و دفاع از انقلاب گذرانده بود در آبان ۱۳۹۵ دارفانی را وداع گفت. موسوی‌اردبیلی؛ بر مسند قضا آیت‌الله‌العظمی عبدالکریم موسوی‌اردبیلی متولد سال ۱۳۰۴ در اردبیل بود. او از مبارزان علیه حکومت پهلوی و عضو هیئت مدیره مجله مکتب اسلام بود که البته توانست بهانه‌ای به دست ساواک ندهد تا دستگیر نشود. وی از بنیانگذاران جامعه روحانیت مبارز در سال ۱۳۵۶ بود و پس از انقلاب اسلامی هم به عضویت حزب جمهوری اسلامی درآمد. موسوی‌اردبیلی با حکم امام (ره) به عضو شورای انقلاب شد و عضو مجلس خبرگان (تدوین) قانون اساسی و شورای بازنگری قانون اساسی هم بود. وی از اسفند ۱۳۵۸ تا تیر ۱۳۶۰ دادستانی کل کشور را بر عهده داشت. موسوی‌اردبیلی پس از شهادت شهید بهشتی در سابل ۱۳۶۰ از سوی امام خمینی به عنوان رئیس دیوان عالی کشور (قوه‌قضائیه وقت) منصوب شد که تا سال ۱۳۶۸ در این سمت حضور داشت و وظیفه تدوین قوانین کیفری، جزائی و حقوقی دادگستری و انطباق آن‌ها با موازین شرع و فقه اسلامی را بر عهده داشت. وی نماینده دوره اول مجلس خبرگان رهبری بود و عضویت در هیئت سه نفره رسیدگی به اختلاف بنی‌صدر با دیگر سران نظام و مسئولیت اجرای فرمان شش ماده‌ای امام (ره) هم از دیگر مسئولیت‌های او به حساب می‌آید. او از بهمن ۱۳۵۹ تا آبان ۱۳۶۸ هم امام جمعه موقت تهران بود و پس از درگذشت امام خمینی با تاسیس دانشگاه مفید بیشتر به تدریس می‌پرداخت. موسوی‌اردبیلی در آذر ۱۳۹۵ در ۹۱ سالگی بر اثر ایست قلبی درگذشت. هاشمی‌رفسنجانی؛ استوانه نظام آیت‌الله اکبر هاشمی‌رفسنجانی را یکی از استوانه‌های اصلی نظام جمهوری اسلامی می‌نامند. این روحانی متولد سال ۱۳۱۳ در نوق کرمان، از قدیمی‌ترین انقلابیون و یاران امام (ره) به حساب می‌آمد. هاشمی که پیش از انقلاب هم رابط امام با انقلابیون و هم حامی مادی و معنوی بسیاری از آنان بود در دوران مبارزه خود سابقه زندانی شدن را هم داشت. او پس از پیروزی انقلاب اسلامی تقریبا تمام سمت‌های مهم در جمهوری اسلامی را تجربه کرد. عضویت در شورای انقلاب و شورایعالی دفاع، جانشینی فرمانده کل قوا و فرماندهی جنگ، سرپرستی وزارت کشور، ریاست مجلس شورای اسلامی، ریاست‌جمهوری، ریاست مجلس خبرگان رهبری و ریاست بر مجمع تشخیص مصلحت نظام از جمله پست‌هایی بود که هاشمی در طول ۳۸ سال حضورش در نظام جمهوری اسلامی تجربه کرد. سیاستمدار صبوری که که روزگاری محبوب جناح راست و مورد انتقاد جناح چپ بود در اواخر عمرش محبوب اصلاح‌طلبان و مورد انتقاد اصولگرایان شده بود اما هیچگاه جانب اعتدال را رها نکرد و همیشه منافع نظام را بر منافع شخصی و جناحی و حزبی ترجیح می‌داد. او حتی در اوج دورانی که از سوی برخی مدعیان انقلاب تخریب می‌شد برای حفظ نظام لب باز نکرد و بسیاری از اسراری را که وی مخزن‌الاسرار آن به حساب می‌آمد فاش نکرد در حالی که می‌توانست با گفتن برخی مسائل، تخریب‌کنندگان را رسوا کند. هاشمی‌رفسنجانی در شامگاه ۱۹ دی ۱۳۹۵ و در ۸۳ سالگی به صورت کاملا ناگهانی بر اثر عارضه قلبی به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شد و ساعاتی بعد با درگذشت خود جامعه ایران را در بهت فرو برد تا از بزرگ‌ترین انقلابیونی باشد که دو سال پیش از ۴۰ سالگی انقلاب چشم از جهان فرو می‌بندد. ابراهیم یزدی؛ دیپلمات انقلابی ابراهیم یزدی در سال ۱۳۱۰ در قزوین به دنیا آمد. او که دانش‌آموخته داروسازی دانشگاه تهران بود پیش از انقلاب در ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کرد اما گرایشات مذهبی‌اش باعث شد تا انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا و انجمن اسلامی پزشکان آمریکا و کانادا را تاسیس کند. از طرفی وی به عضویت جبهه ملی و نهضت آزادی درآمد و از فعالان انقلابی خارج از کشور بود. یزدی با همکاری مصطفی چمران و محمد توسلی اولین پایگاه آموزش جنگ‌های مسلحانه در مصر و جنوب لبنان را تاسیس کرد. او پیشنهاد حضور امام (ره) در فرانسه را مطرح کرد و با حضور در نوفل‌لوشاتو از رابطان اصلی امام (ره) به حساب می‌آمد که به خاطر روابط خوب دیپلماتیکش با بسیاری از بزرگان و مطبوعات جهان می‌توانست کمک شایانی به انقلابیون بکند. وی با پرواز انقلاب در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ به ایران بازگشت و امام خمینی در نامه‌ای از زحمات او در مدت اقامت در فرانسه تقدیر کردند. یزدی با حکم امام (ره) به عضویت شورای انقلاب درآمد و در دولت موقت معاون نخست‌وزیر در امور انقلاب و وزیر امور خارجه بود که با استعفای این دولت کنار رفت. او در دوره اول مجلس نماینده تهران بود اما در سایر انتخاباتی که به عنوان نامزد ثبت‌نام کرد صلاحیتش تایید نشد. وی که از اعضای شورای مرکزی نهضت آزادی بود پس از درگذشت بازرگان به دبیر کلی این حزب منتقد نظام رسید و در مقاطعی هم از جمله پس از انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۳۸۸ طعم بازداشت را چشید که البته هیچ کدام طولانی‌مدت نبود. او در شهریور ۱۳۹۶ و در ۸۵ سالگی در ترکیه از دنیا رفت تا یکی از شاهدان اصلی و نزدیک وقایع ابتدای انقلاب و کسی که به خاطر مسئولیت‌هایش در روزهای آغازین انقلاب اسلامی اطلاعات زیادی از اتفاقات داشت و از طرفی از چهره‌های بین‌المللی ایران به حساب می‌آمد که بسیاری از سران دنیا و به‌خصوص کشورهای عربی ارتباط نزدیکی با او داشتند، نتواند ۴۰ سالگی انقلاب اسلامی را به چشم خود ببیند. هاشمی‌شاهرودی؛ قاضی‌القضات آیت‌الله سید محمود هاشمی‌شاهرودی زاده سال ۱۳۲۷ در شهر کربلا بود. او در حوزه علمیه نجف توانست سطح علمی خود را تا مرجعیت برساند و از موسسان مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق بود که در سال ۱۳۵۲ توسط حکومت صدام حسین به زندان افتاد. وی پس از آزادی و به دنبال تظاهرات‌ مردم‌ عراق‌ در گرامیداشت پیروزی انقلاب‌ اسلامی مردم ایران‌ به‌ویژه در نجف، تحت‌ پیگرد رژیم‌ بعث‌ قرار گرفت‌ و به ایران آمد تا علاوه بر وکالت عام‌ آیت‌الله صدر نقش رابط امام خمینی و مرجعیت نجف را بر عهده بگیرد و با توصیه امام (ره) در حوزه علمیه قم به تدریس بپردازد. ریاست‌ موسسه دایره‌المعارف‌ فقه‌ اسلامی‌ با حکم‌ مقام‌ معظم‌ رهبری، عضویت در مجمع جهانی اهل بیت و عضویت در مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی از جمله مناصب اجرایی او بود. هاشمی‌شاهرودی از سال ۱۳۷۳ با حکم رهبر انقلاب عضو فقیه شورای نگهبان شد و از دوره سوم مجمع تشخیص مصلحت نظام (۱۳۷۵) عضو این نهاد عالی نظام بود. وی در سال ۱۳۷۸ به جای آیت‌الله محمد یزدی ریاست قوه قضاییه را بر عهده گرفت تا به مدت ۱۰ سال قاضی‌القضات نظام جمهوری اسلامی شود و در مرداد ۱۳۹۰ با حکم مقام معظم رهبری رئیس هیات عالی حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه‌گانه شد. شاهرودی از سال ۱۳۷۷ و از دوره سوم مجلس خبرگان رهبری عضو این مجلس بود و در مقاطعی نایب‌رئیسی آن را بر عهده داشت. او در مرداد ۱۳۹۶ پس از درگذشت اکبر هاشمی‌رفسنجانی با حکم رهبر انقلاب به ریاست مجمع تشخیض مصلحت نظام رسید اما بیماری عمر ریاستش را بر مجمع کوتاه کرد و در دی ۱۳۹۷ در ۷۰ سالگی پس از یک دوره بیماری به دیار باقی شتافت تا فقیهی که از وزنه‌های علمی حوزه به حساب می‌آمد و از بزرگان نظام جمهوری اسلامی در این ۴۰ سال بود کمتر از دو ماه مانده به چهلمین سالگرد انقلاب اسلامی از غایبان بزرگ جشن چهل سالگی انقلاب باشد. ]]> سیاست Sat, 19 Jan 2019 08:34:32 GMT http://khatnews.com/vdcfyydt.w6de0agiiw.html مردم در تنگنا هستند http://khatnews.com/vdcam6nm.49n0e15kk4.html به گزارش خط نیوز به نقل از فارس، صد‌و‌شصت‌ و هشتمین شماره‌ی نشریه‌ی خط حزب‌الله با عنوان «مردم در تنگنا هستند» منتشر شد. در بخشی از گزارش خط حزب الله آمده است: در طول تمام این سال‌ها، مخصوصا چند سال اخیر که وضعیت معیشتی مردم در شرایط نامساعدی قرار گرفته، دامنه‌ی تذکرات رهبر انقلاب درباره‌ی آن نیز نسبت به قبل افزایش بیشتری داشته است. به همین علت، خط حزب‌الله در اطلاع‌نگاشت این شماره خود روند هشدارها و تأکیدات رهبر انقلاب پیرامون مسائل و مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم طی دو سال اخیر را مورد بررسی قرار داده است. همچنین سخن هفته این شماره خط حزب‌الله تحلیلی کلان نسبت به وضعیت منطقه‌ی غرب آسیا و قدرت نفوذ ایران در این منطقه داشته است. در بخشی از این متن چنین می‌خوانیم: یکی از جملات مشهور دونالد ترامپ در رقابت‌های انتخاباتی سال ۲۰۱۶ این بود که "اگر من رئیس‌جمهور شوم، آن‌قدر [در همه‌ی امور] پیروز خواهیم شد که از پیروز شدن خسته شوید! " حالا سه سال بعد از آن موقع، کار به جایی می‌رسد که خود شخص او، دستور خروج آمریکا از سوریه را صادر می‌کند به‌طوری‌که اندیشکده‌ی آمریکایی بروکینگز چنین می‌نویسد: "در نتیجه‌ی خروج ترامپ، ایران توانایی بی‌رقیبی برای شکل‌دهی به آینده‌ی سیاسی سوریه پیدا خواهد کرد... خروج آمریکا به ایران کمک استراتژیک خواهد کرد، و به عنوان مثال، این کشور فضای مانور بیش‌تری را برای پی‌گیری و ایجاد پُل زمینی‌ای خواهد داشت که تهران را به بیروت و مدیترانه متصل می‌کند... به‌طور کلی، خروج آمریکا از سوریه، در سراسر منطقه انعکاس پیدا خواهد کرد و توازن قدرت منطقه‌ای را به سود ایران تغییر خواهد داد." سایر بخش‌های نشریه که خواندن آنها هم توصیه می‌شود بدین شرح است: رابطه درست بین «تکلیف» و «نتیجه» (روش تحلیل سیاسی) آرمان‌ها را سریع و هوشیارانه مطالبه کنید (حزب‌الله این است) شخصیتی که در جوانی مجذوب او شدم (خاطرات رهبری) باید نسبت به تولید داخلی تعصب داشته باشیم (مطالبه رهبری) آیا اگر کسی نظر کارشناسی مخالف رهبری بدهد ضد ولایت فقیه است؟ (پرسش و پاسخ) این جرم بخشودنی نیست (کلام امام) کار را برای خدا بکنید (شرح حدیث) باید اخلاق را در جامعه رشد بدهیم (درس اخلاق) در دوران طاغوت از نماز جمعه محروم بودیم (عکس نوشت) زنان دقیق و ظریف به این نکته آشنا هستند (خانواده ایرانی) طبق رسم هفتگی خط حزب‌الله شماره ۱۶۸هفته‌نامه نیز به روح مطهر شهید اسماعیل دقایقی تقدیم می‌شود. نسخه‌ی PDF نشریه در سه نسخه‌ی تابلوی اعلانات، A۴ جهت مطالعه وA۳ برای چاپ و تکثیر روی خروجی پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR قرار گرفته و عموم امت حزب‌الله می‌توانند آن را چاپ و در محافل انقلابی، نمازهای جمعه، هیئت‌های مذهبی و پایگاه‌های بسیج توزیع کنند. ]]> سیاست Sat, 19 Jan 2019 08:49:51 GMT http://khatnews.com/vdcam6nm.49n0e15kk4.html چگونه کنوانسیون پالرمو مسیرهای دور زدن تحریم را می‌بندد؟/ کره شمالی با وجود پیوستن به CFT و پالرمو از لیست سیاه FATF خارج نشده است http://khatnews.com/vdcjxvei.uqeatzsffu.html به گزارش خط نیوز به نقل از پایگاه 598، در صورت تصویب کنوانسیون پالرمو، عرضه نفت در بورس با مشکل مواجه می‌شود. روش‌های دور زدن تحریم با مانع رو به رو می‌شود و ورود ارز اسکناس به کشور گرفتار محدودیت‌های شدید خواهد شد. به گزارش فارس، این روزها قرار است کنوانسیون «سازمان ملل متحد برای مبارزه با جرائم سازمان یافته فرا ملی»، معروف به کنوانسیون پالرمو، در صحن مجمع تشخیص مصلحت نظام مورد بررسی قرار گیرد. این کنوانسیون که دی ماه سال گذشته در مجلس به تصویب رسید، در صورت تصویب، می‌تواند مشکلات و خسارت‌های فراوانی برای کشور به وجود آورد که یادداشت پیش‌رو قصد بررسی و تبیین آنها را دارد. کنوانسیون پالرمو و مسدودسازی راه‌های دور زدن تحریم در کنوانسیون پالرمو، تعهداتی به کشورهای عضو، تحمیل شده است که عمده آن در جرم‌انگاری پولشوئی، خلاصه می‌شود. در رابطه با پولشوئی نیز، ذکر شده است که پولشوئی به معنای شست و شو و پاکسازی عواید هر نوع جرم و اقدام خلاف قانونی است. از آنجا که دور زدن تحریم‌ها، خود اقدامی‌خلاف قانون در حقوق بین‌الملل محسوب می‌شود، می‌توان نتیجه‌گیری نمود که در صورت تصویب این کنوانسیون، شرکتها و نهادهای ایرانی که میخواهند تحریم‌های کشور آمریکا را دور زده و کالا و ارز وارد اقتصاد کشور نمایند، با مشکل مواجه میشوند چرا که متهم به پولشوئی می‌شوند. این نکته قابل ذکر است که بانک مرکزی به دلیل مسائل پولشوئی مورد تحریم واقع شده است. در واقع این بانک به دلیل اینکه به نهادهای تحریمی، خدمات می‌داده است، با این اتهام روبه رو گشته است که از طریق فرآیندهای پولشوئی، نهادهای فوق را در دور زدن تحریم کمک می‌کرده است و به همین دلیل، با برچسب پولشوئی، به لیست تحریم‌های آمریکا رفته است. اما، تهدید فوق می‌تواند گستره بزرگی از اقدامات فعالانه ضد تحریمی‌کشور را مورد هدف قرار دهد.به عنوان مثال، عرضه نفت در بورس که یکی از راهکارهای جدی و کارآمد برای تحریم فروش نفت ایران است، با مشکل مواجه خواهد شد؛ چرا که در این فرآیند، مشخصات و هویت مشتری پنهان خواهد ماند و این پنهان‌سازی برای واریز و انتقال وجوه نفت، با توجه به مفاد کنوانسیون فعالیت مشکوک به پولشوئی قلمداد می‌شود چرا که در این کنوانسیون ذکر شده است که کشورها باید مبدا و مقصد و مشتریان یک معامله را به طرز شفافی مشخص کنند، حال اینکه در مکانیزم فروش نفت در بورس، قرار نیست این اتفاق بیافتد. تهدیدات کنوانسیون پالرمو برای دارو و غذا همچنین الحاق به این کنوانسیون می‌تواند خرید اقلام حیاتی دارو و غذای کشور از خارج را با محدودیت مواجه کند. توضیح بیشتر اینکه در زمینه واردات دارو، به واسطه محدودیت‌های تحریمی، کشور با مشکلات متعددی روبه رو است. طبیعی است که برای رفع این مساله راهکارهایی به غیر از راهکارهای متعارف تجاری در زمانی که کشور تحریم نباشد، مورد استفاده قرار گیرد. به عنوان مثال از شرکت‌های پوششی برای سفارشات دارو و غذا ، استفاده شود که این امر به منزله پنهان سازی هویت مشتری اصلی است. اما این کنوانسیون این امر را در قسمت 2 پاراگراف الف بند 1 ماده 6، قبول نکرده و میگوید:« کشورها باید تدابیر قانونی اتخاذ نمایند تا مخفی نمودن یا کتمان ماهیت،مبداء ، محل، ترتیبات، جابجایی، یا مالکیت یا حقوق واقعی متعلق به اموال با آگاهی از آن که اموال مزبور، عواید حاص از جرم هستند؛ تخلف محسوب شود». کنوانسیون پالرمو و تشویش در بازار ارز اما با توجه به اوضاع بازار ارز، یکی از ملزومات اساسی برای تنظیم این بازار، ورود ارز نقدی و یا اسکناسی به کشور به منظور کاهش قیمت‌ها در این بازار است. اما این کنوانسیون مانع این امر خواهد شد چرا که از کشورها می‌خواهد به‌منظور مقابله موثر با پولشوئی، برای جا به جایی وجوه نقد و ارزهای اسکناسی در مرزهای کشور خویش، تدابیری از جمله گزارش‌دهی و بررسی موردی انجام دهند. این تدابیر در مجموع باید به کاهش ورود ارزهای اسکناسی منتهی شود چرا که از دید این کنوانسیون ورود بالای ارز اسکناسی، بستر و زیرساخت خوبی برای انواع فعالیت‌های پولشویانه است. مشاهده می‌شود که این خواسته کنوانسیون در تضاد با تدابیر موثر به منظور مقابله با التهابات بازار ارز است.با توجه به این موارد، جا دارد اعضای محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام، دقت کافی نسبت به تهدیدات کنوانسیون پالرمو داشته باشند و تصمیم بگیرند که در دوران بازگشت تحریم‌های ظالمانه کشور آمریکا علیه جمهوری اسلامی، منافع ملی به طور حداکثری رعایت شود. بدیهی است با توجه به تهدیداتی که برای این کنوانسیون برشمرده شد، منطقی می‌آید که اعضای مجمع، با رعایت احتیاط تصمیم مناسب بگیرند. کره شمالی با وجود پیوستن به CFT و پالرمو از لیست سیاه FATF خارج نشده است+ سند به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس، دولت یازدهم در تیرماه 1395 و به دنبال پذیرش برنامه اقدام گروه ویژه اقدام FATF برای ایران، وارد تعاملات جدی با این نهاد بین الدولی شد و تعهد داد که این برنامه 41 بندی را اجرایی کند. طبق اظهارات حسین قریبی، دستیار وزیر امور خارجه و مسئول پرونده FATF در این وزارتخانه در مصاحبه با روزنامه خراسان در تاریخ ۲۳ مهرماه امسال، 37 بند از این 41 بند اجرایی شده است. اما دو ماده 28 و 29 برنامه اقدام تصریح می‌کند ایران باید به دو کنوانسیون مبارزه با تامین مالی تروریسم (موسوم به CFT) و مبارزه با جرائم سازمان یافته فراملی (موسوم به پالرمو) بپیوندد که هنوز این بخش از برنامه اقدام اجرا نشده است.تلاش‌های فراوان دولت برای پیوستن به این کنوانسیون‌ها، با هدف خروج کشورمان از حالت اقدام متقابل یا لیست سیاه FATF صورت می‌گیرد. به همین دلیل، مجلس از سوی دولت تحت فشار زیادی قرار گرفت و لوایح الحاق ایران به این کنوانسیون‌ها در مجلس مورد تصویب قرار گرفت و با ایرادات شورای نگهبان و اصرار مجلس بر مصوبات خود، اکنون این لوایح باید در مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین تکلیف شوند. اما برای گرفتن تصمیم دقیقتر در این زمینه، اعضای محترم مجمع تشخیص مصلحت نظام اولا باید به این نکته توجه داشته باشند که همه فشارها برای الحاق ایران به دو کنوانسیون پالرمو و CFT برای این است که ایران از لیست سیاه FATF خارج شود. ثانیا باید پاسخ این سوال را بیابند که آیا با الحاق به این کنوانسیون‌ها، از لیست سیاه FATF خارج می‌شویم یا نه؟ آیا با الحاق به کنوانسیون‌های CFT و پالرمو، از لیست سیاه FATF خارج می‌شویم؟ برای پاسخ به این سوال، تا کنون جواب‌های فنی و دقیقی داده شده است. از جمله اینکه:الف- به دلیل سازوکار تصمیم‌گیری «اجماع موثر» (یعنی برای اتخاذ یک تصمیم یا همه باید موافق باشند، یا فقط یک مخالف وجود داشته باشد) در مجمع عمومی‌FATF و وجود چهار عضوی که برخورد کاملا سیاسی با ایران دارند و مخالف سرسخت خروج کشورمان از لیست سیاه هستند، خروج از این لیست عملا غیرممکن است – FATF/ در بیانیه‌های خود حرفی از خروج ایران از لیست سیاه نزده و صرفا درباره گام های بعدی (که احتمالا تامین مالی صنعت موشکی خواهد بود)، سخن گفته است./ج- دیوید لوئیس دبیر اجرایی FATF در مصاحبه با بی بی سی در تاریخ ۲۳ مهرماه صریحا گفته است هیچ تضمینی وجود ندارد که ایران پس از اجرای خواسته‌های FATF، از لیست سیاه خارج شود. وضعیت کره شمالی، دلیل دیگری بر احتمال بسیار اندک خروج ایران از لیست سیاه اما دلیل روشن دیگری که نشان می‌دهد لزوما پیوستن ایران به کنوانسیون‌های CFT و پالرمو منجر به خروج نام کشورمان از لیست سیاه FATF نمی‌شود، وضعیت کره شمالی در این نهاد بین الدولی است. واقعیت این است که کره شمالی از 25 جولای 2013 عضو کنوانسیون CFT و از 17 ژوئن 2016 عضو کنوانسیون پالرمو شده اما هنوز از لیست سیاه FATF خارج نشده است! تصاویر زیر نشان می‌دهد که بر خلاف ادعای بسیاری از موافقین FATF، کره شمالی عضو هر دو کنوانسیون شده است. * عصرایرانیان ]]> سیاست Sat, 19 Jan 2019 08:49:51 GMT http://khatnews.com/vdcjxvei.uqeatzsffu.html خالی‌بندی آقای تقلب و پاسخی که محسن هاشمی داده بود http://khatnews.com/vdcc4sqp.2bqmi8laa2.html به گزارش خط نيوز، تاج‌زاده به مجله مهرنامه گفته است: معتقدم آقای هاشمی در زمینه توسعه از ما جلوتر بود یعنی در این مورد که محور حکومت جامعه باید توسعه باشد و در این جهت باید کارکرد. ما با تاخیر و پس از او به این اولویت رسیدیم و از این جهت فضل‌تقدم با آقای هاشمی است. اگر بخواهیم روابط اصلاح‌طلبان را با آقای هاشمی بعد از دوم‌خرداد بررسی کنیم؛ سه اشتباه اصلی دیده می‌شود: اول، دوستانی از جناح چپ که نقد آقای هاشمی می‌کردند و اصلا کار آنها به مصلحت نبود. دوم، اشتباه یاران و نزدیکان آقای هاشمی که این نقدها را به کل اصلاحات تعمیم دادند و آقای هاشمی را در تقابل با اصلاحات تعریف کردند. سوم، اشتباه ما که چرا در آن فضا سکوت کردیم. در حالی که باید به صحنه می‌آمدیم و اعلام می‌کردیم اصلاحات فقط این افراد و جریاناتی نیستند که آقای هاشمی را نقد می‌کنند. ما باید این موضع‌گیری را می‌کردیم تا معلوم شود در این قضیه، اصلاح‌طلبان (جناح چپ) دو دیدگاه دارند. قبول ندارم که برخورد با آقای هاشمی را جناح چپ در مجلس ششم باب کرد. سال‌ها قبل‌تر، جناح راست در مجلس چهارم چنان علیه آقای هاشمی سم‌پاشی کرده بود که تقریبا آقای هاشمی در مجلس گریه کرد و از وضعیت زندگی، خانواده، سابقه و شرایط خود گفت. یعنی، چنان گزارشی داد که دل آدم را کباب می‌کرد و این سوال را به ذهن می‌آورد که چرا با آقای هاشمی باید چنان برخوردی بکنند که ایشان مجبور به طرح چنین مطالبی شود؟ تاج‌زاده در این گفت‌وگو سعی می‌کند تصویری همدلانه با هاشمی ترسیم کند. این موضع فریبکارانه و غیرصادقانه تاج‌زاده در حالی است که محسن هاشمی فرزند مرحوم هاشمی، اصلاح‌طلبان را صراحتا به تقلب علیه هاشمی در انتخابات مجلس ششم متهم کرد. او در 9 دی 91 به روزنامه بهار گفت: «نمی‌توان خیلی از مسائل را مطرح کرد چون باعث کدورت می‌شود. پس از دوم خرداد گروهی که اصلاح‌طلب نام گرفته و قدرت را در دست گرفته بودند، مغرور شده و همین غرور باعث شد به سمت افراط بروند. در خیلی از مسائل افراط شد. درست است که صحبت از چندصدایی می‌کردند اما خودشان به سمت تک صدایی رفتند. ادعای انتقال ستاد نامزدهای اصلاح‌طلب به ستاد هاشمی در مرحله دوم انتخابات سال 1384 همه الکی بود. هیچ نیرویی نفرستادند. مصاحبه هم که می‌کردند این را جا می‌انداختند که ما هم هاشمی را قبول نداریم. شعار بد و بدتر را مطرح کردند که ریزش بسیار زیادی در رای ایجاد کرد. هیچ‌کس از جناح اصلاح‌طلب هاشمی را تأیید نکرد. ایشان (هاشمی) در انتخابات مجلس ششم بیستم شد، اگر صندوق‌ها را باز می‌کردیم شاید انتخابات تهران باطل می‌شد. کتابی هست به نام «انصراف» که حاج‌آقا دلایل انصراف‌شان را از انتخابات مجلس ششم نوشته‌اند. آن موقع مسئول انتخابات (تاج‌زاده رئیس ستاد انتخابات بود) فهرست را می‌خواند ولی اسم ایشان را نمی‌خواند. من مدام تماس گرفتم و گفتم چرا نمی‌خوانید گفت ما هنوز به رای آیت‌الله هاشمی شک داریم(!) بعد شکایت شد و یک بساطی راه انداختند که اگر یادتان باشد کاریکاتور «آقاسی» را کشیدید. من آن موقع رئیس دفتر حاج‌آقا بودم، به شورای نگهبان شکایت شد. برخی از صندوق‌ها را باز کردند و هر صندوقی که باز می‌شد آرای آن مخدوش بود و باطل اعلام می‌شد. تا 30 درصد بازشماری شد و حاج‌آقا بیستم شد، بعد گفتند دیگر ادامه ندهید چون مجبور می‌شوند انتخابات تهران را باطل کنند. وقتی از 30 به 20 رسیدند دیدند انتخابات در تهران مخدوش است. افراطی‌های اصلاح‌طلبان و اجرایی‌های آنها تقلب کرده بودند. منبع: کیهان ]]> سیاست Sat, 19 Jan 2019 08:34:32 GMT http://khatnews.com/vdcc4sqp.2bqmi8laa2.html حضور ظریف در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام http://khatnews.com/vdcdnf0k.yt05x6a22y.html مجمع تشخیص مصلحت نظام به ریاست آیت‌الله آملی لاریجانی تشکیل جلسه داد. به گزارش ایسنا، جلسه امروز مجمع تشخیص مصلحت نظام به ریاست آیت‌الله آملی لاریجانی و با حضور علی لاریجانی رئیس قوه مقننه، محمد جواد ظریف وزیر خارجه ، لعیا جنیدی معاون حقوقی رئیس جمهور ، علی شمخانی دبیر شورای‌عالی امنیت ملی با حضور اکثریت اعضای مجمع تشکیل شد. گفته می‌شود پالرمو یکی از موضوعاتی‌است که انتظار می‌رود تا در جلسه امروز بررسی شود. در همین راستا پیش از این نیز لعیا جنیدی اعلام کرده بود: در رابطه با پالرمو تصور من این است که به زودی در اولویت قرار می‌گیرد. در جلسه اخیر مجمع از جانب دولت این درخواست مطرح شد که با توجه به اینکه الان پالرمو روی میز مجمع است و خیلی وقت هم است که به مجمع ارسال شده در اولویت قرار بگیرد و رسیدگی شود که ان‌شاءالله این گونه خواهد شد. ]]> سیاست Sat, 19 Jan 2019 08:34:32 GMT http://khatnews.com/vdcdnf0k.yt05x6a22y.html «فروپاشی» به اسم «پیشرفت»/ غربگرایان چگونه شوروی را نابود کردند؟ http://khatnews.com/vdchiznm.23nqxdftt2.html به گزارش خط نیوز به نقل از خبرگزاری مهر: فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در دهه نود میلادی یکی از مهم‌ترین حوادث سیاسی تاریخ جهان بود. ایدئولوژی مارکسیسم و کمونیسم به قهقرا رفت و طبق پیش‌بینی‌ امام خمینی(ره) - چند سال قبل از فروپاشی- صدای خرد شدن استخوان‌های مارکسیسم شنیده شد. تحلیلگران و پژوهشگران تا کنون عوامل داخلی و خارجی متعددی را درباره علل فروپاشی شوروی و ابرقدرت شرق مطرح کردند که هر کدام به نوعی تلاش دارند زمینه‌های این فروپاشی را بررسی کنند. اما این نوشتار ناظر بر تحلیل همه عوامل دخیل در این رخداد سیاسی مهم نیست، بلکه نگاهی به روند غرب‌گرایی و غربی‌شدن یا به تعبیر بهتر غرب‌زدگی نخبگان سیاسی آن روز شوروی خواهد داشت. باید توجه داشت که غرب‌گرایی به مثابه یک عامل خلق‌الساعه و ناگهانی در زمان گورباچف مطرح نشد بلکه از دوران متقدم همچون دوره «پتر» این روحیه در فضای ذهنی سردمداران بلوک شرق شکل یافته بود. عناصر غرب‌گرایی در اندیشه پتر محرز بود بطوری که راه سعادت جامعه خود را نزدیکی به غرب قلمداد می‌کرد. دلبستگی گورباچوف به غرب و بی‌اعتقادی قلبی او به مبانی مارکسیسم، از دیگر مسائلی است که قابل توجه است؛ گورباچوف حرف‌های امریکایی را با زبان روسی می‌زدمقام معظم رهبری در تبیینی از نشانه‌های تفکر غربی در رهبران شوروی می‌فرمایند: «میخائیل گورباچف وقتی در سال ۱۹۸۵ حدود سالهای ۶۴ و ۶۵ سرِ کار آمد. یک عنصر جوان در مقابل دبیرکل‌های پیر قدیمی بود. روشن‌فکر و خوش‌برخورد بود؛ شعاری که او مطرح کرد، شعار پروستریکا در درجه اوّل و گلاسنوست در درجه‌ی دوم بود. تعبیر فارسی پروستریکا، بازسازی و اصلاحات اقتصادی است؛ و گلاسنوست یعنی اصلاحات در زمینه‌ی مسائل اجتماعی، آزادی بیان و امثال این‌ها. در یکی، دو سال اوّل، به وسیله‌ رسانه‌ها، آواری از حرف و تحلیل و تفسیر و تشویق و جهت‌دهی و پیشنهاد بر سر گورباچف فروریخت و کار به‌جایی رسید که توسط مراکز آمریکایی، گورباچف به عنوان مرد سال معرفی شد. این در همان دوران جنگ سرد هم بود. تا قبل از این، اگر واقعیت‌های خوبی هم در شوروی وجود داشت، به شدّت امریکایی‌ها آن را انکار می‌کردند و علیه آن تهاجم تبلیغاتی راه می‌انداختند. اما ناگهان نسبت به گورباچف چنین وضعی را پیش گرفتند! این آغوش باز غرب، به‌عنوان یک مشوّق بزرگ، گورباچف را فریب داد!» دلبستگی گورباچوف به غرب و بی‌اعتقادی قلبی او به مبانی مارکسیسم، از دیگر مسائلی است که قابل توجه است. رگه‌های این غرب‌گرایی را در کتاب پروستریکای او می‌توان مشاهده کرد. در واقع به تعبیر سفیر اسبق ایران در روسیه گورباچوف حرف‌های امریکایی را با زبان روسی می‌زد. از طرف دیگر همزمان نسل تحصیل‌کرده در غرب به مراحل تصمیم‌سازی رسیده و وارد ارکان قدرت شده بودند. طبقه جدید نخبگانی به شدت متمایل و وابسته به غرب بود. در این میان و پس از شعارهای روزافزون گورباچوف در زمینه اصلاحات اقتصادی و آزادی‌های سیاسی اجتماعی، یک عنصر دیگر به نام «یلتسین» بر سر کار آمد. نقش یلتسین، نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در فروپاشی هر چه سریع‌تر شوروی بود. او از جمله کسانی بود که اصلاحات را به تندترین و افراطی‌ترین شکل ممکن پیگیری می‌کرد. یلتسین پروژه آمریکایی نابودی شوروی را به سرعت تکمیل کرد. به عقیده الهه کولایی «گورباچوف برای نجات شوروی، به شکل فاجعه بار اتکا به رقیب دیرین آن یعنی آمریکا را مورد توجه قرار داد. یلتسین در نزدیکی روزافزون خود به آمریکا و با کمک مشاوران آمریکایی خود، شوروی را به سوی تجزیه پیش برد و پروژه نابودی اتحاد شوروی را تکمیل کرد.» در این شرایط، گورباچوف یلتسین – معاون خود – را برکنار کرد اما دستگاه‌های رسانه‌ای غرب این مهره مورد اتکای خود را از دست نداد و با استفاده از شیوه‌های تبلیغاتی از جمله مظلوم‌نمایی و ... کار را به جایی رساند که در یک سال بعد، یلتسین با رأی بالایی به عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شد. از روزی که یلتسین در ژوئن ۱۹۹۱ یعنی ۲۴/ ۳/ ۱۳۷۰ رئیس‌جمهور شد، تا دی‌ ماه آن سال که رسماً شوروی منحل شد، حدود هفت ماه طول کشید. در واقع گورباچوف – خواه ناخواه- مقدمات و زمینه‌ها را فراهم کرد تا یلتسین این پروژه را به نتیجه برساند. نکته مهم آن که غربزدگی در جانمایه اندیشه نخبگان سیاسی شوروی ریشه دوانده بود. افرادی نظیر یلتسین به معنی واقعی کلمه غربی‌شدن را چاره کار و نجات شوروی می‌دانستند نه فروپاشی. به تعبیر دیگر یلتسین و افراد نزدیک به او مثل «کوزدف» -که بعدها وزیر خارجه‌ شد- تفسیر و باور دیگری را مطرح کردند. به نظر آن‌ها فروپاشی شوروی به معنای نجات روسیه بود. آن‌ها تفسیر کمونیست‌ها را از «جهان درگیری» قبول نداشتند و معتقد بودند که دنیا، دنیای واحدی است و روسیه شریک غرب است و این کمونیست‌ها بودند که آمریکا را دشمن اصلی روسیه می‌دانستند. در حالی‌که اصلاً آمریکا نه تنها دشمن نیست، بلکه اصلی‌ترین شریک روسیه است. غربزدگی در جانمایه اندیشه نخبگان سیاسی شوروی ریشه دوانده بود. افرادی نظیر یلتسین به معنی واقعی کلمه غربی‌شدن را چاره کار و نجات شوروی می‌دانستند نه فروپاشیمسیری که یلتسین و روشنفکران نزدیک به او در اوایل دهه نود داشتند، این بود که اگر روسیه بخواهد در این جهان وجود داشته باشد، باید مثل غربی‌ها شود. افرادی مثل یلتسین عقیده داشتند که باید روسیه‌ای ایجاد کنند مثل غرب. البته این رهاشدگی در دامن غرب بدون پشتوانه تئوری و عملی امکان‌پذیر نبود. سیاست وابسته‌سازی سیاسی، صنعتی و فرهنگی که غرب در پیش گرفته بود روزبه‌روز نمایان‌تر می‌شد. غربی‌ها نقاط حساسی مثل دستگاه اقتصاد، نخست‌وزیری و وزارت خارجه را با گرایش به خودشان سامان داده بودند. دلدادگی به آمریکا به اندازه‌ای بود که تصمیمات کاخ سفید، بی‌چون و چرا در کاخ کرملین پذیرفته شده و به اجرا در می‌آمد. به مجرّد اینکه یلتسین به قدرت رسید و رئیس‌جمهور روسیه و نفر دوم شوروی شد، ابتکار عمل به دست او افتاد. در روز ۲۴/ ۳/ ۱۳۷۰ یلتسین رئیس‌جمهور شد و در روز ۲۶/ ۳/ ۱۳۷۰ یعنی سه روز بعد جورج بوش پدر رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرد که سه جمهوری بالتیک لتونی، استونی و لیتوانی متعلق به شوروی نیست و شوروی بایستی این سه جمهوری را رها کند و استقلال آن‌ها را به رسمیت بشناسد؛ اگر به رسمیت نشناسد، کمک‌هایی را که آمریکا قول داده است، قطع خواهد شد. چندی بعد یلتسین اعلام کرد که ما استقلال جمهوری‌های سه‌گانه را به رسمیت می‌شناسیم! طرفه حکایت آنکه؛ نخبگان سیاسی وقت و اصحاب قدرت نیز خود به این امر اعتراف دارند. یلتسین در کتاب خود می‌نویسد: «وقتی من می‌خواستم دوستم را فلان‌جا بگمارم، بوش پدر به من زنگ زد. خواهش کرد سه نفر را در کابینه‌ام حتماً جا بدهم. آقای گایدار، آقای چوبایس و آقای کوزیروف. من هم این‌ها را که همه یهودی بودند، به وزارت خارجه، وزارت اقتصاد و... گماشتم!» دو ماه بعد برای برجسته‌سازی غرب‌گرایان افراطی به خصوص یلتسین، کودتای معروف و مشکوک مرداد ماه اتفاق افتاد و جالب آنکه رسانه‌های غربی همچون سی‌ان‌ان بطور کامل رخدادهای کودتا را بطور کامل پوشش می‌دادند و با تبلیغاتی که به نفع یلتسین صورت گرفت، او را به عنوان شخصیت اول مطرح کردند. از سوی دیگر بحث نفوذ فرهنگی غرب در شوروی غیرقابل کتمان نیست. درواقع این همه غرب‌گرایی و غربی‌سازی ساختار ذهنی جامعه بدون پیش‌زمینه‌های فرهنگی و تبلیغاتی ناممکن است. فعالیت‌های افرادی نظیر جرج سوروس و ارتباط او با سازمان‌های مردم‌نهاد (NGO) ، فیلم‌های هالیوودی با اهداف از پیش تعیین‌شده، رسانه‌های تصویری همچون تلویزیون NTV که با پشتیبانی کامل امریکایی‌ها برنامه‌سازی می‌کرد سیل تبلیغات غربی، فرهنگ غربی و نمادهای غربی را روانه بازار شوروی کرد. در این زمینه شاید رستوران‌های «مک‌دونالد» یکی از مشهورترین و تأثیرگذارترین نماد نفوذ فرهنگی غرب در بلوک شرق بود بطوری که در همان روزها مجلات آمریکایی تایم و نیوزویک از اینکه مراکز «مک‌دونالد» در مسکو رواج پیدا کرده، به‌عنوان یک خبر مهم و به‌عنوان پیشاهنگ فرهنگ غربی و فرهنگ آمریکایی در کشور شوروی یاد کرده بودند. فعالیت‌های افرادی نظیر جرج سوروس و ارتباط او با سازمان‌های مردم‌نهاد(NGO) ، فیلم‌های هالیوودی با اهداف از پیش تعیین‌شده، رسانه‌های تصویری همچون تلویزیون NTV که با پشتیبانی کامل امریکایی‌ها برنامه‌سازی می‌کرد سیل تبلیغات غربی، فرهنگ غربی و نمادهای غربی را روانه بازار شوروی کردرهبر معظم انقلاب اسلامی در تحلیل روزهای پایان منجر به فروپاشی شوروی، طراحی غربی‌ها را اینگونه بیان می‌کنند: «به دنبال آن[کودتا]، کناره‌گیری گورباچف از دبیرکلی حزب مطرح شد؛ بعد پیشنهاد انحلال حزب کمونیست، سپس شکست کمونیزم اعلان شد همان چیزی که آمریکاییها بسیار از آن کیف می‌کردند و بعد هم بالاخره شایعه‌ استعفای گورباچف منتشر شد. در همان زمان طی مصاحبه‌ای از گورباچف سؤال شد که شما استعفا خواهید کرد یا نه؟ گفت منتظرم وزیر امور خارجه‌ آمریکا به مسکو بیاید تا ببینم چه می‌شود! وزیر امور خارجه‌ آمریکا به مسکو آمد و قبل از آنکه با گورباچف تماس بگیرد، رفت با یلتسین تماس گرفت؛ آن هم در کاخ اصلی ملاقات‌های کرملین. معنای کارش این بود که گورباچف تمام شد! سه روز بعد هم گورباچف استعفا کرد و انحلال شوروی اعلام شد! این طرح موفّق آمریکا در شوروی بود. یعنی یک ابرقدرت را با یک طرح کاملا هوشمندانه، با صرف مقداری پول، با خریدن برخی اشخاص و با به کار گرفتن رسانه‌های تبلیغی، توانستند طی یک طراحی سه، چهارساله و یک نتیجه‌گیری شش، هفت‌ماهه به‌کلّی منهدم کنند و از بین ببرند!» اگر چه نمی‌توان غربی‌شدن و غرب‌گرایی را به عنوان علت تامه فروپاشی شوروی دانست اما، این نکته مهم را باید یادآور شد که غرب‌زدگی و نفوذ فرهنگ غربی شروع دومینویی بود که راه را برای اضمحلال و به نابودی کشاندن ابرقدرت شرق هموار کرد. ]]> سیاست Sat, 19 Jan 2019 08:49:51 GMT http://khatnews.com/vdchiznm.23nqxdftt2.html در حاشیه تلاش بی فایده اصلاح‌طلبان برای جداسازی برند خود از دولت/ « تکرار می‌کنم» را احتمالا یک اصولگرای شاخص گفت! http://khatnews.com/vdchxznm.23nqidftt2.html به گزارش خط نیوز به نقل از جهان نيوز: روند شکل گیری ائتلاف میان اصلاح طلبان و حزب اعتدال و توسعه از حمایت‌های تام و تمام در دو انتخابات ریاست جمهوری به مرحله طلاق سیاسی رسیده است. روند این طلاق سیاسی با سخنان «سعید حجاریان» که مطرح کرد اصلاح طلبان با دولت ائتلافی نداشته‌اند و روحانی از خودش عبور کرده است نه اصلاح طلبان از او، آغاز شد. «محمود واعظی»، رئیس دفتر رئیس جمهور هم در چند مرحله پاسخ وی را داد و بیان کرد که با تندروها ائتلاف نکرده‌ایم. پس از این سخنان واعظی اصلاح طلبان حملات شدیدی علیه وی به راه انداختند و حتی از رئیس جمهور خواستند که با وی برخورد کند. در میانه برخوردهای سیاسی برخی از اصلاح طلبان اهداف اصلی این جریان را از بوجود آوردن چنین چالش‌هایی به وضوح روشن می کنند. اصلاح طلبان در این حوزه نمی خواهند پاسخگوی حمایت خود از دولت و هزینه‌ای که شیوه عملکردی آنها به کشور تحمیل کرده است، باشند از این روست که به انکار روی آورده‌اند. در همین رابطه، «صادق زیباکلام» فعال سیاسی اصلاح در سخنانی قابل تامل درباره تاثیرات رفتار‌های سیاسی اصولگرایان و اصلاحطلبان بر میزان امیدواری در جامعه، ضمن تأکید بر وجود نارضایتی عمیق و گسترده گفت: «مشکل اساسی این است که اصولگرایان به خصوص جریانات تندرو نمی‌خواهند بپذیرند که نارضایتی وجود دارد و زمانیکه این نارضایتی خودش را در قالب اعتصاب و اعتراض‌های صنفی نشان می‌دهد تندرو‌ها دو پاسخ بیشتر ندارند، نخست اینکه خارجی‌ها یعنی آمریکا، اسرائیل و عربستان را متهم می‌کنند و پای فتنه را وسط می‌کشند؛ و دوم، انگشت اتهام به سمت بخش انتخابی نظام یعنی دولت ومجلس می‌گیرند که باید پاسخگو باشند، این گروه نمی‌خواهد به عمق نارضایتی مردم نگاه واقع بینانه‌ای داشته باشد. به هیچ وجه در پی تبرئه اصلاح طلبان نیستم، اما واقع مطلب این است که اگر قرار بر تشکیل دادگاهی برای رسیدگی به اتهامات متهمانی که موجب نارضایتی مردم شدند، باشد، قطعا اصلاح طلبان متهم ردیف اول این دادگاه نخواهند بود.» با این اوصاف اگر اصلاح‌طلبان بیشتر در همین زمینه انکار خود پیش بروند می گویند که دولت روحانی با حمایت اصولگرایان روی کار آمد و فردی که با کلمه کلیدی « تکرار می کنم» بخشی از جامعه را به رای دهی به حسن روحانی و لیست امید ترغیب می کرد، یک اصولگرای شاخص بوده است. از سوی دیگر باید گفت که فراکسیون امید که 30 نماینده در مجلس دارد ماهیت کاملا اصولگرایی دارد و با این اوصاف عملکرد دولت و مجلس قطعا به جریان اصلاح طلب باز نمی گردد. اصلاح‌طلبان بدون تعارف حمایت تمام‌قد و همه‌جانبه انجام دادند که هیچکس نمی‌تواند منکر آن بشود. درست است که رفتار انتخاباتی حسن روحانی بخصوص در مناظره‌ها افکار عمومی را به خود جلب کرد و وضعیت رای او را بهبود بخشید؛ اما این برای موفقیت او هرچند لازم بود، اما کافی نبود. آنچه کار را یکسره کرد، حمایت تمام‌قد اصلاح‌طلبان بود. با این وجود، اصلاحات با درک وضعیت خود در فضای سیاسی کشور هم درسال ۹۲ و هم در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۶ از روحانی حمایت تمام‌عیاری کرد که در تاریخ ایران این نوع حمایت سابقه ندارد. البته «حسن روحانی» نیز با انتخاب وزرای اصلاح‌طلب در کابینه حق مطلب را ادا کرد. درواقع اصلاح طلبان توانستند با استفاده از ائتلاف با دولت خود را احیا کنند و از حاشیه فضای سیاسی دوباره به متن بازگردند. اگر اصلاح طلبان سودی در زمینه ائتلاف با اعتدالیون نمی دیدند قطعا با آنها ائتلاف نمی کردند و سود سرشاری هم از این ائتلاف بردند اما حالا که می بینند که اوضاع سیاسی اقتصادی کشور به نفع آنها نیز رویه انکارسیاسی را پیش گرفته‌اند! پاسخگویی یکی از شاخصه‌های مهم برای سنجش عملکرد یک جریان سیاسی است. در کشورهای دیگر که احزاب با یکدیگر رقابت می کنند، بعضا دیده می شود که با یک مشکلی که در امور اجرایی رخ می دهد افراد شاخص حزب عذرخواهی و یا حتی استعفا می دهند تا هزینه حزب را کمتر کنند و به وجهه آن آسیب نرسانند اما در فضای سیاسی کشور خصوصا از سوی گروه سیاسی که همیشه ادعای دموکراسی‌خواهی آنهم از نوع غربی را دارند، در این مرحله که باید پاسخگو باشند مانند «صادق زیباکلام» نه تنها پاسخی به این مشکلات نمی دهند بلکه دست به «خود انکاری» می زنند. جالب اینجاست که این افراد تاریخ را نیز نادیده می گیرند و با بی اعتنایی به حافظه تاریخی افکارعمومی سعی می کنند که حرف خود را بزنند. این سخنان زیباکلام چند نکته عمده را می توان به طور توامان مشاهده کرد. «خودانکاری»، «نادیده گرفتن افکارعموم»، «نادیده گرفتن حافظه تاریخی» و ... که به خوبی عیار اصلاح‌طلبان در برخورد با چنین شرایطی را نشان می دهد. اگر اصلاح طلبان بتوانند رابطه‌شان با دولت را انکار کنند عملکردشان در مجلس شورای اسلامی و همچنین شورای شهر تهران را چگونه می خواهند توجیه کنند. هرچند که باید گفت دولت روحانی با راهبرد اصلاح طلبی پیش رفت و اگر قرار بود دولتی تماما اصلاح طلب با رئیس اصلاح طلب تشکیل شود قطعا بسیاری از وزرا و مدیرانی که امروز و تا چندی پیش در دولت روحانی حضور داشتند، شاکله اصلی دولت را تشکیل می دادند. ]]> سیاست Sat, 19 Jan 2019 08:34:32 GMT http://khatnews.com/vdchxznm.23nqidftt2.html اصلاح‌طلبان دستگیری مجری صداوسیما را سانسور کردند http://khatnews.com/vdci5zaw.t1ayr2bcct.html به گزارش خط نيوز، جوان نوشت: اگر کسی در ایران بود که مرضیه هاشمی، مجری پرس تی‌وی را نمی‌شناخت، با اعلام خبر دستگیری او توسط دولت امریکا در جریان سفر به این کشور به منظور عیادت از برادر بیمارش، با او آشنا شد. اعتراضات مقامات ایرانی و کاربران ایرانی شبکه‌های اجتماعی مختلف اینترنتی از لحظه اعلام خبر شروع شد؛ از وزیر خارجه ایران تا خبرنگاران و کاربران عادی، همه معترض به رفتار نامناسب دولت امریکا با خبرنگار امریکایی الاصل شبکه خبری انگلیسی‌زبان صداوسیما. در زندان حجاب او را برداشته و غذای مخصوص مسلمان‌ها یا گیاه‌خواران هم در اختیار او قرار نگرفته و تنها گوشت خوک در اختیار او قرار گرفته که از خوردن آن خودداری کرده است. انجمن‌های مختلفی در خود امریکا هم به دولت امریکا برای دستگیری بی‌دلیل هاشمی و رفتار نامناسب با او اعتراض کردند. این میانه روزنامه‌های اصلاح‌طلب در روز پنج‌شنبه همه تلاش خود را کردند مبادا نامی از مرضیه هاشمی در صفحه اول رسانه‌شان دیده شود! همین رسانه‌هایی که به وقتش کلی شعار در حمایت از حقوق اهل رسانه و خبرنگاران می‌دهند و خود را مدعی آزادی بیان می‌دانند. ]]> سیاست Sat, 19 Jan 2019 08:34:32 GMT http://khatnews.com/vdci5zaw.t1ayr2bcct.html خبر سگ آقازاده از کجا آمد؟ http://khatnews.com/vdcjivei.uqea8zsffu.html به گزارش خط نيوز، محسن مهدیان فعال رسانه ای در کانال تلگرامی خود نوشت: اولین ضمیمه سیاسی خبر حادثه لواسان چه بود؟ صاحب سگ یک آقازاده است. این خبر تکذیب شد؛ اما سوال اینست که چرا به سرعت چنین شایعه ای منتشر شده است؟ چرا مخاطب به دنبال یک ضمیمه سیاسی برای این حادثه است؟ پاسخ ساده است؛ مخاطب باور نمی کند که کسی بدون "پشتوانه قدرت" بتواند یک سگ بدون قلاده را در پارک رها کند و بدتر اینکه در واکنش مشمئز کننده بگوید: "خب دیه اش را می دهم." صاحب سگ دستگیر شد؛ اما مخاطب هنوز آرام وقرار ندارد. گوئی همه آنچه باید بداند را نمی داند. صاحب سگ چه کسی است؟ به کجا وابسته است؟ خبرآقازاده بودن از همین هیجان برساخته است. موقتاً عبور کنیم. اخبارسیاسی یک ماه گذشته را مرور کنید. نماینده سراوان به کارمند گمرک توهین می کند. فیلم این توهین منتشر می شود و جامعه اعتراض می کند. رئیس مجلس تنها به انتشار فیلم معترض است و نماینده مذکور، وزیر و کارمند گمرک را تهدید می کند. مردم بیشتر عصبی می شوند. رئیس بنیاد مستضعفان از حقوق ۱۸ میلیونی اش می گوید. این در حالی است که هیچ مسئولی در هیچ سطحی حاضر نیست ماده ۲۹ که اعلام و شفاف سازی حقوق و مزایاست را اجرا کند. چه انکه ماجرای حقوق نجومی نیز هیچ سرانجامی نداشته است. باقی اخبار از ایندست را خودتان فهرست کنید. سخن اما برسرچیست؟ رابطه این اخبار با سگ اشرافی لواسان چگونه است؟ شنیده اید که ظاهر مردم، باطن مسئولین است؟ بله؛ ماجرای سگ پارک لواسان و قلدری صاحب سگ، ظاهر و نشانی از باطن مسئولین است. باطن مسئولین سالهاست پنهان بوده و این روزها به مدد رسانه های جدید در حال افشا شدن است. این خبر سگی، باطن بسیاری از اخبار سیاسی است. به ماجرای آقازاده ها توجه کنیم. این سطح از عصبانیت مردم در مواجهه با آقازاده ها بخاطر چیست؟ راز این عصبانیت اینجاست؛ آقازاده اشرافی نماد یک ریاکاری سیاسی است. تبختر آقازاده ها بیان یک عمر زندگی نفاق گونه پدرانی است که سبک زندگی فردی شان از سبک زندگی سیاسی شان متفاوت بوده و اما از مردم کتمان کرده اند. آقازاده متکبر، محصول سبک زندگی اشرافی پدری است که یک عمر تظاهر کرده است. و امروز مردم از کنار اشرافیت سگی نمی گذرند چون آنرا یک نشانه و نماد سیاسی می دانند. گوئی قصه این سگ و صاحب سگ برای مردم تکراری است و بارها شنیده اند. اگرچه صاحب سگ آقازاده نیست، اما بدرستی او را فرزند معنوی نماینده سراوان و دیگر نماینده های حامی و صاحبان حقوق نجومی و دهن کجی به ماده ۲۹ و قوانین شفافیت و غیره می دانند. بی قراری امروز جامعه از خبر سگ گردانی، ناشی از همان باطنی است که در اخبار سیاسی چشیده اند. والحق این تعبیر پرمعنا که ظاهر مردم، باطن مسئولین است ترجمه ایندو روایت است که "الناس علی دین ملوکهم" و "الناس بأمرائهم اشبه منهم بآبائهم". مردم به امرای خود نزدیکترند تا پدرشان. ]]> سیاست Sat, 19 Jan 2019 08:34:32 GMT http://khatnews.com/vdcjivei.uqea8zsffu.html