پايگاه خبری تحليلی خط نيوز - آخرين عناوين فرهنگ :: نسخه کامل http://khatnews.com/culture Wed, 20 Jun 2018 06:09:56 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://khatnews.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط پايگاه خبری تحليلی خط نيوز http://khatnews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پايگاه خبری تحليلی خط نيوز آزاد است. Wed, 20 Jun 2018 06:09:56 GMT فرهنگ 60 توهم مرجعیت اجتماعی/ چرا سلبریتی‎ها اعتبار ندارند؟ http://khatnews.com/vdcdxs0k.yt0xx6a22y.html به گزارش خط نیوز به نقل از خبرگزاری تسنیم، سال ها است که سلبریتی ها (چهره هنری، ورزشی و یا پدیده جدید سلبریتی های شبکه های اجتماعی) در فضای عمومی کشور خبرساز شده و جای اصلی را در بسیاری از رسانه های کشور اشغال کرده اند. این حضور گسترده سلبریتی ها محدود به بحث های فرهنگی و تفریحی نیست و از انتخابات ها گرفته تا مسائل اقتصادی را شامل می شود. کار به جایی رسیده است که برخی بر این باورند؛ این سلبریتی هستند که تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور را رقم می زنند و جامعه چشم به دهان چهره هایی دوخته است که تا چند دهه پیش نقش مجلس گرمکن های غیرجدی داشتند. ریشه مرجع اجتماعی نشان دادن سلبریتی ها با تاکید بر چهره های سینمایی و ورزش های اصلی (در ایران فوتبال) به نیمه نخست قرن بیستم در آمریکا باز می گردد. فراگیر شدن سینما باعث شد تا نظام حاکم به دنبال ایجاد تغییرات اساسی در فرهنگ آمریکایی باشد و برای رسیدن به این مقصد بسته ای جامع شامل چهره های سینمایی، رسانه های کنترل شده و هواداران به خط، را آماده کرد که هر یک کارویژه خاص خود را داشتند. چهره های معروف سینمایی را به ازدواج هم در می آوردند، برای آنها خانه ای قصرگونه می ساختند که جلب توجه کند، رسانه هایی که به زندگی خصوصی آنها مدام سرک می کشیدند و هوادارانی که برای گرفتن امضا سر و دست می شکستند. این گلادیاتورهای نرم عصر جدید در بزنگاه ها به خدمت نظام حاکم در آمده و ایفای نقش می کردند. دیوارهای شهرها و صفحات اصلی رسانه ها به تسخیر این چهره های نوظهور درآمده بود. در ایران، اما، سلبریتی ها به داخل خدمت نکرده و نقشی مبهم ایفا می کنند. فارغ از اینکه نقش آفرینی اجتماعی آنها به نفع چه کسی است، باید ابتدا مشخص کرد که آیا واقعا کنشگرانی فعال در عرصه اجتماع هستند و یا بادکنک هایی که با تبلیغات رسانه ها باد شده اند. حمایت همه جانبه سلبریتی ها در آمریکا از هیلاری کلینتون و در نهایت پیروزی ترامپ که منفور جامعه هنری و روشنفکری آمریکا بود تردیدها درباره میزان موثر بودن این طبقه در آمریکا را افزایش داده است. به زبان ساده، عصر سلبریتی ها در مهد تولد آن هم به آخر عمر خود نزدیک شده است، چه برسد به کشورهایی با فرهنگ و تاریخ کهن مانند ایران که ظاهرا مرده به دنیا آمده است. اگر از دریچه نیازهای واقعی مردم و آنچه جامعه شبه روشنفکری به دنبال القا آن است به اتفاقات اجتماعی بنگریم بهتر می توانیم پاسخی روشن به این سوال بدهیم که، آیا سلبریتی ها واقعا مرجعیت اجتماعی دارند؟ بزرگترین کمپینی که در ایران با ظرفیت سلبریتی ها توسط دولت یازدهم ساماندهی شد، کمپین نه به یارانه نقدی بود که مقام های دولت حسن روحانی به راه انداختند تا با انصراف مردم از دریافت یارانه نقدی بر این طرح مهر پایان نهند. انبوهی از چهره های سینمایی، موسیقی و ورزشی به خط شده و هر یک در ذم یارانه نقدی فصلی پرداختند. عده ای آنرا گداپروری دانسته و عده ای سیاستی ضدتولید خطابش کردند. خلاصه اینکه یارانه نقدی ریشه همه مشکلات کشور معرفی شد. رفراندوم دولت که به صورت ثبت نام مجدد برای یارانه نقدی انجام شد، با رای بالای 95 درصدی مردم به تداوم پرداخت یارانه نقدی همراه بود و اکثریت مردم خواستار دریافت یارانه نقدی شدند، در حالیکه لشکر سلبریتی ها با عینک های دودی و لباس های گرانقیمت از آنها خواسته بود طرفدار گداپروری نباشند! چرا؟ پاسخ به این سوال نیازمند توجه به جمیع جهات و انبوهی از متغیرها است. مردم به راحتی از خود می پرسند که اگر یارانه نقدی که باعث افزایش قدرت خانوارها شده به طوریکه هر خانواری این حقیقت را بی واسطه دیده است، بد است، چرا قبل از اجرای هدفمندی و در دولت های قبلتر که یارانه به مصرف داده می شد مردم سهمی نمی بردند و فقط پرمصرف ها و میلیاردرها بهره مند می شدند؟ سلبریتی ها برای این سوال پاسخی منطقی ندارند و تکرار اینکه گداپروری نکنید، کسی را تحت تاثیر قرار نداد. قرار دادن مردم بر سر دوراهی تحقیر ثبت نام مجدد برای دریافت یارانه نقدی با هوچی گری، و سرزنش کردن مردم برای وادار کردن آنها به انصراف، جوانمردانه نبود، و البته سودی هم نداشت. هر چه باشد ثبت نام جلوی دوربین های صدا و سیما انجام نشد و نوعی رای گیری مخفی اتفاق افتاد. بی ام و سواران دشمن سمند! علی کریمی بازیکن فوتبال سال های نه چندان دور فوتبال ایران از چند روز پیش کمپین نخریدن خودرو از خودروسازان داخلی به راه انداخته و مردم را دعوت به نخریدن خودروی ایرانی کرده است. کریمی نخستین کسی نیست که علیه انحصار خودروسازان پرچم بلند می کند. بیش از 30 هزار ثبت نام خرید خودرو نشان داد که این سلبریتی هم مانند سلبریتی های نه به یارانه نقدی شکست خورده است. شاید وی نیز مانند سلبریتی های خانوادگی فعال در عرصه سیاست بعد از رای مردم در سال 88 به گزینه ای که پسند سلبریتی ها نبود با عصبانیت بگوید «عصبانی نیستم»، اما واقعیت این است که مردم می دانند چه چیزی به سودشان است و چه چیزی به سودشان نیست و تصور درستی از امکانات خود دارند. حتی اگر سلبریتی ها عصبانی باشند! مردم می دانند که نمی توانند خودروهای غیرایرانی و یا همان وارداتی بخرند و کسی که ماشین میلیاردی سوار می شود نمی تواند بفهمد کسی که به دنبال خرید یک پراید، پژو 405، سمند و ... برای استفاده شخصی و مسافرکشی با هدف امرار معاش است در چه وضعیتی قرار دارد و نمی تواند به کمپین های شیکی که سلبریتی ها از سر شکم سیری طراحی می کنند، بپیوندد. سلبریتی ها چرا کمپینی علیه بی عملی دولت در برابر بیکاری به راه نمی اندازند؟ تجربه نشان داده است که در کمپین هایی که با نیاز مردم همسو باشد، مردم از آنها تبعیت می کنند! به زبان خیلی ساده تر اینکه، حتی اگر سلبریتی ها نبودند هم اتفاقی نمی افتاد و مردم خواسته های واقعی خود را تعقیب می کردند. سلبریتی ها تنها زمانی توانسته اند موفق باشند که نظری موافق اکثریت جامعه ارائه کرده اند و هرگز در به راه انداختن کمپین های خودساخته موفق نبوده اند. عدم مماس بودن با متن جامعه از آنها موجوداتی متوهم و خودبزرگ بین ساخته است که به دنبال تقلیدهای تیپیکال از ظاهر جوامع غربی هستند. کمپین حمایت از سگ و گربه، و یا نه به یارانه نقدی برای مردمی که دهه ها شاهد حیف و میل منابع عمومی علیرغم نبود یارانه نقدی؛ و به اسم سرمایه گذاری و... بوده اند همواره ناموفق بوده است. مردم به کسانی که می خواهند یارانه ها مختص عده ای با روش هرچه مصرف بیشتر یارانه بیشتر، نه می گویند. نخریدن خودروی ایرانی برای کسانی که قیمت یکی از خودروهای پارکینگ منزل دهها میلیاردی شان از درآمد چند خانوار در تمام عمر بیشتر است، همواره پاسخ قاطعانه و منفی مردم را به دنبال داشته است. ]]> فرهنگ Wed, 20 Jun 2018 06:01:23 GMT http://khatnews.com/vdcdxs0k.yt0xx6a22y.html پدر شهید: پسرم را بعد از شهادت هم نشناختم! http://khatnews.com/vdcdss0k.yt0xf6a22y.html به گزارش خط نیوز به نقل از جهان نيوز: هشتمین شب از سلسه برنامه های شب های نورانی(الیالی الساطعه) همزمان با چهلمین روز شهادت شهید هیثم نایف برگزار شد. ‌شهید هیثم فرمانده نیروهای جبهه مردمی سوریه، چهل روز پیش در یک حمله توسط مسلحین به درجه شهادت رسید. این فرمانده دلیر با توجه به مقاومت های زیاد و اخلاق خوب‌اش از محبوبیت خاصی در بین مردم سوریه بهره‌مند بود. در مراسم شب هشتم از سلسه شب‌های نورانی(الیالی الساطعه) از پدر شهید تقدیر شد. به گزارش خبرنگار جهان نيوز، در هفتمین شب از برنامه شب های نورانی از پدر شهید هیثم نایف با اهدای یک جلد قرآن، تصویر شهید و یک هدیه تقدیر شد. شهید از اهالی حلب و سربازان ارتش سوریه محسوب می شد. در انتهای این مراسم پدر شهید در مصاحبه با خبرنگاران گفت: هیثم از جوانی‌اش دشمن شناس بود و با فساد مبارزه می‌کرد. حتی زمانی که مسئولیت نداشت و در ارتش نبود. وی در ادامه به نگاه و مدل زندگی شهید نایف اشاره کرد و گفت: او اصلا اهل هیاهو نبود و من اصلا نمی دانستم که او فرمانده است! پدر شهید هیثم نایف در ادامه گفت: در روز تشییع جنازه‌اش وقتی جمعیت زیادی از مردم را دیدم با تعجب از دوستانش پرسیدم، این‌ها برای هیثم آمده‌اند؟ وقتی دوستانش تایید کردند گفتم مگر او چه کاره بوده است که این همه از مردم برای تشییع و آمده‌اند؟ در ادامه این مصاحبه آمده است پدر شهید حسن آیت به خصوصیات اخلاقی و مبارزات میثم ناحیه از ابتدای جنگ سوریه نیز اشاره کرد. هشمین شب از سلسه برنامه‌های شب‌های نورانی (الیالی الساطعه) با سرود گروه کُرال حلب وابسته به مجموعه نیروهای مردمی حلب(فیلق) آغاز و پس از شعرخوانی، کلیپ "حلب زنده است" برای شرکت کنندگان در مراسم پخش شد. گفتنی است جشن بزرگ شب های نورانی (الیالی الساطعه) توسط مرکز کودک و نوجوان سازمان هنری رسانه ای اوج و با همکاری موسسه فرهنگی و هنری مهاد در کشور سوری با هماهنگی نیروهای بسیح مردمی(فیلق)؛ به مناسبت ایام عید سعید فطر از ساعت ۹ الی ۱۱ شب در بخش عرفه‌های کودک و نوجوان و از ساعت ۱۱ الی یک بامداد در قالب برنامه ترکیبی(استیج) در شهر حلب سوریه برگزار می شود ]]> فرهنگ Wed, 20 Jun 2018 05:43:07 GMT http://khatnews.com/vdcdss0k.yt0xf6a22y.html دیالوگی‌ که‌ از «سر دلبران» حذف شد از که بود؟ http://khatnews.com/vdcbgfbs.rhb55piuur.html به گزارش خط نيوز، نشست نقد و بررسی سریال «سر دلبران» که در شب‌های ماه مبارک رمضان به کارگردانی محمدحسین لطیفی روی آنتن شبکه یک رفت ۲۹ خرداد با حضور عوامل این سریال در سازمان رسانه‌ای اوج برگزار شد. در این نشست محمدحسین لطیفی کارگردان، محمدرضا شفیعی تهیه کننده، برزو ارجمند، فرخ نعمتی، شهین تسلیمی، رابعه مدنی، نگار عابدی بازیگران حضور داشتند. لطیفی در ابتدای این نشست در سخنان کوتاهی بیان کرد: «وقتی پیشنهاد این کار به من شد به سرعت پذیرفتم،  زیرا در کشور من به گونه‌ای شده که وقتی از قشر روحانی حرف می‌زنیم، وجه سیاسی به ذهن می‌آید و درباره وجه اجتماعی کمتر صحبت می‌شود.» وی درباره پرخاشگری‌های برزو ارجمند به عنوان نقش روحانی سریال اظهار کرد: «این روحانی همیشه عصبی نیست. در جامعه روحانیون برای این لباس ارزش قائل هستند و به این دلیل اگر فریادی دارند جای دیگر آن را برمی آورند و نمی‌گذارند کسی بشنود. البته بخشی از این پرخاشگری به شکل شوخی بود و بخشی هم جا‌هایی بود که او باید عصبانی می‌شد.» این کارگردان همچنین درباره عروسی در مسجد اظهار کرد: «وقتی خواستیم عروسی را در مسجد بگیریم، چالش داشتیم. مثل این چالش که رمضان ماه جشن است و ما باید دوران شادی را بگذرانیم. عروسی در مسجد سنتی است که باید احیا شود.» لطیفی در این نشست در پاسخ به پرسشی درباره انتخاب لوکیشن سریال گفت: «بافت قدیمی در همه شهر‌ها به هم ریخته است بنابراین ما شهر یزد را انتخاب کردیم و به آن جا رفتیم.» وی درباره این که چرا در سریال به لهجه یزدی حرف زده نمی‌شد، گفت: «ما چرا فراموش می‌کنیم که وقتی در سریالی همه خواسته اند لهجه داشته باشند، سریال خراب شده است. در همه جای دنیا هم این ترکیب بازیگران مناطق مختلف و لهجه‌های متفاوت وجود دارد، اما چون ما گویش‌های متفاوت را در کار‌های اروپایی و آمریکایی تشخیص نمی‌دهیم، متوجه این مسئله نمی‌شویم. در این سریال هم اگر به طور مثال قرار بود جهانبخش سلطانی فارسی معیار حرف بزند کمی عجیب می‌شد.» برزو ارجمند دیگر بازیگر سریال درباره پرخاشگری‌هایی که نقشش داشت، اظهار کرد: «من خیلی خوشحال هستم که دهمین کارم را با لطیفی انجام دادم و در این زمینه رکورد دارم. زمانی که ما در مشهد تحصیل می‌کردیم اتوبوس‌ها همیشه مقصدشان حرم امام رضا (ع) بود و ما از مدرسه و از هرجا در می‌رفتیم به حرم می‌رسیدیم. من آن جا با دوستان روحانی رفاقت پیدا کردم و دیدم آن‌ها هم مثل بقیه آدم‌ها هستند. آیا توقع دارید یک نفر پول نزول کند و روحانی فقط بگوید چه کار بدی انجام دادی و عصبانی و ناراحت نشود؟» لطیفی در بخشی از این نشست درباره ایده‌های فیلم نامه که پرداختی ضعیف داشتند، گفت: «من همیشه در ذهنم یک روحانی وجود دارد و او مرحوم حجت الاسلام چیذری است که در محله چیذر زندگی می‌کرد و یک معمار بود که در طول عمرش ریالی پول از منبرهایش نگرفت. این روحانی برای من همیشه قابل احترام بود و بخشی از شخصیت مد نظرم در سریال را از او گرفته ام.» وی افزود: «ما در این سریال به مسائلی مثل نزول و سود‌های بانکی هم پرداختیم، اما در این نشست از این مباحث حرفی به میان نیامد. ما در سریال حرف‌هایی از سود‌های بانکی بیان کردیم که حذف شد.» شفیعی نیز با اشاره به دیالوگی که از سریال حذف شد، گفت: «دیالوگی داشتیم که در آن گفته می‌شود «شما فرض کنید در بانک‌های ما انقلاب نشده است» و این دیالوگ از سریال حذف شد.» حسنی نویسنده سریال نیز در این باره توضیح داد: «این دیالوگ را عینا حجت الاسلام جوادی آملی بیان کرده بود، اما مشکل این است که وقتی ما (در سریال ها) این سخنان را بیان می‌کنیم، حذف می‌شود.» لطیفی گفت: «بعضی مرا فیلم ساز حکومتی می‌دانند، اما چه کسی می‌داند که من چه فیلم نامه‌هایی را می‌خواستم کار کنم و نشده است.» لطیفی در پایان این نشست گفت: «من در این نشست نه ضعف کار را پذیرفتم و نه قوت کار را و از این حرف‌ها توشه‌ای برای کار‌های بعدی خود می‌گیرم. با این حال من از آن‌ها که نظر بد دادند، متشکرم، چون نشان می‌دهد باز هم سریال را دیده اند.» منبع:مهر ]]> فرهنگ Wed, 20 Jun 2018 05:43:07 GMT http://khatnews.com/vdcbgfbs.rhb55piuur.html خاطرات سردار سلیمانی از آخرین روزهای جنگ منتشر می‌شود http://khatnews.com/vdcjytei.uqe8yzsffu.html عباس میرزایی، نویسنده کتاب خاطرات سردار قاسم سلیمانی، در گفت‌وگو با خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، از آماده‌سازی سه عنوان جدید از این مجموعه خبر داد و گفت: تاکنون هفت جلد از مجموعه 16 جلدی خاطرات سردار سلیمانی منتشر و توزیع شده و قرار است در آینده نزدیک سه جلد دیگر از این مجموعه نیز منتشر شود. وی با بیان اینکه مراحل تحقیق و نگارش این سه عنوان به اتمام رسیده است، ادامه داد: «جنگ تمام عیار» عنوان یکی از این مجموعه‌هاست که به عملیات والفجر 8 می‌پردازد. خاطرات این اثر بازه زمانی خرداد 64 تا اردیبهشت 65 یعنی تا پایان عملیات والفجر و عملکرد لشکر ثارالله در این عملیات را روایت می‌کند. بخشی از کتاب نیز بع مراحل آماده‌سازی این لشکر پیش از عملیات می‌پردازد. به گفته میرزایی؛ «بصره در تیررس» عنوان کتاب دیگری است که به خاطرات کربلای 5 از تاریخ 65/10/5 تا فروردین 66 می‌پردازد. همچنین «ملاقات با سنگرنشینان آن سوی خط» عنوان سومین کتابی است که آماده شده و خاطرات فروردین 67 تا پایان جنگ تحمیلی را روایت می‌کند. این اثر، آخرین جلد از مجموعه 16 جلدی خاطرات سردار سلیمانی است. این نویسنده ضمن انتقاد از نحوه توزیع آثار از سوی نشر گرا گفت: توزیع مناسب کتاب خیلی مهم است اما متاسفانه برخی از علاقه‌مندان حتی از انتشار این آثار نیز مطلع نیستند. اگر سردار سلیمانی موافقت کند، امکان دارد که ناشر این آثار تغییر کند. خاطرات سردار قاسم سلیمانی قرار است در نهایت در 16 جلد به چاپ برسد. در توضیح و معرفی این آثار آمده است: این مجموعه بزرگ در طراحی نهایی 16 عنوان کتاب را دربرگرفت که هر یک فرماندهی سلیمانی را در دوره خاص از دفاع مقدس روایت می‌کند. مجموعه کتاب‌ها چنان طراحی شده‌اند که هر کتاب به صورت مستقل قابل استفاده باشد و در مجموع نیز پیوند منظمی را بین دوره‌های مختلف ترسیم کند. ]]> فرهنگ Tue, 19 Jun 2018 08:59:19 GMT http://khatnews.com/vdcjytei.uqe8yzsffu.html زندگی امام(ره) به روایت یک طلبه جوان/ نظر رهبر انقلاب درباره کتاب «در سایه آفتاب» http://khatnews.com/vdcgyx9n.ak9xy4prra.html به گزارش خط نیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران پویا، «در سایه آفتاب»، شامل یادداشت‌های حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسن رحیمیان از زندگی امام خمینی(ره) با ویراست جدید از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شد. یادداشت‌های نویسنده پیش از این در ماهنامه و مجلات از جمله ماهنامه پاسدار اسلام منتشر و یا از سوی گروه‌های خودجوش فرهنگی به زبان‌های عربی و اردو ترجمه و به چاپ رسیده بود، اما در اثر حاضر تمامی این یادداشت‌ها تجمیع و با ویرایش جدید به چاپ رسیده است. بخشی از یادداشت‌های رحیمیان در لبنان و پاکستان با عنواینی چون «انوارالعروج» به چاپ رسیده و مورد استقبال مخاطبان قرار گرفته است. به گفته نویسنده، رهبر معظم انقلاب نیز درباره این کتاب فرموده‌اند که من تمام کتاب شما را خواندم. نوشته شما علاوه بر روایت، درایت هم هست. رحیمیان در «سایه آفتاب» تلاش دارد تا شمه‌ای از سیره و سلوک زندگی امام راحل(ره) در برهه‌های مختلف را به مخاطب معرفی کند. یادداشت‌های او از سال 42 آغاز شده و صرفاً محدود به وقایع تاریخی و برهه‌های مهم تاریخ انقلاب نمی‌شود، او تلاش دارد در مقام یک طلبه مشتاق و مرید امام(ره) شمه‌ای از شخصیت ایشان را روایت کند. نویسنده ابتدا به نحوه آشنایی‌اش با امام(ره) اشاره کرده و می‌نویسد: « بعد از رحلت مرحوم آیت‌الله‌العظمی بروجردی در فروردین سال 1340 با ارشاد والد مکرّمم با نام حضرت امام (قدس‌سره) به عنوان شخصیّت برجسته‌ای که شایسته مرجعیّت و زعامت است آشنا شدم و در مهرماه سال 41 با عشق زیارت امام و برای تحصیل علوم دینی در حدود سیزده‌سالگی وارد قم شدم. کمتر روزی بود که از کوچه‌پس‌کوچه‌های «یخچال قاضی» عبور نکنم. آنجا دیار یار بود و حتی دیوارهای گلی‌اش برایم زیبا، دل‌انگیز و دوست‌داشتنی بود. در مدرسة فیضیّه ساکن بودم. گرچه در آنجا و صحن‌ها و حرم حضرت معصومه (سلام‌الله علیها) نماز جماعت‌های متعدد و باشکوه برپا بود، اما همه چیز و همه‌کس را به هنگام غروب، رها می‌کردم و تا یخچال قاضی به سر می‌دویدم تا پشت سر امام در منزلشان به نماز جماعت بایستم. در آن زمان یکی از نشانه‌های برجستگی یک مجتهد یا یک مرجع در این بود که در مسجدی بزرگ و معروف یا نزدیک به حرم، نماز جماعتش برگزار شود و مأمومین بیشتری داشته باشد، اما حضرت امام درحالی‌که مجلس درسشان در مسجد «سلماسی» واقع در نزدیکی یخچال قاضی آکنده از درسخوان‌ترین طلّاب و فضلا بود، برای امامت جماعت هرگز در پی محراب و مسجد نبودند و فقط تعدادی انگشت‌شمار که به هنگام مغرب خود را به خانة محقرشان می‌رساندند، توفیق می‌یافتند که با امام، نماز جماعت بخوانند، و حقیر کوچک‌ترین آن‌ها بودم». در کنار یادداشت‌هایی که به حوادث تعیین‌کننده تاریخی مانند کاپیتولاسیون پرداخته می‌شود، یادداشت‌هایی نیز وجود دارد که به کشش و اشتیاق مردم به شخصیت امام(ره) چه پیش از پیروزی انقلاب و چه پس از آن اشاره دارد؛ این بخش که بعد اجتماعی یادداشت‌های اوست، بسیار خواندنی و دارای مطالبی است که شاید برای بسیاری از مخاطبان امروز تازگی داشته باشد. به عنوان نمونه نویسنده به چاپ کارت تبریک به مناسبت نوروز سال 1343 اشاره کرد که برای نخستین‌بار با تصویری از امام(ره) به صورت مخفیانه در صدها هزار نسخه توسط مبارزان انقلابی در سراسر کشور توزیع شده است. او در این‌باره می‌نویسد: در این کارت تبریک دو مضمون جالب به کار رفته بود: یکی استفاده از آیه: «رَبِّ السِّجْنُ أحبُّ إلیّ ممّایَدْعُونَنِی إلیه» به تناسب زندانی بودن حضرت امام و تشابه با حضرت یوسف در این زمینه و دیگری این بیت شعر: بُوَد آن روز بر ما عید مطلق که در جنبش درآید پرچم حق! که دلیل انتخاب این بیت شعر و حتی اینکه از کجا آن را پیدا کردم و علت تداعی آن، برایم نامعلوم و ناشناخته ماند تا حدود پانزده سال بعد، که انقلاب به پیروزی رسید و در یوم‌الله و عید واقعی بیست و دوم بهمن 1357 که پرچم حق به اهتزاز درآمد تازه تنبیه و تنبّهی شد که: «ما رَمیْتَ إذْ رَمَیْتَ وَلکنَّ اللهَّ رَمَی» در سال بعد نیز یعنی نوروز سال 1344 که حضرت امام به ترکیه تبعید شده بودند، کارت تبریک دیگری را تهیه کردم که آیات متناسب با حضرت امام و تبعید ایشان و قضیه کاپیتولاسیون را همراه با اشعاری که زبان حال علاقه‌مندان و عاشقان مهجور بود در آن گنجانده بودم. از آنجا که در این سال امکان چاپ تقویم با عکس حضرت امام نبود، متن تقویمی را که تصویر آن ملاحظه خواهد شد، همراه با عکس حضرت امام، خطاطی کردم و در یکی از عکاسی‌های قم تکثیر و سپس توزیع گردید. عکس دیگری را در همان سال همراه با زیرنویس عربی و انگلیسی که متن آن را مرحوم آیت‌الله ربانی شیرازی جهت توزیع در مکه مکرمه فراهم کرده بود، خطاطی کردم و در مراسم حج تکثیر و توزیع گردید و ظاهراً این اولین عکسی بود که از امام در راستای تبلیغ نهضت اسلامی در کنگره بزرگ حج، توزیع شد. هرچند بیان این بخش از مطالب از آن جهت که ربطی به اینجانب دارند، برایم ناپسند بود اما از آن جهت که مشتمل بر گوشهای هرچند ناچیز از جریانات نهضت است ناگزیر از طرح آنها شدم و به هرحال بنده بعد از چند بار دستگیری کوتاهمدت، سرانجام در تابستان سال 1344 تحت تعقیب شدید قرار گرفتم و بعد از مدتی اختفاء در قم و تهران و اصفهان، مخفیانه به عراق گریختم و توفیق سال‌ها مجاورت در عتبات عالیات و زندگی در خدمت حضرت امام، در نجف اشرف، نصیبم شد و بیگمان این سعادت و توفیق که تا لحظه رحلت حضرت امام ادامه یافت، جایزه و تفضلی بود از سوی خدای منّان، در همین دنیا و در امتداد همان هدایت‌ها و الطاف الهی در زمان کودکی و نوجوانی». انتشارات سوره مهر کتاب «در سایه آفتاب» را با ویرایشی جدید روانه بازار کتاب کرده است. ]]> فرهنگ Tue, 19 Jun 2018 08:43:57 GMT http://khatnews.com/vdcgyx9n.ak9xy4prra.html پیشنهاد وام ۱۰۰ میلیاردی‌ برای پیام‌رسانهای ایرانی http://khatnews.com/vdcja8ei.uqe8xzsffu.html به گزارش خط نيوز، افزایش ضریب نفوذ تلفنهای هوشمند پابه‌پای گسترش شاه‌راه‌های ارتباطی باندپهن، مردم را به استفاده از سرویس‌ها و خدمات فضای مجازی سوق داده و کار به جایی رسیده که کمترین میزان اختلال در روند خدمات‌دهی سرویسهای نرم‌افزاری منجر به بروز نارضایتی در سطح وسیعی از جامعه می‌شود. توسعه این ظرفیت‌ها، میل و نیاز به برقراری ارتباطات دو یا چند جانبه را بیش از پیش برجسته کرده و برای ارضای این خواسته مردمی، پیام‌رسانها در تنوع مختلف و با رسالات متفاوت شکل گرفته و به ارائه خدمات می‌پردازند. پیام‌رسانها از جمله سرویس‌هایی هستند که با رویکرد رفع شکاف بین نسلی در استفاده از تکنولوژی پدیدار شدند؛ بنابراین با توجه به اینکه اغلب مردم جامعه و در تمامی گروه‌های سنی از این سرویسها استفاده می‌کنند شاید تعریف کردن عنوان آن کاری بیهوده باشد. پیام‌رسان «تلگرام» بازار غالب ارتباطی کشور ما را در اختیار و به اذعان خودش بیش از 40 میلیون ایرانی در این بستر عضویت دارند؛ پیام‌رسانی که رفته‌رفته بازار غالب کشور در این حوزه خدماتی را به دست آورد و با وجود خدمات یکپارچه‌ای که ارائه می‌داد اما در نهایت به دلیل عدم تمکین به قوانین جمهوری اسلامی ایران و برای شکست انحصارش، حکم انسداد آن صادر شد. در این میان بسیاری از کسب‌وکارها که مبتنی بر بستر تلگرام شکل گرفته بودند، دچار خسارت شده اما راهی جز تحمل این شرایط نداشتند و عملا نمی‌توانستند ادعای احقاق حق کنند چرا که این پیام‌رسان خود را مقید به تبعیت از قوانین کشورها نمی‌دانست و بر این اساس شیوه‌‌ای برای طرح دعوی از متولیان توسعه آن وجود نداشت. البته اگر واقع‌بین باشیم در شرایطی که اغلب پیام‌رسانهای بزرگ دنیا روی به سمت ارائه خدمات بومی‌سازی شده برای کشورها رفته‌اند اما تلگرام تنها ارتباطات دو سویه و تک‌سویه (کانال) را به کاربرانش ارائه می‌کرد که شاید بعید به نظر برسد سطح انتظار و توقع کاربران فضای مجازی کشورمان از یک پیام‌رسان تا این حد پایین باشد. در حالیکه دلیل انحصار تلگرام شاید به ضعفهای مدیریتی در مواجهه با بسترهای فضای مجازی در سالهای گذشته مربوط باشد که به دلیل سوء تدبیر حاضر شدیم بازار بالقوه کشور را در اختیار بستری خارجی قرار دهیم اما بعد از انسداد فعالیتهای این پیام‌رسان، نمونه‌های داخلی روز به روز از تریبونهای مختلف به اشکال گوناگون معرفی و تبلیغ می‌شوند. اما سوای از آپشنها و فیچرهای پیام‌رسانهای بومی برای کاربران ایرانی، سعی کرده‌ایم در گفت‌وگویی با سید میثم سیدصالحی؛ مدیر "پیام‌رسان سروش" به آسیب‌شناسی فضای حاکم بر بازار ICT کشور با تمرکز بر سرویسهایی نظیر پیام‌رسان‌ها بپردازیم که بخش اول این گفت‌وگو با تیتر «دبیت ارزی روی پیام‌رسان سروش فعال می‌شود / ایجاد تنش در پی باز و بسته کردن تلگرام» در تسنیم منتشر شد؛ در ادامه بخش دوم صحبت‌های این فعال صنعت فناوری کشورمان را می‌خوانیم. در این بخش به سراغ موضوعاتی مانند «اکانتهای جعلی در سروش» یا همان «حسابهای اجباری» برای کاربران این پیام‌رسان بومی به عنوان یکی از مهمترین موضوعات این روزها، رفته‌ایم، برای پی بردن به این ماجرا با ما همراه باشید. آقای سیدصالحی! با توجه به صحبتهای شما، معتقدید تلگرام با وجود اینکه اپلیکیشن مطلوب ایرانیهاست اما قادر هستید با ارائه این خدمات ارزش افزوده تغییر ذائقه را در مخاطبان ایرانی ایجاد کنید؟ سر این مسئله حرف داریم که آیا واقعا اپلیکیشن مطلوب ایرانیها تلگرام است؟! و ایرانیها به همین مدل ساده ارتباط‌گیری و نهایتا کانال قانع هستند؟! اعتقاد داریم روشهای جدید و بهتری در دنیای پیام‌رسانها وجود دارد که ما هم با علم بر آن، دنبال پیش‌بینی منطق بهتر و روان‌تری برای کاربران خود هستیم؛ اما به دلیل فضای انحصاری که در اختیار تلگرام بوده است نهایتا کاربران با منطقی اخت شده‌اند و مجبوریم در ابتدا خود را شبیه آن منطق جلوه دهیم تا به مرور زمان بتوانیم ذائقه‌سازی کنیم؛ فراموش نکنید که تلگرام چهار سال ذائقه‌سازی کرد تا به پلت‌فرم کنونی تبدیل شد. فراموش نکنید که تلگرام چهار سال ذائقه‌سازی کرد تا به پلت‌فرم کنونی تبدیل شد. اقدام عاجل دولت بر شکست انحصار تلگرام و هول دادن یکباره مردم به سمت پیام‌رسانهای بومی این ذهنیت را برای عده‌ای ایجاد کرد که درصدد مهندسی فضای ارتباطی و اشراف بر اطلاعات ساری و جاری در پیام‌رسانها هستند؛ بنابراین چنین موضوعی را در تعارض با حفظ حریم خصوصی دانسته و در برابر چنین کاری ایستادگی کردند...حال می‌خواهم به صورت شفاف بفرمایید که تعهدات پیام‌رسانهای بومی در برابر حفظ حریم خصوصی تا چه اندازه و بر مبنای چه الگویی است؟ طبیعتا رفتارچند گانه از سمت دولت که خود ما هم منتقد آن هستیم و پیش از این به برخی تبعاتش اشاره کردیم، نوعی انزجار ایجاد کرد اما بالاخره باید راهکاری برای تعادل فضا ایجاد شود. براساس آئین‌نامه حمایتی قوه قضاییه از پلت‌فرمهای پیام‌رسان بومی، اصل 25 قانون اساسی در فضای مجازی بخصوص بستر پیام‌رسانهای داخلی نیز سازی و جاری شده است؛ همانطور که مداخله در حریم خصوصی افراد در تمامی بسترهای ارتباطی که مردم پیشتر هم استفاده می‌کردند، ممنوع بود و پیگرد قانونی داشت در ارتباط با پیام‌رسانها نیز صدق می‌کند. بنابراین دستاویز قانونی برای پلت‌فرمهای پیام‌رسان ایجاد شده که می‌توانیم در برابر هرگونه حرکتی که بخواهد حریم خصوصی کاربران ما را نقض کند، بیستیم. دستاویز قانونی برای پلت‌فرمهای پیام‌رسان ایجاد شده که می‌توانیم در برابر هرگونه حرکتی که بخواهد حریم خصوصی کاربران ما را نقض کند، مقاومت کنیم. این نقض حریم خصوصی می‌تواند به شکل هک کردن یا شنود داده‌ها باشد، اما دستاویز قانونی که عرض کردم این امکان را به ما می‌دهد تا سفت و سخت در برابر چنین اقداماتی بیستیم و حتی برخورد کنیم. به شدت معتقدم که باید همه چارچوبها را در حریم خصوصی تحت پوشش قرار دهیم و فضا را امن کنیم؛ یا به عبارت دیگر از روشهایی استفاده کنیم تا پیامی که از گوشی شما مخابره می‌شود به شکل کاملا ایمن به مقصد برسد. برای تحقق این مهم چه راهکارهای فنی در نظر گرفته‌اید؟ در این زمینه سعی کرده‌ایم از پروتکلها و روشهای کاملا شناخته شده استفاده کنیم؛ اکنون در حال استفاده از پروتکل TLS که مخفف Transport Layer Security است، هستیم که روش کدگذاری در حوزه‌های مالی و بانکی نیز هست. فرآیند کدگذاری این پروتکل به چه شکل است؟ تأیید هویت یکطرفه یا دو طرفه را برای دسترسی رمز شده به شبکه‌ها فراهم می‌کند؛ بخشهایی هم مثل حفاظت از بسته داده، محدود و بهینه کردن اندازه بسته و انتخاب یک الگوریتم سریع هم به استاندارد TLS اضافه شده‌ است. بنابراین علاوه بر کدگذاری دو مرحله‌ای، رمزی است که در برابر داده‌های ارسالی کاربر به سمت سرور امنیت ایجاد می‌کند و اگر در بین راه توسط هر نودی، شنودی صورت گیرد بسته‌های داده قابل بازگشایی نیست و کسی نمی‌تواند فرضا شماره کارت بانکی را درآورد. تا فراموش نکرده‌ام باید در ارتباط با حریم خصوصی به بحثی که حضرت آقا تأکید داشتند هم اشاره کنم؛ ایشان ورود به حریم خصوصی کاربران را حرام شرعی دانستند در حالیکه قبلا هم این موضوع حرام بوده اما این تأکید دوباره در حوزه پیام‌رسانهای داخلی، بر مسئولیت شرعی و قانونی ما می‌افزاید. تأکید دوباره رهبر بر موضوع حریم خصوصی، بر مسئولیت شرعی و قانونی ما می‌افزاید. در سند حمایت از پیام‌رسانهای بومی که به تصویب شورایعالی فضای مجازی رسید، یک بند به حمایت مالی از پیام‌رسانهای بومی اشاره داشت؛ فارغ از اعداد و ارقامی که به عنوان وام حمایتی از سمت وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تخصیص یافت، کلا فکر می‌کنید تا چه اندازه تزریق منابع مالی می‌تواند گره از کار شماها باز کند؟ بسیاری از پیش‌نیازهای توسعه پیام‌رسان در گوشه و کنار دنیا ایجاد شده و شاید نیازی نباشد برای داشتن یک پیام‌رسان، مانند ما بخواهند زیرساختهای دیگر را هم توسعه دهند. در ایران مجبور هستیم برای ارائه خدمات ابری، به مباحثی نظیر دیتاسنتر و ایجاد زیرساختهای ارتباطی نیز ورود کنیم اما در سایر بخشهای دنیا فعالان حوزه پیام‌رسانی با تکیه بر زیرساختهای ایجاد شده به فکر توسعه محصول خود هستند. بنابراین چنین موضوعی باعث می‌شود در جریان نقدینگی با مشکل مواجه شویم؛ از طرفی دیگر برای تأمین منابع انسانی و پوشش هزینه‌های بیمه و مالیات نمی‌توانیم کار را به تعویق بیندازیم و نیازمند منابع مالی نقد هستیم که وامها برای پوشش این هزینه‌ها کمک می‌کند بنابراین وامهایی نظیر 5 میلیارد تومان در برابر آنچه قرار است به دست آوریم، هیچ است. وامهایی نظیر 5 میلیارد تومان در برابر آنچه قرار است به دست آوریم، هیچ است. برای شفاف شدن ظرفیتی که در دل پیام‌رسانها نهفته است، به اقدامی که تلگرام برای عرضه پول گرام انجام داد کمی بیشتر فکر کنید؛ این پیام‌رسان چند صد میلیون دلار از طریق پیش‌فروش این ارز رمزشده جمع‌آوری کرد. بنابراین برای رسیدن به این افق، هزینه‌هایمان کمتر از درآمدی که در انتظارمان است نخواهد بود و ارقامی هم که تاکنون برای حمایت از اهداف و ایده‌های ما پرداخت شده بسیار ناچیز است. پیشنهاد شما چیست؟ آیا معتقدید که باید تزریق منابع مالی در قالب حمایت بیش از پنج میلیارد تومان باشد؟ یکی از پیشنهاداتی که به طور جدی داشتیم و هنوز هم بر سر آن اصرار داریم، اعطای وام 50 تا 100 میلیارد تومانی به پیام‌رسانهایی با بیش از پنج میلیون کاربر است تا به این طریق بتوانند توسعه زیرساختهایشان را سرعت بخشند؛ اما تاکنون با این پیشنهاد موافقت نشده است. اگر این پیشنهاد به سرانجام نرسد راه‌های تأمین مالی شما چگونه خواهد بود؟ شاید اگر این منابع در اختیار پیام‌رسانها قرار گیرد نیازی به عرضه سهام از سمت آنها نباشد اما چون این حمایتها و پولها نیست، باید با فروش سهام این کار را انجام دهیم و مجموعه را پیش ببریم. یعنی شما معتقدید تلگرام که به این شکل در کشور ما فضای ارتباطی را در اختیار گرفت، منابعی این چنینی در اختیار داشته است؟! در تزریق منابع مالی هنگفت پشت پرده با منبع نامشخص به این پیام‌رسان شکی نیست اما باید دانست هر اپلیکیشنی در دوره‌های مختلف حیات خود به موارد متعددی نیاز دارد که به عنوان نمونه معرفی شدن، سعی و خطا، پهنای باند، CDN، توسعه سرویسهای پرداخت و... بخشی از این مراحل است که در طول عمر یک اپلیکیشن مورد توجه قرار می‌گیرد. در تزریق منابع مالی هنگفت پشت پرده با منبع نامشخص به پیام‌رسان تلگرام شکی نیست بنابراین وقتی به تاریخچه تلگرام نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم در هر دوره‌ای به اشکال مختلفی این حمایتها را از تلگرام داشتیم؛ زمانیکه تلگرام به دنبال کاربر بوده است سایر اپلیکیشنها را محدود کرده‌ایم؛ دنبال جذب اعتماد بوده و ظرفیتهای لازم را در اختیارش گذاشتیم؛ همان زمان که اقدام به ارائه کانال کرد آقای داوری مدیر پیام‌رسان بیسفون که مبدع کانال در پیام‌رسانها بود باید از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز می‌گرفت. مشخص است که تمامی حمایتهای ضمنی در طول چرخه عمری تلگرام از این پیام‌رسان به صورتهای مختلف صورت گرفته است. اخیرا هم که به شدت دنبال تلگرام ضدفیلتر است تا به طریق دیگری بازار را در چنته خود حفظ کند؛ آیا این ایده به نظر شما قابلیت اجرا دارد؟ به نظر من به عنوان یک کارشناس فناوری اطلاعات این ادعا، دروغی بیش نیست و حداقل در حال حاضر هیچ توجیهی ندارد. تلگرام ضدفیلتر دروغی بیش نیست! تلگرام چطور در شرایطی که دیتاسنترهای توزیع شده در دنیا دارد اما یکباره اختلال سراسری در آن ایجاد می‌شود و بعد این موضوع را به قطعی برق دیتاسنتر ربط می‌دهد؟! آیا واقعا این توجیه پذیرفتنی است؟! اینکه تلگرام نصف روز از دسترس خارج بود، تکلیف کسب‌وکارهای فعال روی بستر آن چه می‌شود؟! چه کسی پاسخگوی ضرر و زیانی وارد شده به آنهاست؟! یعنی اگر این اتفاق (قطعی و اختلال در پیام‌رسان) برای پیام‌رسانهای داخلی بیفتد، کاربران و صاحبان کسب‌وکار می‌توانند طلب خسارت کنند؟! مسلما می‌توانند چنین مطالبه‌ای داشته باشند؛ امنیت و پایداری دو سرفصل مهم در رسالت کاری پیام‌رسانهای داخلی است. در حال حاضر یک بیزینس اگر نیازمند اپلیکیشنی باشد، طراحی و توسعه آن را به شرکتی واگذار می‌کند و در ادامه اگر آن شرکت نرم‌افزاری نتواند به خوبی کار پشتیبانی و مدیریت آن اپلیکیشن را انجام دهد، بیزینس مذکور می‌تواند از آن شکایت کند چرا که در قرارداد فیمابین این موضوع لحاظ شده است اما در برخورد با یک اپلیکیشن خارجی این شرایط نیست. طبیعتا منظور من زمانی است که تمامی زیرساختها و بسترهای لازم در اختیار پیام‌رسانها قرار گرفته باشد... این اواخر متوجه شدیم که دولت CDN هم در اختیار تلگرام گذاشته است که پیش از آن خبر نداشتیم. این اواخر متوجه شدیم که دولت CDN هم در اختیار تلگرام گذاشته است... چالش ما در حال حاضر این است که اپراتورهای تلفن همراه، ما را در اولویت استفاده از پهنای باند قرار نداده‌اند؛ نمونه بارزش هم اینکه یکی دو هفته پیش سرویس یک اپراتور تلفن همراه برای ساعتها قطع بود و این اختلال برای پیام‌رسان سروش به‌طور جدی تقریبا دو ساعت قطعی کامل بود ولی در همان زمان می‌شد ازاینترنت استفاده کرد. بنابراین فکر می‌کنیم ترجیحات اپراتورهای تلفن همراه به غیر از داخلیهاست؛ البته طبیعی هم هست زیرا استفاده از تلگرام و اینستاگرام ترجیح ترافیکی و درآمدی بیشتری برای آنها دارد. پس با این حساب حالا حالاها نباید منتظر سرویسهای تماس صوتی از پیام‌رسانها به اپراتورهای موبایل و ثابت (اینترکانکشن) باشیم؟! این موضوع راهکار خودش را دارد که ما نسبت به آن ناامید نیستیم زیرا تنوع اپراتورها در کشور بالاست و اپراتورهای دیگری هم در کشور داریم که شاید بتوان با آنها وارد مذاکره شد. تماس از طریق پیام‌رسان با مشترکان اپراتورهای ثابت و سیار راهکارهای خودش را دارد که نسبت به آن ناامید نیستیم. پس یکی از چالشهای اصلی بعد از نبود زیرساختهای لازم، موانعی است که اپراتورهای تلفن همراه پیش پای شما گذاشته‌اند؟ بله دقیقا... اپراتورهای تلفن همراه برای رایگان کردن پهنای باند مشترکان سروش، کل پول پهنای باند را از ما گرفتند نه یک سوم اینترنت! این در حالی است که اگر ما این شرایط را لحاظ نمی‌کردیم، کاربران یک سوم پول اینترنت را باید برای استفاده از پیام‌رسان سروش می‌پرداختند. چطور چنین موضوعی امکانپذیر است؟! مگر چندین بار به صورت رسمی از سمت مقام عالی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات عنوان نشد که پهنای باند برای استفاده از محتوای بسترهای داخلی به یک سوم قیمت اینترنت رسیده است؟! چنین مصوبه‌ای را برای استفاده کاربران از پهنای باند داریم اما در حال حاضر سروش نرخ اینترنت را به صورت کامل به اپراتورها می‌پردازد تا کاربران به صورت رایگان از سروش استفاده کنند. تمام وام پنج میلیارد تومانی هم که از وزارت ارتباطات دریافت کردم، بابت همین نرخ پهنای باند (ترافیک رایگان سروش برای کاربران) پرداخت کرده‌ایم و امیدواریم در جریان نقدینیگی این مسئله را ادامه‌دار کنیم تا کاربر سروش نیازی به پرداخت پول بابت استفاده از سروش نداشته باشد. تمام وام پنج میلیارد تومانی هم که از وزارت ارتباطات دریافت کردم، بابت ترافیک رایگان سروش برای کاربران به اپراتورهای تلفن همراه پرداخت کرده‌ایم. شنیده شده که برخی اپراتورهای تلفن همراه درصدد ارائه پلت‌فرمهای پیام‌رسانی مختص به خود هستند و معتقدند در شرایطی که رقابت تبلیغاتی سروش در صداوسیما به نسبت سایر پیام‌رسانهای بومی عادلانه نیست، چرا باید مزیت شبکه ارتباطیشان را به صورت عادلانه در اختیار سایر پیام‌رسانها نظیر سروش قرار دهند؟! به عبارت دیگر این حق را برای خود قائل هستند که اولویت را به پیام‌رسانهای خود بدهند. درباره موضوع صداوسیما باید بگویم که این سازمان کل پیامهای بازرگانی‌اش را به مجموعه توسکا که شرکتی خارج از سازمان است، واگذار کرده است بنابراین حتی اگر خود سازمان بخواهد فضایی از برنامه‌ها و باکسها را استفاده کند باید به این شرکت پرداخت انجام دهد؛ طبیعی است که در چنین شرایطی با سایر اپلیکیشنهای پیام‌رسان برابر هستیم. از نظر فرصتهای تبلیغاتی در صداوسیما، با سایر اپلیکیشنهای پیام‌رسان برابر هستیم. اما در فضای برنامه‌های صداوسیما حداقل در یکی دو ماه گذشته، حضور رقبای ما به جهت همین بحث که نگویند ناعادلانه رفتار شده، بسیار بیشتر از ما بوده است و اخباری که درباره آنها گفته می‌شود شاید از سروش بیشتر باشد. سازمان صداوسیما اسپانسر مالی من است و ظرفیت آنتن دارد که ما هم توقع استفاده از این ظرفیت را داریم. یکی از پیام‌رسانها که اتفاقا یکی از بانک های کشور حامی مالی او محسوب می شود علاوه بر استفاده از ظرفیت تبلیغات در فضاهای عمومی شهر‌ها‌، وقتی شخصی به جهت افتتاح حساب وارد یکی از شعبات این بانک در سراسر کشور می‌شود باید این پیام‌رسان را بر روی گوشی همراه خود نصب کند و حتی این پیام‌رسان از ظرفیت تبلیغی صفحه مانیتور‌های ITM های بانکها هم استفاده می‌کند. حتی ما به روابط عمومی سازمان صداوسیما پیشنهاد کرده‌ایم تا برای شفاف شدن موضوع استفاده از ظرفیت تبلیغاتی رسانه ملی، بررسی کنند چهره کدام یک از مدیران پیام‌رسانهای داخلی بیشتر روی آنتن بوده است که مطمئنم ما نیستم. با توجه به اینکه بخشی از بحث ابتر ماند؛ صراحتا درباره مقوله ضدفیلتر شدن یک پیام‌رسان بفرمایید که آیا تاکنون چنین بحثهایی در دنیا به سرانجام رسیده است یا خیر؟ سرویسهای قدرتمندتری از تلگرام نظیر واتساپ بوده‌اند که در کشورهایی نظیر هندوستان با فیلتر مواجه شده‌اند یا حتی فیسبوک و سرویسهایی از این دست در ایران با محدودیت فعالیت مواجه هستند و برخلاف توان مالی و دانش و فنی هنوز نتوانسته‌اند دست به چنین اقدامی (ضدفیلترینگ) بزنند. لذا به دو جهت می‌توان به ادعای مدیر تلگرام ایراد وارد کرد؛ از منظر حقوقی که در قواعد بین‌المللی این موضوع (ضدفیلتر کردن پلت‌فرم) هر چند با سردادن شعارهایی نظیر دسترسی آزاد به اطلاعات، قابلیت پیگرد دارد و به لحاظ فنی هم چنین ادعایی به شدت تبلیغاتی است و پایدار نیست. تلگرام ضدفیلتر، ادعایی به شدت تبلیغاتی است و پایدار نیست... در زمان فیلترینگ فیس‌بوک، رنج آی‌پیهای گسترده‌ای وجود داشت که متخصصان ما توانایی بستن آن را داشتند و لذا مسدودسازی تلگرام در برابر چنین پیشینه‌ای، ناچیز به حساب می‌آید. تلگرام بیش از هر چیز دنبال مدیریت برداشت از سمت دولتها و مسئولان کشورهاست؛ می‌خواهد محاسبات مدیران کشورها را برای تصمیم‌گیری دچار تغییر کند و این خطر بسیار جدی است. در تمام دنیا، سرویسی که قابلیت کنترل روی آن وجود نداشته باشد و قواعد و چارچوبهای یک تجارت را نپذیرد، شورشی به حساب می‌آید و با آن برخورد می‌شود؛ تلگرام هم از این مقوله مستثنی نیست. با توجه به اینکه در یکی دو هفته اخیر شایعه ایجاد حسابهای کاربری بدون اجازه مردم در پیام‌رسان سروش، در فضای مجازی گل کرده و وزیر ارتباطات هم ظاهرا مستنداتی در این باره را به مرکز ملی فضای مجازی ارجاع داده‌اند آیا باز هم می‌توان گفت که این موضوع صحت ندارد؟! خوب بود که نسخه‌ای از این مستندات را به ما هم می‌دادند تا بتوانیم موضوع را بررسی کنیم؛ در پاسخ به این سؤال باید بگویم که روال ثبت‌نام در سروش مشخص است و کاربران پس از نصب برنامه، پیامکی مبنی بر احراز هویت دریافت می‌کنند که در صورت وارد کردن آن کد، نام کاربری وی ثبت می‌شود و هیچ راه دیگری وجود ندارد. تاکنون گزارشی مبنی بر این موضوع به واحد پشتیبانی سروش مخابره نشده است؟ از زمان طرح این شبهه، درخواست کردیم تا اگر کاربرانی که با این مشکل مواجه شده‌اند به واحد پشتیبانی ما ایمیل بزند تا بررسیهای لازم صورت گیرد؛ بعد از این اعلان، هشت مورد ایمیل به واحد پشتیبانی ما ارسال شد که اطلاعات مربوط به زمان ثبت‌نام، دیوایس ثبت‌نام و آخرین زمان لاگینشان را از طریق ایمیل در اختیارشان گذاشتیم. به جز این موضوع، تمامی موارد فنی را بررسی کردیم تا احیاناً در صورت باگ سیستمی، نسبت به رفع آن اقدام کنیم اما نتایج بررسیها نشان داد که هیچ راه ثبت‌نامی در سروش جز موردی که عرض کردم وجود ندارد بنابراین ما مستندات مربوط به این دسته از افراد را در دست داریم. این مستندات را به مرکز ملی فضای مجازی یا وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات هم ارائه کرده‌اید؟ بله مستدات خود را به مرکز ملی فضای مجازی نیز ارائه کردیم که این مرکز هم ادعاهای مطرح شده را واهی اعلام کرد و تمامی ادعاها را مردود دانست. مستندات مربوط به اکانتهای جعلی در سروش را برای مرکز ملی فضای مجازی ارسال کردیم که این مرکز ادعاهای مطرح شده را واهی اعلام کرد و تمامی ادعاها را مردود دانست. آیا این افراد با ارائه مستندات از سوی شما مبنی بر ثبت‌نامشان در سروش، راضی شدند؟ واحد حقوقی ما در این زمینه (ادعاهایی که مستندات ثبت‌نامیشان وجود دارد) فعال شده و در صورتی که این قبیل افراد مطالب منتشر شده‌شان را اصلاح نکندد به دلیل تشویش اذهان عمومی از آنها در قوه قضاییه شکایت خواهیم کرد. با توجه به اهمیت این موضوع احتمال ورود اطلاعات دستی در پایگاه داده کاربران سروش وجود دارد؟ فرضا کارمندانتان اقدام به انجام چنین کاری کرده باشند؟ در زمان ثبت‌نام کاربران، اطلاعاتشان در بیش از 70 جدول اطلاعاتی درج می‌شود که اگر یکپارچه نباشند به منزله دیتای غیرمعتبر شناسایی خواهد شد. بنابراین ورود اطلاعات به این شکل امکان ندارد مگر اینکه از APIها یا مسیری که اپلیکیشن کال می‌کند، استفاده شود که با این حساب یک نفر نمی‌تواند در هفتاد جدول اشاره شده کلیدهای منحصر به فرد را حفظ کند. براساس بررسیهای سیستمی خود به نتیجه‌ای در این زمینه نرسیده‌ایم. منبع:تسنیم ]]> فرهنگ Mon, 18 Jun 2018 06:43:55 GMT http://khatnews.com/vdcja8ei.uqe8xzsffu.html علی ضیا با برنامه‌ای جدید به شبکه یک می‌آيد http://khatnews.com/vdcaaunm.49nuy15kk4.html به گزارش خط نيوز، سید جواد مبینی پور مشاور اجرایی شبکه یک سیما در خصوص برنامه جدید سيد علی ضيا در اين شبكه گفت: قرار بر این بود علی ضیا با برنامه‌ای جدید از هفته اول تابستان مهمان خانه مخاطبان شود؛ اما هنوز طرح آن برنامه تأیید نشده است. تا زمان پخش آن برنامه جديد، برنامه ای با حال و هوای فرمول يك روی آنتن خواهد رفت. وی در خصوص زمان احتمالی پخش این برنامه جديد با اجرای علی ضيا بیان کرد: اگر طرح این برنامه جدید تصویب شود، از هفته آینده هر روز عصر حوالی ساعت 17:30 یا 18 روی آنتن می رود. مشاور اجرایی شبکه یک سیما درباره ديگر برنامه تركيبی اين شبکه گفت: سیاوش عقدایی برنامه ای جدید را با محوریت علمی - اجتماعی و با هدف پرداختن به آسیب های اجتماعی روی آنتن می برد. البته هنوز در حال مذاکره هستيم و زمان پخش آن به طور قطعی مشخص نشده است. مبینی پور در پایان عنوان کرد: احتمال می رود این برنامه دوشنبه‌ها و یا در قالب برنامه‌ای صبحگاهی (سه روز در هفته) و با نام احتمالی «حرف» روی آنتن برود. منبع:باشگاه خبرنگاران ]]> فرهنگ Mon, 18 Jun 2018 06:43:55 GMT http://khatnews.com/vdcaaunm.49nuy15kk4.html اعلام میزان زکات فطره از سوی دفتر رهبری http://khatnews.com/vdcaa6nm.49num15kk4.html به گزارش خط نیوز به نقل از فارس، میزان زکات فطره از سوی دفتر رهبر انقلاب اعلام شد که بر اساس آن، حداقل مبلغ فطریه برای هر نفر ۸ هزار تومان است. زمان وجوب زکات فطره از غروب شب عید فطر است و مراجع تقلید، تأخیر پرداخت آن را بعد از نماز عید جایز نمی‌دانند، اما اگر کسی نماز عید را نخواند، باید فطریه را تا ظهر عید پرداخت کند. (۱). ولی اگر دسترسى به فقیر ندارد، مى‌تواند مقدارى از مال خود را به نیت فطره جدا کرده و براى مستحقى که در نظر دارد یا براى هر مستحقی کنار بگذارد و باید هر وقت که آن را مى‌دهد نیت فطره کند. (۲). اما اگر موقعى که دادن زکات فطره واجب است، فطره را ندهد و کنار هم نگذارد، احتیاط واجب (۳) آن است که بعداً بدون اینکه نیّت ادا و قضا کند (به قصد قربت) فطره را بدهد. (۴) بخش وجوهات پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای مبلغ زکات فطریه امسال را اعلام کرد. حداقل مبلغ فطریه برای هر نفر ۸ هزار تومان (براساس قوت غالب گندم) و بر مبنای قوت غالب برنج هم قیمت سه کیلو برنج بر حسب نوع مصرف است. همچنین کفاره غیر عمد روزی ۲۵۰۰ تومان و مبلغ کفاره عمد روزی ۱۵۰ هزار تومان تعیین شده است. *پی‌نوشت‌ها: ۱- ر. ک: امام خمینى، سید روح‌الله، توضیح المسائل (محشى)، ج‌۲، ص. ۱۸۰، م. ۲۰۲۵، دفتر انتشارات اسلامى، قم، هشتم، ۱۴۲۴ ه‍ ق. ۲-همان، ر. ک: ذیل م. ۲۰۳۰. ۳- آیت‌الله بهجت: احتیاط مستحب آن است که بعداً قضا کند، ولى أظهر این است که زکات فطره دیگر بر او واجب نیست، ولى معصیت کرده است؛ آیات عظام گلپایگانى، تبریزى، صافى: بعداً باید بدون اینکه نیت ادا و قضا کند فطره را بدهد؛ همان، ر. ک. ذیل م. ۲۰۳۱. ۴-همان، م. ۲۰۳۱. ]]> فرهنگ Sun, 10 Jun 2018 07:15:20 GMT http://khatnews.com/vdcaa6nm.49num15kk4.html رضا مقصودی: خنده را با مسائل اروتیک از مردم نگیریم/ صحنه‌ای که کارگردان "خجالت نکش" از فیلمش حذف کرد http://khatnews.com/vdcc4sqp.2bqim8laa2.html به گزارش خط نیوز به نقل از باشگاه خبرنگاران پویا، رضا مقصودی کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس در 15 اردیبهشت 1340 در تهران به دنیا آمد. او فعالیت در سینما را از سال 1365 با نوشتن فیلمنامه و کارگردانی فیلم کوتاه بال‌های بیداری و فیلم‌نامه‌نویسی در سینما را سال 1374 با لیلی با من است، آغاز کرد. مقصودی در سال 1374 برنده جایزه سیمرغ بلورین بهترین فیلم‌نامه برای فیلم لیلی با من است شده‌ است. فیلم‌هایی چون خجالت نکش (1396)، من سالوادور نیستم (1394)، اخلاقتو خوب کن (1389)، از رئیس‌جمهور پاداش نگیرید (1387)، همیشه پای یک زن در میان است (1386)، زخم زیتون (1383)، شیدا (1377)، مهر مادری (1376)، لیلی با من است (1374)، کوچه و موزه (1373) از جمله مهمترین آثار مقصودی می‌باشد. کارگردانی فیلم خجالت نکش بهترین بهانه شد تا میزبان مقصودی در خبرگزاری تسنیم باشیم. بخش ابتدایی این گفتگو چندی پیش منتشر شد و امروز بخش پایانی آن برای مخاطبین پخش خواهد شد. (مخاطبینی که به دنبال دیدن بخش تصویری این گفتگو هستند در روزهای آتی به بخش فرهنگی خبرگزاری تسنیم مراجعه کنند ) *در نوشتنِ یک اثرِ هنری، پیروِ فرهنگِ بومی خودتان و حفظ ارزش‌های فرهنگ خودتان مهمتر است یا وجه آرتیستی آن فیلمنامه‌ای که می‌نویسید؟ واقعیتش من خیلی غیرارادی کار می‌کنم. اینکه حالا بگویم من دارم فیلمنامه‌ای می‌نویسم که فرهنگِ بومی را احیاء می‌کنم.... . اصلاً اینکه من بگویم من دارم این فیلمنامه را می‌نویسم قصدم احیاء است، این را نمی‌فهمم! بخشِ بزرگی از خلقِ هنری غیرارادی است، اصلاً ارادی نیست. من در فضایِ سال 65،66 زندگی می‌کردم، جبهه می‌رفتم و می‌آمدم. همینطوری «لیلی با من است» را نوشتم. آیا نشستم و گفتم من می‌خواهم ارزش‌های دفاع مقدس را اینگونه احیاء کنم؟ اصلاً اینطوری نبود، من در آن اتمسفر زندگی می‌کردم که آن فیلمنامه را نوشتم، اما حواسم است و مراقبم که ارزش‌های اخلاقی که خودم به آن اعتقاد دارم و در این جامعه به آن فکر کردم و به آن رسیدم، آسیب نبیند. *شما را به عنوان نویسنده فیلم«من سالوادور نیستم» می‌شناسیم. راجع به فیلمی صحبت می‌کنیم که با استفاده (سوء استفاده) از تعارض فرهنگ ایرانی با اتسمفر خارج کشور، از تماشاگر خنده می‌گیرد. من به فضای ایدئولوژی حاکم و فضای سیاسی کاری ندارم، اما تا چه زمانی در سینما باید به ایرانیت خودمان، به فرهنگ بومی و ملی خودمان، مستقل از هر تقسیم بندی سیاسی بخندیم‌؟ براساس فیلمنامه‌هایی که من آنها را قبول دارم مانند لیلی با من است، واقعاً من سالوادور نیستم فیلمنامه من است؟ * صددرصد نه، من فکر می‌کنم فیلمِی که آقای اطیابی از این فیلمنامه می‌ ساخت، به شما نزدیکتر بود. من با مسعود(اطیابی) مشکلاتِ خاص خودم را دارم، فیلم «اخلاقت را خوب کن» را باهم کار کردیم، ولی من بعد از ساخته شدن سالوادور فکر می‌کنم، اطیابی خیلی بهتر بود. در همه جای دنیا فیلمنامه که نوشته می‌شود در اختیار تهیه‌کننده قرار می‌گیرد، در ایران هم این اتفاق می‌افتد، نمی‌دانم آیا آنجا تهیه‌کننده اصرار دارد فیلمنامه حتماً توسط کارگردان تغییر نکند یا که فقط در کشور ما اینگونه است که فیلمنامه تغییر می‌کند و تهیه کننده نمی‌تواند از آن دفاع کند. من نمی‌توانم به فیلمنامه سنجاق شوم و بروم دنبال آن ببینم چه اتفاقی می‌افتد؟ من گاهی اوقات در کارهایم می‌بینم عیناً دیالوگ‌ها گفته می‌شود ولی باز آن نیست! یک وقتی می‌بینید فیلمنامه را تغییر می‌دهند، اصلاً شخصیت‌ها، موقعیت‌ها، رفتارها جابجا می‌شود. *کمال تبریزی این کار را با فیلمنامه‌های شما می‌کرد به عنوان یک فیلمسازِ بِرندِ مولف؟ کمال مثلِ خودِ من فکر می‌کند، اگر هم این کار را می‌کرد خیلی پرت نمی‌زند. اگر یک وقتی این کار را می‌کرد من راضی‌تر بودم، خیلی به من آسیب نمی‌رسید ولی در «من سالوادور نیستم» به من آسیب رسید و نتیجۀ کار راضی‌ کننده نبود. قطعاً اگر من سالوادرو را می‌ساختم، چیزِ دیگری می‌شد. درست است که ایدۀ اصلی را گرفته، درست هم گرفته، یک شخصیتی با یک فکر دیگری در یک موقعیت و اتمسفرِ دیگری قرار می‌گیرد، بله من هم همین قصه را گفتم یک آدمی با یک روحیاتی، در این اتمسفر قرار می‌گیرد اما این کارها را که شما در فیلم دیدی انجام نمی‌دهد. *شئونات اخلاقی را رعایت می‌کند؟ به هر حال تهیه‌کننده این کار و آن کار یک نفر است و من به شدت برای سیدامیر پروین حسینی احترام قائلم، آدمِ فهیم و باتجربه و باهوشی است ولی من در این زمینه واقعاً بحث دارم. * در یک مقطعی از فیلم من سالوادور نیستم خیلی انتقاد می‌کردید؛ جناب پروین حسینی از شما ناراحت نشد؟ هیچ وقت امیر پروین‌حسینی به من نگفت چرا چنین مصاحبه‌ای کردی؟ یا چنین مصاحبه‌های می‌کنی؟ هرگز نگفت. * شاید خودشان این انتقادها را وارد می‌دانستند؟ نه من احساسم این است که او هم متوجه شده بود. او بسیار آدمِ مجربی است. *در این فرآیندِ بداهه پردازانه‌ای رضا عطارانی گل درشت است و کارگردان‌ها هم از شیطنت او برای ساختنِ این فیلم استفاده کرده است. در فیلمنامه اصلی ما بحث خانواده را داریم، مثلاً صحنه‌هایی داریم که مادر آن خانمی که به دخترش می‌گوید نقش داماد ما را بازی کن. او می‌آید در خانوادۀ اینها غذای ایرانی می‌خورد، می‌نشینند و گفتگو می‌کنند یک فضای جالبی برای آنها پیش می‌آمد و حسِ خیلی خوبی ایجاد می‌شود، ته قصه شخصیت زن فیلم، به این خانواده علاقمند می‌شود. *یعنی فرهنگ ایرانی؟ با این خانواده حال می‌کرد، آن هم نه به شکلِ شعاری، حسِ خیلی جذابی دارد یا مثلاً آن زن کشمکشی با خودش دارد که شوهر من در این موقعیتی که دارد چه می‌کند؟! باشد و نباشد، من چه بکنم؟ من بپذیرم در این موقعیت شوهرم برود یا نرود؟ این عذابی که این زن دارد و شخصیتی که در آن قصه، در آن موقعیت قرار می‌گیرد، درگیرِی عجیبی است و این عذاب در فیلمنامه به تصویر کشیده می‌شود و متاسفانه اینها در نسخه ساخته شده، دیده نمی‌شود. اینها بارِ فرهنگی‌ای بود که در کارِ اصلی بود. امیدوارم بتوانم یک روز فیلمنامه‌اش را چاپ بکنم و در اختیار همه قرار بدهم. شاید یک روز بتوانم آن را طورِ دیگری بسازم. * یکی از مباحث ما در سینمای کمدی اِروتیسم گل درشت است. من با اِروتیک که به جمع‌بندیِ اخلاقی بینجامد هیچ مخالفتی ندارم، می‌خواهم نظر شما را راجع به وجه اروتیک که فقط زبانی است و برای پر کردن حفره‌های روایی استفاده می‌شود سئوال کنم. چه در ایران و چه در فرهنگ‌های دیگر، شوخی‌های اروتیک وجود دارد و اولین ابزارِ خندۀ مردم در محاوره‌هاست و همیشه وجود داشته؛ من معتقدم در جمعی که همه هستند و در جمعی که قرار است ما مبادی آداب باشیم کمتر از این عبارات به کار می‌بریم. من چندی پیش فیلمی را با خانواده‌ام دیدم که واقعاً پشیمان شدم از اینکه چرا آن فیلم را با خانواده دیدم! چون مرتب عرق می‌ریختم و ناراحت بودم که چرا این فضا به وجود آمده؟ چون در جمع نشستیم و داریم صحبت می‌کنیم من اجازه ندارم هر حرفی را بگویم. یک مقدار جمع عمومی است و در فضای عمومی نباید از این شوخی‌ها و صحبت‌ها بکنیم، این هم بخشِ فرهنگی آن است. یعنی در بخش فرهنگی ما این اجازه را نباید به خودمان بدهیم که هر حرفی را در جمع بگوییم، بخصوص به مسائل جنسی اشاره بکنیم و شوخی‌های اینگونه بکنیم. اگر یک زمانی هم گفته می‌شود خیلی در لفافه، خیلی ظریف گفته می‌شود. اما به هرحال می‌توان دستمایۀ کارِ کمدی و غیرکمدی قرار بگیرد و از کنار آن طوری عبور کنیم که به متن اثر آسیبی وارد نشود یا پرده دَری نکنیم، بی‌احترامی نکنیم و ارزش‌هایی را خراب نکنیم اما به نظر من نمی‌شود آن را حذف کرد. معتقدم می‌توان وارد این عرصه‌ها شد اما بی‌ادبی نکرد، می‌شود به آن پرداخت و در مورد آن صحبت کرد، گفتگو کرد اما بی‌ادبی نکرد، پرده‌ دَری نکرد، من نامش را اروتیک یا اروتیسم نگذارم و نام دیگری برای آن بگذارم. چون وقتی این عبارت را به کار می‌بریم یاد فیلم‌هایی که گفتید می‌افتیم، ولی در خجالت نکش واقعاً اینطوری نیست فقط موتورِ حرکتِ قصه است، موقعیت ایجاد می‌کند، حتی کمدی ایجاد می‌کند اما بی‌ادبی نمی‌کند، به کسی اهانت نمی‌کند، رفتارِ بی‌ادبانه‌ای رخ نمی‌دهد. سازندۀ فیلم خودش از گفتن آن حرف شرمگین است ولی بشنویم و قصه‌مان را بگوییم، من خودم این حس را داشتم، من هم بابتش خجالت می‌کشم، ولی چاره نیست باید بشنویم. می‌خواهم قصه ام را بگویم و این قصه خیلی مهمتر است. *از اینجا بحث واقعی ما با شما شکل جدی‌تری به خودش می‌گیرد. فیلم «خجالت نکش» فیلم اروتیک نجیبانه‌ای است، فیلم جنسی با حیایی است. شما جزئیات جنسی فراوانی می‌توانستید به محتوای اثر اضافه کنید تا از تماشاگر خنده بگیرید و پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینما را بسازید. آن وقت باید مدام عذاب وجدان بگیرم، یعنی واقعاً خودم اینطوری هستم که وقتی که یک فیلمِ از این جنس می‌بینیم، نسبت به کنار دستی‌ام هم عذاب وجدان دارم، خیلی ارزش ندارد. * من به سینمای کمدی خودمان بعد از خجالت نکش امیدوارم شدم که می‌تواند قصۀ بگوید. میتوانیم کمدی داشته باشم ولی لزوماً اصلاً به این مسائل وارد نشویم، خنده را با مسائل اروتیک از مردم نگیریم، ما می‌توانیم از مردم خنده بگیریم بدون اینکه وارد این حیطه‌ها بشویم. * سینمای کمدی ما الان خندۀ عمیق مانند اجاره‌نشین‌ها از مخاطب نمی‌گیرد. به دلیل اینکه کمدی را براساس موقعیت طراحی نمی‌کند، کمدی‌شان را با پیراهه‌های بامزه دارند جبران می‌کنند. یعنی هستۀ اصلیِ قصۀ بایدکمدی باشد. در لیلی با من است هستۀ اصلی قصه کمدی است، یک نفر دارد از جبهه فرار می‌کند، ولی خودش نمی‌داند که دارد جلو می‌رود، هستۀ‌اش بامزه است. در خجالت نکش، خانم خانه نمی‌داند دارد باردار می‌شود و دارد کارِ خودش را می‌کند، وقتی هستۀ اصلی شما کمدی باشد عوامل بامزۀ هم خودبخود دور آن جمع می‌شوند. می‌خواهم بگویم هستۀ اصلی را پیدا بکنیم و آنرا درست بچینیم، موقعیتِ کمدیِ جذاب را پیدا بکنیم، بقیه عوامل هم اطراف آن می‌آیند دیگر نیازی نیست ما از هر دستاویزی استفاده بکنیم. یک جایی در یک صحنه ای در خجالت نکش که همین الان هم خنده‌دار است، در بخش دوم قنبر می‌خواهد به صنم بگوید من چه کردم که اینطوری شده است؟ دم در اتاق ایستاده است، به دختر افغانی می‌گوید اینجا نمان برو چایی بیاور، بعد به صنم می‌گوید برو داخل اتاق تا به تو بگویم. بعد می‌روند داخل اتاق و در بسته می‌شود لحظاتی می‌گذرد و ناگهان در را باز می‌شود و قنبر فرار می‌کند، موقعی که جلوی در هستند و قنبر به صنم می‌گوید که برو داخل اتاق کارت دارم، دیالوگی که صنم دارد این است که: «باز چیه؟» منتها سر صحنه بچه‌ها پیشنهاد کردند دیالوگِ بیشتری بگوید تا بامزه‌تر شود، گفتم چه؟ گفتند: صنم بگوید«چیه من اصلاً حوصلَشو ندارما!»این را بگوید که یک مقدار اشاره جنسی درش هست و اشاره به این دارد که تو دوباره می‌خواهی... این را گرفتیم ولی باز من سر مونتاژ دلم نیامد این را بگذارم. اصلاً نیازی نداریم که حتما این جمله را بگوید، اصلاً بحث من این نیست رازی را به همسرش به صراحت بگوید و بعد ما آن را تبدیل کردیم به اینکه دوربین آهسته عقب می‌آید و بعد یک انفجار. می‌خواهم بگویم که یک جاهایی واقعاً نیاز نیست، اشارات آنگونه داشته باشیم و به صراحت به این مسائل اشاره کنیم. بیشتر بخوانید: کارگردان خجالت نکش در گفتگو با تسنیم: "حاتمی‌کیا" اولین بار برای فیلم من بازی کرد/ "لیلی با من است" تجربه شخصی بود * شما در فیلم‌تان از صحنه‌های واقعی سخنرانی رئیس جمهور دولت قبل استفاده کردید. زمانی که او رئیس جمهور شد، شما مخالفش بودید؟ بله به شدت مخالف بودم، از همان ابتدا که آمد مخالف بودم و منتقد او بودم. *ولی می‌توانستید در فیلم‌تان پوست او را بِکنید ولی این کار را نکردید. قصد ما این نبود که پوستِ کسی را بِکنیم، قصد ما چیز دیگری است. من در فیلمم اصلاً به او بی‌احترامی نکردم، ما قصدمان حمله به وی نبود. اصلاً حمله‌ای نداریم به کسی بکنیم، ایشان یک جمله‌ای را در ورامین بین مردم ورامین گفت؛ من هم آن جمله را آوردم وارد فیلم کردم. البته برای آوردن آن هم چقدر مکافات کشیدیم. * در فیلمنامه بود؟ بله در فیلمنامه بود، این جمله را وقتی ایشان در سال 90 گفتند من یک جایی یادداشت کردم و گفتم این جمله به درد می‌خورد و تاریخی است. * همیشه این کار را می‌کردید و می‌کنید؟ یادداشت برداشتن کارِ من است، یعنی همیشه یادداشت برمی‌دارم. همیشه دفتر یادداشت و خودکار دارم. * تا به حال جمله‌ای از رئیس جمهور فعلی یادداشت کرده‌اید؟ [می‌خندد] آن را بگذارید وقتی ساختم بگویم. آخرِ فیلم‌مان یک اشاره‌ای هم به ایشان کردیم که می‌گوید برویم ببینیم تکلیف‌مان چه می‌شود؟ *چه شد شما از فیلمنامه‌نویسی که در آن موفق هم هستید.... چرا فکر می‌کنید من موفق هستم؟ سالوادور یعنی من موفقم؟ اخلاقت را خوب کن، من موفقم؟ *کت جادویی را شما نوشتید. کت جادویی یک سریالی بود که من در 7 قسمت نوشتم و به تهیه‌کننده دادم، یک نفر پیدا شد آن را به 13 قسمت تبدیل کرد و داخل آن آب بست، بعد از قصۀ من چه باقی ‌ماند؟ برای همین اصرار کردیم در تیتراژ بنویسید، براساس قصه‌ای از رضا مقصودی. ولی من با آن حال نکردم من اینجا چه کاره هستم؟ * ما با فیلم‌هایی که شما نوشتید، زندگی کردیم، به زعم شما موفقیت نیست. شریک شدن در خوشی و لذت مردم، موفقیت نیست‌؟ شما دارید می‌گویید یک فیلمنامه‌نویس موفق، یعنی من هم احساسِ موفقیت بکنم، شما از دور نگاه می‌کنید، دربارۀ سالوادور سوال می‌کنید و فقط آن نیست فیلمنامه‌های دیگری هم است، من خجالت نکش را کارگردانی کردم. *به عنوان یک فیلمنامه‌نویس که چند سال فیلمنامه نوشتید چه شد از فیلمنامه‌نویسی به کارگردانی رسیدید؟ من فیلم‌های کوتاه کار کردم، دستیار کارگردانی کردم، همه کار در سینما کردم یعنی اساساً ورود من به سینما از طریق ساخت فیلم بود و کارگردانی بود ولی شرایط زندگی‌ام طوری شد که نتوانستم این را ادامه بدهم، همیشه دوست داشتم فیلم بسازم. الان بعضی از همکاران فیلمنامه نویسم دلشان می‌خواهد فقط فیلمنامه بنویسند، نمی‌خواهند کارِ دیگری بکنند و فیلمنامه را که واگذار می‌کنند. حتی دلشان نمی‌خواهد فیلم را ببینند، اما من می‌روم سینما فیلمی را که براساس فیلمنامه من ساخته شده می‌بینم و گریه می‌کنم که چرا این اتفاق افتاده است؟ یعنی زمانی که من فیلمنامه را می‌نویسم تالیفی نگاه می‌کنم. به عنوان یک مولف به مقولۀ سینما نگاه می‌کنم، در دنیا اینگونه است، فیلمنامه نوشته می‌شود و تحویل می‌دهند و می‌روند، من هم می‌توانم این کار را بکنم و کردم و اعتراض‌هایی که کردم الان فکر می‌کنم بیخود بوده، طبیعی است که کارگردان نوشتۀ شما را از فیلترِ ذهنی خودش می‌گذارند و می‌سازد. این طبیعی است و باید این را بپذیرم البته معنی‌اش این نیست که من فیلم و اثر او را قبول دارم معنی‌اش این است که من با این روند کنار آمدم ولی من دوست دارم خالق یک اثرِ هنری خودم باشم. در فیلم من سالوداور نیستم من کجای این داستان هستم؟ به من می‌گویند شما این فیلمنامه را نوشتید؟ بعد باید بنشینم دعوا کنم. به همین دلیل چون صبغه فیلم‌سازی داشتم، وارد این مسیر شدم و می‌خواهم در این مسیر هم ادامه بدهم و نمی‌دانم چه اتفاقی برایم می‌افتد ولی الان با ساخته شدن خجالت نکش، دیگر خجالت نمی‌کِشم اما با ساخته شدن سالوادور خجالت کشیدم. *فیلمنامۀ خجالت نکش قرار بود سریال تلویزیونی شود؟ قرارنبود، من پیشنهاد دادم مسئولین صداو سیما نپذیرفتند که برای نوروز آن سال کار کنیم، مدیریت وقت تلویزیون دوست نداشت این اتفاق بیفتد. * چرا الان مدیریت وقت تلویزیون دوست دارد این فیلم را از تلویزیون پخش کند؟ مدیریت عوض شده، مدیران فعلی تلویزیون، بهتر از قبلی‌ها هستند. یعنی ماه هستند، تشخیص اینکه این فیلمنامه خوب می‌شود یا نه یک بحث است، مساله اینجاست یکی از مشکلات ما این است که کسانی در مورد فیلمنامه‌ها تصمیم می‌گیرند، آدم‌های باسوادی نیستند. یعنی من واقعاً فیلمنامه‌های خوبی از همکارانم سراغ دارم که رد می‌شود و در واقع شهید می‌شود. *بالاخره در تلویزیون کارشناسان هنری هم وجود دارند. به نظرم مدیران موثرترند. مضاف بر اینکه، این حرفی که من می‌گویم برای 6 سال قبل است الان وضع فرق کرده و نمی‌دانم چگونه است اما آدم‌های خوبی هستند. * از چه نظر خوب هستند؟ احتمالاً بهتر تصمیم می‌گیرند، (بگذارید ما نان‌مان را بخوریم، می‌خندد) من الان قصد ندارم با تلویزیون کار کنم چون تجربۀ آخری که داشتم حدود دو سال پیش بود که سرِ نگارش یک فیلمنامه خیلی اذیت شدیم و تلویزیون در نگارش فیلمنامه خیلی سر به سر ما گذاشت. * اصلاً تلویزیون نگاه می‌کنید؟ گاهی اوقات سریال‌هایی که برای دوستان است و به من می‌گویند را می‌بینم، گاهی اوقات اخبار را نگاه می‌کنم. * آخرین سریال طنزِ خوبی که از تلویزیون دیدید چه بود؟ یادم نیست. *سریال پایتخت 5 را دیدید؟ بله دیدم زمانی که پخش می‌شد ظرف غذایم را می‌آوردم جلوی تلویزیون و می‌خوردم و با لذت آن را نگاه می‌کردم ولی به نظرم فیلمنامه‌اش مشکل دارد و با نحوه انتقال پیامی هم که داشت، من مشکل داشتم، با حرفهایی که القا می‌کرد، موافق نبودم و قبول نداشتم، قسمت‌های آخر را می‌گویم. * یکی از چیزهایی که اتفاقِات خیلی بد در فیلمنامه‌نویسی آثار کمدی این است که به بهانه خندادندن ملیت و هویت‌مان را همیشه هجو می‌کنیم. اصولا من عبارت شهرستانی را واژه‌ای فاشیستی می‌دانم. خیلی بد است که تا دوربین سینما سراغ شهروندان شهرها و روستاهای کوچک می‌رود، شخصیت و هویت آنان را به چالش می‌کشد، خیلی برایم جالب بود که شخصیت قنبر را تحقیر نمی‌کنید. قنبر به نظرم آدمِ زیرکی است، شخصیتی که من می‌خواستم طراحی کنم زمانِ نگارش فیلمنامه‌ام به فکر خودش بود. قنبر آدمی زیرکی است و به چیزهای جزیی فکر نمی‌کند بچۀ خودش را بغل مرضیه با سبد می‌بیند، حواسش پی سبد است و این یک ویژگی است. ولی با زیرکی می‌رود سراغ بچه، کارِ خودش را می‌کند و به کسی هم نمی‌گوید من دارم چه می‌کنم. نباید کسی بفهمد بچه دار شده اما بلند می‌شود می‌رود ذروی پشت بام اذان می‌گوید. *قنبر آدمِ ساده و پَپه‌ای نیست؟ شما در او سادگی نمی‌بینید، حواس‌پرتی در او می‌بینید، من گاهی اوقات چیزهای عجیبی یادم می‌رود بعد همسرم می‌گوید چقدر تو گیجی! می‌گویم گیجم چون این قضیه که تو گفتی یادم بماند چون برایم اهمیت ندارد، یادم نمی‌ماند، چیزهای دیگری برایم مهم است. برای شخصیت قنبر چیزهای دیگری مهم است. احتمالاً برای شما هم پیش آمده چیزهایی که برای شما مهم نیست یادتان نمی‌ماند و به آن توجه نمی‌کنید. اگر بخواهیم نتیجه بگیریم قنبر آدمِ حواس‌پرتی است، بی‌قید است. برای او چیزهای دیگری مهم است، به نظرم قنبر اینگونه است. بیشترین عمرِ این قصه در زمانِ آقای احمدی‌نژاد می‌گذرد. یک طوری می‌خواستم به این اشاره بکنم که شخصیت قنبر یک طوری احمدی‌نژادی است، شاید احمدی‌نژاد باشد. این آدم زرنگ است و دارد با زرنگی کارهایش را پیش می‌برد. واقعیتش می‌خواستیم در شباهت به احمدی‌نژاد را، دُز کمی از او را داشته باشد، خیلی نَه گُل درشت، ولی مدام جملۀ احمدی‌نژاد را تکرار می کند، من عمداً جملۀ احمدی‌نژاد را آوردم که ما می‌توانیم و مدام او آن را تکرار می‌کند، یعنی قرابتِ بیشتری به او دارد. * ساختار حاکمیت موضوع فرزندآوری را دنبال می‌کند، فیلم سفارشی بود؟ اولاً وقتی این سریال نشد فکر کردم این طرح و موقعیت خیلی به دردِ سینما می‌خورد و می‌تواند فیلم سینماییِ پُری باشد. من می‌خواستم بروم وارد فضای کارگردانی شوم، فیلمنامه را نوشتم دادم به تهیه‌کننده. دنبال اسپانسر بودیم، به بعضی از مراکز دولتی فیلمنامه را دادیم. آنها گفته بودند اگر بخش فرزندآوری آن کمی تقویت شود ما هستیم. من هم آن بخش‌ها را اضافه کردم اما آنها گفتند این کم است ما کاملاً گل‌درشت می‌خواهیم مثلاً شهربانو که چند تا بچه دارد را بردارید و اصلاً وجه انتقادی در فیلم نباشد که چرا او این همه بچه دارد، کاملاً به سمت دیگری بروید. گفتم: اصلاً نمی‌توانم. *ما شهربانو را که این همه بچه دارد وقتی می‌بینیم، برایمان مشمئز کننده نیست. من نسبت به این موضوع نقد دارم. این کار غلط است که ما به کسانی که آمادگی بچه‌دار شدن را ندارند و نمی‌توانند آنها را درست تربیت کنند و موقعیتِ مناسبی برای بچه فراهم کنند به آنها بگوییم شما بچه‌دار شوید، این کار غلط است، یک جای قصه هم است که ما می‌گوییم شما که خانه، زندگی و سواد دارید باید بچه‌دار شوید، ما باید برای اینها برنامه‌ریزی کنیم، تشویق کنیم اینها صاحب بچه شوند اما در برنامه‌ریزی کلان کشور به این موضوع دقت نشده است. به هر حال من نپذیرفتم من با فرزندآوری مخالفت ندارم، واقعاً از نظر روحی هم با آن مخالفتی ندارم، داشتن فرزند چیزِ خوبی است داشتن فرزند چیزِ خوبی است و به عنوان یک نعمت خدا از آن نام برده می‌شود. همه دوست دارند که بچه داشته باشند ولی من نقد خودم را دارم، این سیاست‌گذاری‌های غلط در کلیۀ امور کشوری همه جا وجود دارد. ما یک زمانی از این طرف بوم می‌افتیم، یک زمانی از آن طرف بوم می‌افتیم. سدسازی‌ها را نگاه کنید. رفتیم سد ساختیم حالا می‌گوییم برویم سدها را جمع کنیم اشتباه کردیم! فقط در مورد بچه و فرزندآوری نیست که این سیاست‌گذار‌ی‌های غلط اتفاق می‌افتد، ما به نوعی با فیلم خجالت نکش داریم این امور را هم نقد می¬کنیم کلاً این فرآیند را نقد می‌کنیم، چرا در برنامه‌ریزی‌هایمان درست مطالعه نمی‌کنیم؟ چرا گام‌هایمان را دقیق برنمی‌داریم؟ چرا احساسی عمل می‌کنیم؟ ما درخطریم. برویم فلان کار را بکنیم بعد پشت سرمان یک ویرانه به جا بگذاریم! این هم در فیلم مورد بحث ماست. * شما به دولت آقای روحانی نقد دارید؟ من به او رای دادم و همچنان پشتیبان وی هستم ولی به دولت هم نقد دارم و الان فقط نقدم به آقای روحانی نیست. *اصرار داشتید از سه فرزندان قنبر شخصیت‌هایی باشند که کارکترهای دوران اواخر دهه 60 و 70 ما هستند؟ کارکترهایی که ما در بچگی آنها را می‌دیدیم، این سه نفر می‌توانستند بهتر از این باشند. نه. من این را می پذیرم که بهتر از این می توانستند باشند، حق با شماست. اما این سه تا نمایندۀ سه نسل نیستند، سه دیدگاه هستند. *شخصیت‌هایی در این فیلم بودند که در کسوت بازیگری، قهرمانان دورانِ کودکی ما بودند، یعنی بچه‌هایی بودند که در فیلم‌ها و سریال‌های آن زمان بازی می‌کردند. تصادفاً آمدند، ولی اصرار داشتم به فراخور قصه‌ها سه دیدگاهِ متفاوت داشته باشند نه دیدگاه‌های خیلی عمیقِ اجتماعی، مثلاً یکی از آنها خیلی آدمِ به روز وو آزاداندیش است و از قیودِ خیلی چیزها آزاداست و به پدرش می‌گوید چرا بچه‌دار شدند؟ اصلاً یعنی چه؟ به چه کسی مربوط است که اینها صاحب فرزند هستند؟ یکی اعتقاد دارد اینها در روستا زندگی می‌کنند باید مراقب باشند و آن وسطی بینابین فکر می‌کند. اصلاً با ورود آنها قصه مسیرِ جدیدی را پیدا می‌کند تا حالا درونِیاتشان را پنهان می‌کردند، حالا قصه با وجود آن‌ها مسیرِ دیگری پیدا می‌کند و زایمان همان شب اتفاق می‌افتد. مسیرِ کمدی به شکلِ دیگری می‌شود. حالا قرار است صَنم زایمان کند کسی نبیند، کسی هم صدای او را نشنود و اینها ابزاری برای کمدی شود. به نظرم درست وقتی اینها می‌آیند آن اتفاق می‌افتد. حتی به خاطر اینهاست که آن بچه پشت در قرار می‌گیرد و بعدا گم می‌شود. اصلا به خاطر وجود آنهاست که روایت فیلم وارد مراحل دیگری می‌شود. یک جاهایی بچه‌ها می‌فهمند، وقتی بچه‌ها فهمیدند دیگر مسیرِ قصه تغییر می‌کند. بعضی‌ها می‌گویند دو تیکه است، من می‌گویم نه دارای دو بخش است، یک بخش قبل از آمدن بچه‌ها یک بخش بعد از آمدن بچه‌ها، این دو بخش کاملاً منفک است. کاملاً دیده می‌شود و دو بخش بودنش چیزِ بدی نیست. بعضی‌ها می‌گویند از یکدستی آن را خارج می‌کند. من معتقدم نه، اصلاً خارج کند، یکدست نباشد، آیا مانع ارتباط بیننده با فیلم است؟ *اشکالِ دو دست شدن یعنی دو پاره شدن از همان عبارات منتقدانه بی سر و ته است. یعنی چه؟ من واقعیتش متوجه نشدم اصلاً چه اشکالی دارد؟ ما زمانی می‌توانیم به روند دراماتیک اعتراض داشته باشیم که مانعِ ارتباطِ راحت و سلیسِ بیننده با موضوع باشیم و نتواند با قصه ارتباط برقرار کند، لحظه‌ای که بچه داخل رودخانه می‌افتد خیلی جالب است، در سالن سینما فریاد می‌زنند واووو! این واکنش یعنی فیلم با تماشاگر، ارتباط برقرار کرده است. من چند وقت بدون اینکه مردم بدانند رفتم سالن سینما با مردم فیلم را دیدم، دیدم زمانی که بچه می‌خواهد بیفتد داخل رودخانه می‌گفتند الان بچه داخل رودخانه می‌افتد، بیننده می‌داند چه اتفاقی قرار است بیفتد با علمِ اینکه می‌داند ولی فریاد می‌زند. یعنی همچنان ارتباطش را برقرار کرده و منفک نمی‌شود. می‌خواهم بگویم این دوپاره بودن و دو تیکه بودن هیچ چیزِ بدی نیست و حتی می‌تواند یک امتیاز باشد. من اتفاقاتی که در سالن سینما می‌افتاد برای من خیلی جذاب بود. *عده‌ای هم می‌گفتند که فیلم سینمایی نیست،‌ ولی منظورشان را نفهمیدم. یعنی منظورشان این است که من بازیگرِ تلویزیونی استفاده کردم؟ بازیگران اصلی کار که همه سینمایی هستند. از طرفی فیلم ریتمِ تندی دارد، ما انبوهِی اطلاعات را در فیلم جابجا می‌کنیم، ریتمِ وقایع، در کدام فیلم تلویزیونی اینقدر ریتمِ تند است؟ هر 3، 4 دقیقه یک اتفاقی رخ می‌دهد. * شاید منظورشان یک فیلم ونک به بالا و آپارتمانی است. این شکلی تلویزیونی‌تر است، ما در فضای روستا، کار کردیم. من خیلی قبول ندارم که تلویزیونی است و من معتقدم فیلم من کاملا سینمایی است. * این قصه می‌توانست در یک آپارتمان در تهران اتفاق بیفتد، مانند خیلی از فیلم‌های سینمایی که در یک آپارتمان ساخته می‌شود. بله تلویزیون هم این پیشنهاد را به ما داد. * اما شما در روستا می‌سازید، علتش چیست؟ علتش قصه است، این قصه در روستا اتفاق می‌افتد نه در شهر، در شهر شما خیلی چیزها را پنهان نمی‌کنید. اینطور چیزها در روابط شهری کمتر است. من خودم در روستا زندگی کردم، طراح این قصه خانم جوراب‌لو و همسر بنده و سالها در این فضای روستایی بوده، این قصه آنجا بیشتر شکل می‌گیرد. آدم‌ها روابط‌شان خیلی بسته‌تر است، درنتیجه باردار شدن یک زنِ مُسنِ روستایی بیشتر قابلیت انگشت‌نما شدن را دارد تا در شهر. مضاف بر اینکه پنهان شدن در شهر خیلی راحت است. آنقدر بزرگ و وسیع است که کسی به کسی نیست اما آنجا همه همدیگر را می‌شناسند. موقعیتی قصه‌ای ایجاب می‌کند که ما در روستا باشیم و واقعیتش اینکه من خوشحال بودم که می‌توانم از شهر بیرون بیایم من علاقه دارم به اینکه در روستا کار کنم. *ممنون از اینکه وققتان را به ما دادید. ]]> فرهنگ Sun, 10 Jun 2018 07:14:59 GMT http://khatnews.com/vdcc4sqp.2bqim8laa2.html 1800 امامزاده کشور میزبان مردم در مراسم احیای شب‌های قدر http://khatnews.com/vdcdff0k.yt0xk6a22y.html به گزارش خط نیوز به نقل از خبرگزاری فارس حجت‌الاسلام سید محمدکاظم موسوی متقی؛ مدیرکل فرهنگی سازمان اوقاف با عرض تسلیت ایام ضربت خوردن امیرالمؤمنین علی(ع) و گرامیداشت یاد و نام رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران امام خمینی (ره) اظهار کرد: با وجود گذشت بیست و نُه سال از رحلت حضرت امام خمینی (ره) و پنجاه و پنج سال از قیام خونین ۱۵ خرداد ۴۲ هنوز نام و یاد و اندیشه‌های آن مقتدای دوران بر تارک جهان می‌درخشد. وی با اشاره به برنامه‌های ویژه شبهای قدر در بقاع متبرکه و آستان مقدس امامزادگان کشور تصریح کرد: امسال همزمان با اجرای طرح ضیاف الهی برنامه‌های لیالی قدر از امشب مقارن با شب نوزدهم ماه رمضان و اولین شب قدرمراسم احیاء در بیش از یک هزار و 800 امامزاده کشور برگزار می‌شود. مدیرکل فرهنگی سازمان اوقاف با بیان اینکه یکی از اهداف برگزاری طرح ضیافت الهی در ماه مبارک رمضان در جوار امامزادگان کشور تقویت باورها، اعتقادات و ایجاد فضای معنوی در جامعه بویژه برای نسل جوان است، تصریح کرد: هرساله مردم مومن و روزه‌دار ایران اسلامی در ایام و لیالی قدر، مراسم احیاء این شبهای عزیز را با حضور گسترده در آستان مقدس امامزادگان و بقاع متبرکه برگزار می‌کنند. موسوی متقی درباره برنامه‌های امامزادگان در شبهای قدر گفت: مراسم لیالی قدر در امامزادگان همراه با برنامه‌های متنوعی از جمله قرائت دعای افتتاح، سخنرانی، مناجات و دعاهای وارده در شب قدر و دعای پرفیض جوشن کبیر از ساعت ۲۳ الی ۳ بامداد برگزار می‌شود. وی افزود: هرساله مردم ولایتمدار ایران اسلامی با حضور گسترده خود در این شب‌ها، ایمان محکم خود را نسبت به ولایت متجلی ساخته و با حضور باشکوه خود در این اماکن، تصویری معنوی از نیایش وانابه به درگاه حق تعالی را برای جهانیان به نمایش می‌گذارند. مدیرکل فرهنگی سازمان اوقاف خاطرنشان کرد: هیچ حضور مردمی در اجتماع به اندازه‌ شبهای قدر گسترده نبوده و این ایام برای مسلمانان بسیار ویژه است چراکه در این شب‌های با عظمت آیات نورانی قرآن نازل شده و مقدرات انسان در یک سال آینده رقم می‌خورد. ]]> فرهنگ Sun, 03 Jun 2018 07:58:14 GMT http://khatnews.com/vdcdff0k.yt0xk6a22y.html