پايگاه خبری تحليلی خط نيوز - آخرين عناوين فرهنگ :: نسخه کامل http://khatnews.com/culture Sun, 16 Jun 2019 06:11:01 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://khatnews.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط پايگاه خبری تحليلی خط نيوز http://khatnews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پايگاه خبری تحليلی خط نيوز آزاد است. Sun, 16 Jun 2019 06:11:01 GMT فرهنگ 60 باورم نمی‌شد که آقای خامنه‌ای بیایند خانه‌مان! http://khatnews.com/vdcfx1dv.w6dxyagiiw.html به گزارش خط نيوز، چند روز پیش، یعنی هجدهم خرداد ۱۳۹۸، حاجیه خانم حلیمه خاتون خانیان، همسر گرامی شهید سیدحمزه سجادیان و مادر بزرگوار چهار شهید داوود، ابوالقاسم، کاظم و کریم، دارفانی را وداع گفتند. مادر شهیدی که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای یکبار در سال ۶۷ و برای بار دوم در بهمن ۹۳ به منزل ایشان رفتند. رهبر انقلاب اولین بار و در دیدار با خانواده یک شهید آشوری، احساسات خود را نسبت به این مادر بزرگوار بیان کردند. ایشان در هشتم دی ماه ۶۷ و یک هفته پس از دیدار با مادر شهیدان سجادیان، به خانه‌ی شهید ژان ژرژ ژان‌داوید (تاریخ شهادت ۶۷/۱/۸) رفتند. آنچه در ادامه می‌خوانید، روایت کتاب «مسیح در شب قدر» از این روایت است: مادر شهید ژان‌داوید می‌گوید: «من آن روزها حوصله هیچ‌چیز و هیچ‌کس را نداشتم؛ به‌خصوص اگر می‌خواستند در مورد ژان صحبت کنند. قبل از ظهر، دو نفر آقا با تیپ بسیجی‌ها آمدند دم در و گفتند یکی از مسئولین می‌خواهند بیایند دیدنتان! گفتم نمی‌خواهد بیایند! اما شب دوباره زنگ زدند. عصبانی بودم، گفتم نمی‌خواهم کسی بیاید. گفتند از مقامات هستند. گفتم حتی اگر بالاترین مقام مملکت باشد، بگویید اول پسر من را برایم بیاورد، بعد بیاید! بندگان خدا مانده بودند چه بگویند. باورم نمی‌شد که آقای خامنه‌ای بیایند خانه‌مان! اول آمدنشان، من هنوز در همان حال و هوا بودم، اما خدایی، این‌قدر این مرد روحانی بود و این‌قدر فضای خانه غمزده ما را عوض کرد که من از این‌رو به آن‌رو شدم» یکی از جملاتی که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در آن موقع به مادر شهید داوید گفتند، روایت دیدار هفته‌ی پیش‌شان با خانواده شهید سجادیان بود: «من خانواده‌هایی را دیده‌ام که چند شهید داشتند. همین هفته گذشته، من خانه یک شهیدی رفتم که چهار پسرشان و شوهر آن خانم شهید شده بودند. پنج تا عکس زده بودند آنجا به دیوار، چهار تا جوان مثل چهار دسته گل. انسان واقعاً منقلب می‌شد. پدر هم بعد از بچه‌ها شهید شده بود. پرسیدم کِی شهید شدند. تاریخ شهادت را که برای من گفتند، من دیدم که از شهادت اولی تا آخری، یک سال فاصله نشده، یعنی واقعاً چیز عجیبی است… من واقعاً از استقامت آن خانواده تعجب کردم. پدر خانواده مرد خیلی مؤمنی بوده، ولی من احساس کردم پدر طاقت نیاورده، رفته بود جبهه مرتباً بعد از شهادت بچه‌ها، بعد از دو سه سال، او هم شهید می‌شود. اما مادر خانواده که نمی‌تواند برود جبهه؛ آن خانم بیچاره، همه آن کوه مصیبت را تحمل می‌کرد، تنهایی. من واقعاً خیلی آن خانم را بزرگ و با ارزش یافتم، خیلی باعظمت دیدم آن خانم را.» متن کامل این ماجرا را می‌توانید در کتاب «مسیح در شب قدر» بخوانید. ]]> فرهنگ Sat, 15 Jun 2019 06:09:49 GMT http://khatnews.com/vdcfx1dv.w6dxyagiiw.html تولد نوزاد یک سلبریتی در کانادا چقدر هزینه دارد؟ http://khatnews.com/vdcamoni.49nw615kk4.html تولد نوزاد یک سلبریتی در کانادا چقدر هزینه دارد؟ به گزارش جهان نيوز، چند روزی است که سفر رامبد جوان و همسرش برای اکران فیلم سینمایی «قانون مورفی» به کانادا خبرساز شده است و این سوال را برای جامعه ایجاد کرده که آیا قرار است فرزند این کارگردان، بازیگر و مجری تلویزیون همچون برخی سلبریتی‌های دیگر در کشوری غیر از ایران به دنیا بیاید؟ گرچه این آقا و خانم بازیگر هنوز واکنشی نسبت به این موضوع نشان نداده‌اند اما این مساله سبب شد تا موضوع علاقه سلبریتی‌ها به تولد فرزندشان در خارج از کشور بخصوص آمریکا و کانادا مجددا به یادها بیاید. در واقع رامبد جوان و نگار جواهریان نخستین زوج مشهوری نیستند که خواسته‌اند فرزندشان تابعیت کشور دیگری را داشته باشد و احتمالاً آخرین هم نیستند. در این گزارش به این موضوع می‌پردازیم که هزینه و مخارج زایمان در کشور کانادا چقدر است؟ برای پاسخ به این سوال به برخی شرکت‌های بین‌المللی که در زمینه مهاجرت فعالیت می‌کنند، مراجعه کرده و این سوال را از وکلای این شرکت‌ها پرسیدیم. به اذعان آنها برای محاسبه این رقم باید اخذ ویزا و سفر به این کشور، هزینه و مخارج اقامت حداقل3 تا 4 ماهه در این کشور، هزینه بیمارستان و زایمان و دستمزد دکتر و خدمات پرشکی قبل و بعد از زایمان را در نظر گرفت. البته اولین هزینه، حق مشاوره مؤسسه است که به دلار دریافت می‌شود و میزان آن پنج هزار دلار کانادا، یعنی چیزی در حدود 50 میلیون تومان است (نرخ دلار کانادا را 10 هزار تومان در نظر گرفته‌ایم). وکیل یکی از این شرکت‌های بین‌المللی می‌گوید:‌ هزینه به دنیا آوردن نوزاد در کانادا، بستگی به بیمارستان محل تولد و همچنین به فرآیندها و مراحل مورد استفاده در زمان تولد دارد. همچینن برای برآورد هزینه‌های زایمان مادر بسیار مهم است که در زمان تولد نوزاد کدام یک از پرسنل ها حضور داشته باشند. افراد متفاوتی می‌توانند در زمان زایمان حضور داشته باشند. از جمله پزشک متخصص، پرستار، ماما و غیره. بنابراین هزینه‌ها نیز با توجه به تعداد افراد متفاوت است. برای سفر به کانادا و زایمان در این کشور در ابتدا باید به فکر گرفتن ویزای کانادا باشید. برای بلیط پرواز تهران - تورنتو و برعکس نیز اگر پرواز اکونومی باشد، قیمت آن بین 12 تا 60 میلیون تومان است که اگر به صورت میانگین رقم 36 میلیون تومان را نظر بگیریم، چهار بلیت پرواز برای رفت و برگشت دو نفر، به طور میانگین 144 میلیون تومان هزینه دارد البته که بلیت‌های بیزنس و فرست کلاس طبعاً گران‌تر بوده و جمع هزینه‌ها را بالا می‌برد. پس از گرفتن ویزا و انتخاب شهر مورد، مرحله بعد تعیین محل اقامت در بازه زمانی سه تا چهار ماهه است چراکه به علت بعد مسافت ایران تا کانادا پزشکان توصیه می‌کنند چند ماه قبل از تولد و چند ماه بعد از تولد از پروازهای طولانی مدت بپرهیزید بنابراین مادران حداقل 2 تا 3 ماه قبل از تولد نوزاد به کانادا می‌روند و حداقل یک ماه پس از تولد نیز در آن کشور می‌مانند. لذا باید برای این مدت یک خانه اجاره کرد که اجاره خانه دو خوابه در تورنتو از 1500 دلار تا 5000 دلار کانادا برای یک ماه است.البته اگر از قبل خانه مورد نظر خود را اجاره نکرده باشند، باید حدود یک هفته نیز در هتل اقامت کنند که هزینه هتل به هزینه‌های قبلی اضافه می‌شود. در مجموع اگر هزینه اجاره یک منزل را به صورت میانگین 3 هزار دلار کانادا در نظر بگیریم، هزینه اجاره 4 ماه آن، حدودا 120 میلیون تومان می‌شود. هزینه زایمان طبیعی در بیمارستان‌های کانادا از 5000 دلار کانادا و هزینه دکتر زنان از 3500 دلار کانادا است لذا مجموع این مبالغ با احتساب سایر هزینه آزمایشگاهی و پزشکی حداقل 10000 دلار خواهد بود. این فقط هزینه پرداختی به بیمارستان و پزشک در حالت روال طبیعی زایمان است همچنین اگر برای زایمان نیاز به عمل سزارین باشد این رقم تا 15 یا 20 هزار دلار کانادا هم می‌رسد که به پول ایران حداقل 150 میلیون تومان می‌شود. ناگفته نماند طبق قوانین کانادا، گردشگرانی که در زمان بارداری به این کشور وارد می‌شوند، مشمول دریافت خدمات بیمه نمی‌شوند و این هزینه‌های بیمارستانی در شرایطی است که مادر و کودک پس از زایمان نیاز به مراقب‌های ویزژه بیمارستانی نداشته باشند. براساس اعلام این شرکت حقوقی هزینه‌ها خورد و خواک و حمل و نقل در تورنتو برای یک خانواده دو نفره حدود 4 هزار دلار کانادا در ماه است. که این مبلغ برای 4 ماه حدود 160 میلیون تومان می‌شود. در نتیجه تولد فرزند یک سینماگر در کانادا، به طور متوسط چیزی در حدود 600 میلیون تومان هزینه خواهد داشت. منبع:تسنیم ]]> فرهنگ Sat, 15 Jun 2019 06:09:49 GMT http://khatnews.com/vdcamoni.49nw615kk4.html همه چشم‌انتظار بازگشت «حاج حیدر» هستند http://khatnews.com/vdcg3793.ak9zu4prra.html به گزارش خط نيوز، صبح روز گذشته ۲۰ خرداد، انتشار یک عکس مشترک از سرلشکر «حاج قاسم سلیمانی» فرمانده نیروی قدس سپاه و شهید مدافع حرم «محمد جنتی» فرمانده ایرانی تیپ زینبیون، این امید را در دل خانواده شهید جنتی زنده کرد که ممکن است پیکر مطهر فرزند شهیدشان را ۲ سال بعد از شهادت بالاخره ببینند و با آن وداع کنند. انتظار دو ساله خانواده شهید، بعد از انتشار این عکس مشترک چند ساعت بیشتر طول نکشید و کانال رسمی ستاد معراج‌الشهدا با درج خبر شناسایی پیکر شهید محمد جنتی، مرهمی شد بر دردهای دو ساله خانواده شهید جنتی. متن خبر یک خطی ستاد معراج‌الشهدا اینگونه بود: پیکر مطهر شهید مدافع حرم محمد جنتی (حاج‌حیدر) فرمانده ایرانی تیپ زینبیون بعد از گذشت ۲ سال از زمان شهادت کشف و از طریق آزمایش DNA شناسایی شد. زینبیون؛ لشکری که سخت‌ترین عملیات‌ها را در سوریه انجام می‌داد شهید مدافع حرم «محمد جنتی» ملقب به «حاج حیدر» اصالتاً اهل روستای «دیزج خلیل» از توابع شهرستان «شبستر» استان آذربایجان شرقی بود. حاج حیدر قبل از آنکه در فروردین ماه ۹۶ به دست تروریست‌های تکفیری داعش به شهادت برسد، چندین نوبت از ناحیه‌های مختلف بدن زخمی شده بود. «شهلا پناهی» نویسنده جهاد و مقاومت کشورمان که از چند مدت پیش نگارش کتاب خاطرات شهید محمد جنتی را آغاز کرده است، در خصوص ارتباط میان حاج حیدر و نیروهای پاکستانی تحت امرش گفته بود: چنان علاقه‌ای بین شهید و آن‌ها برقرار بود که پس از شهادتش نیروها اعتراف می‌کردند هیچ فرمانده‌ای مثل حیدر به خوبی با آن‌ها رفتار نکرد. او کنار یک سفره با رزمنده‌ها هم‌غذا می‌شد و مراقب خانواده‌های‌شان بود. تعامل، عشق و رفاقت میان حاج حیدر و نیروهای تحت امرش در سوریه بی‌نظیر بود. شهید جنتی به حضرت زینب کبری (س) نیز ارادت فراوانی داشت. چندی پیش در گلزار شهدای تهران یادمانی برای این شهید بزرگوار آماده کرده بودند که به احتمال زیاد پیکر شهید جنتی در همان محل به خاک سپرده خواهد شد. و حالا خانواده شهید، همرزمان شهید، نیروهای تیپ زینبیون و ملت شهیدپرور و قدرشناس ایران اسلامی، بی‌تاب و منتظر اعلام برنامه‌های مراسم وداع، تشییع و خاکسپاری حاج حیدر هستند. فرمانده‌ای که در کُنج دل‌های مدافعان حرم برای خود آشیانه‌ای ابدی ساخته است. «زینبیّون خیلی خوب میجنگند؛ خیلی خوب مجاهدت میکنند. سلام من را به پدرها و مادرها و خانواده‌هایشان برسانید». این جملات بخشی از سخنان مقام معظم رهبری خطاب به خانواده یکی از شهدای مدافع حرم در تاریخ ۱ آذر ۱۳۹۵ بود. منبع: میزان ]]> فرهنگ Tue, 11 Jun 2019 06:24:42 GMT http://khatnews.com/vdcg3793.ak9zu4prra.html این مرد در کمال تعجب کشته نشد! +‌تصویر http://khatnews.com/vdci3vaq.t1auq2bcct.html مردی با لباس سفید مقابل تعداد زیادی تانک‌ ایستاده و با این کار اعتراضش را نشان می‌دهد. ثبت این صحنه یکی از عکس‌های مطرح تاریخ را رقم زد. در ادامه این تصویر را مشاهده می‌کنید و داستان آن‌را که در خبرگزاری سی‌ان‌ان منتشر شده است، می‌خوانید. به گزارش ایسنا، عکس در تاریخ پنجم ژوئن سال ۱۹۸۹ در پایتخت چین پس از کشتار میدان تیان‌آن‌من، زمانی که نیروهای نظامی صدها نفر از تظاهرکنندگان طرفدار حزب دموکرات را کشتند، به ثبت رسیده است. مردی سفیدپوش در حالی که بسته‌های خرید در دست دارد، بی‌حرکت جلو صفی از تانک‌ها ایستاده و مانع از حرکت آنها می‌شود. جف وایدنر - عکاس این تصویر - مطمئن بود که این مرد کشته خواهد شد، ولی این اتفاق نیفتاد. وایدنر تصویر این اعتراض انفرادی را به ثبت رساند و هویت این مرد هرگز معلوم نشد. وایدنر پیش از آنکه این عکس را به ثبت برساند، از اینکه این مرد جلو دوربینش قرار گرفته و عکس او را خراب کرده، ناراحت بود. او عکاس خبرگزاری آسوشیتدپرس بود که وقتی با دوربینش بر روی صف تانک‌ها در میدان تیان‌آن‌من زوم کرده بود، این مرد با لباس سفید و شلوار سیاه همراه با بسته‌های خرید جلو دوربین او ظاهر شد. وایدنر ابتدا فکر می‌کرد که این مرد ترکیب‌بندی عکس او را به هم می‌ریزد. ولی لحظاتی بعد متوجه شد که قرار است یکی از خاص‌ترین عکس‌های تاریخ را به ثبت برساند. وایدنر پیش از ثبت این عکس به مدت یک هفته در پکن حضور داشته و از این اعتراضات عکاسی می‌کرد و زمانی که سرکوب مرگبار آغاز شد او نیز دچار جراحت شد. او درباره ثبت این عکس بیان کرده است: «صبح روز چهارم ژوئن یکی از معترضان سنگی را به سرم زد و از آن ناحیه آسیب دیدم و از تب رنج می‌کشیدم. زمانی که عکس مرد تانکی را از طبقه ششم بالکن هتل پکن می‌گرفتم، کاملاً مریض و آسیب دیده بودم.» هتل بهترین زاویه دید را نسبت به میدان داشت و تحت نظارت ارتش بود. عکاس با کمک یک دانشجو امریکایی به صورت مخفیانه وارد هتل شد. زمانی که آن مرد، بدون اینکه حرکت کند جلو تانک‌ها ایستاده بود، تانک جلویی ایستاد و سعی کرد مرد را دور بزند. ولی مرد نیز با آنها جا به جا شد و راه آن را بار دیگر سد کرد؛ البته یک بار هم از تانک جلویی بالا رفت و با فردی که داخل آن بود صحبت کرد. وایدنر گفته: «من حدود یک مایل دورتر از آن واقعه بودم و واقعاً نمی‌توانستم آنچه را می‌گوید بشنوم.» این مرد در نهایت توسط تماشاچیان کنار کشیده شد. او نماد قدرتمندی از اعتراض شناخته شد. «اعتراض‌های میدان تیان‌آن‌من» به مجموعه‌ای تظاهرات اعتراضی در میدان تیان‌آن‌من شهر پکن، جمهوری خلق چین گفته می‌شود که به رهبری دانشجویان صورت گرفت و از ۱۵ آوریل ۱۹۸۹ تا ۴ ژوئن همان سال ادامه داشت. این اعتراض‌ها با حضور بیش از صد هزار نفر برگزار شد. گفته می‌شود، بین چند صد نفر تا هزار نفر در این اعتراض‌ها کشته شدند. ولی اسناد بریتانیا که در تاریخ ۲۴ دسامبر ۲۰۱۷ از طبقه‌بندی خارج شده، نشان می‌دهد حداقل ده هزار معترض چینی در تابستان سال ۱۹۸۹ در میدان تیان‌آن‌من پکن کشته شدند. دانشجویان در این واقعه به ناپایداری اقتصادی چین و سرکوب‌های حزب کمونیست و فساد دولتی اعتراض کردند. جنبش دموکراسی چین در این اعتراضات نقش رهبری داشت. ]]> فرهنگ Mon, 10 Jun 2019 07:14:35 GMT http://khatnews.com/vdci3vaq.t1auq2bcct.html مادر فرمانده جانشین «جهان‌آرا» به فرزند شهیدش پیوست http://khatnews.com/vdcg7793.ak9zn4prra.html کوکب طیبی، مادر سردار شهید مصدق طاهری، از مؤسسان جهاد دانشگاهی خوزستان و فرمانده سپاه خرمشهر در دوران دفاع مقدس، به فرزند شهیدش پیوست. ‌به گزارش ایسنا منطقه خوزستان، غلامرضا شریعتی، استاندار خوزستان با صدور پیامی درگذشت این مادر بزرگوار را تسلیت گفت. در پیام استاندار خوزستان آمده است: «مادران بزرگوار، شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی و دفاع مقدس با تاسی از حضرت زینب (س) عزیزترین و باارزش‌ترین دارایی خود را برای حفظ اسلام و تمامیت ارضی ایران عزیز فدا کردند و در تمام سال‌های بعد از شهادت با صبر و شکیبایی همیشه حامی انقلاب اسلامی هستند. درگذشت «حاجیه خانم کوکب طیبی» مادر مکرمه «سردار مصدق طاهری، فرمانده دلاور سپاه خرمشهر در دوران دفاع مقدس» را به خانواده محترم و مردم شریف خوزستان تسلیت عرض می‌کنم. از درگاه خداوند متعال علو درجات و آمرزش برای آن مرحومه مغفوره و صبر و سلامتی برای بازماندگان خواهانم." سیدعلیرضا علوی، رئیس سازمان جهاد دانشگاهی خوزستان نیز در پیامی، به‌نمایندگی از همکاران جهاد دانشگاهی، درگذشت این مادر بزرگوار و صبور را تسلیت گفت. شهید مصدق طاهری در سال ۱۳۳۳ در نفت سفید به دنیا آمد. مراحل رشد و تربیت را نزد پدرش که حافظ قرآن بود طی کرد. همزمان با شروع نهضت اسلامی فعالیت خود را بیشتر کرد. همگام با سایر همرزمان در قالب گروه‌های سیاسی نظامی به مبارزه جدی علیه رژیم شاهنشاهی پرداخت. با پیروز شدن انقلاب اسلامی در روزهای نخست انقلاب سرپرستی، پاسداری و محافظت از استانداری خوزستان را برعهده گرفت و در سال ۵۸ مجدداً به دانشگاه بازگشت. او بعد از شهادت محمد جهان‌آرا و شهید عبدالرضا موسوی به فرماندهی سپاه خرمشهر انتخاب و مدتی را در این سنگر به انجام وظیفه پرداخت و در بیشتر عملیات از جمله عملیات طریق‌القدس، فتح‌المبین، بیت‌المقدس، والفجر مقدماتی، خیبر، بدر و والفجر ۸ شرکت داشت و در عملیات بدر شیمیایی شد. شهید مصدق طاهری، از مؤسسان جهاد دانشگاهی خوزستان در سال ۱۳۵۹ بود. انتهای پیام ]]> فرهنگ Mon, 10 Jun 2019 07:03:32 GMT http://khatnews.com/vdcg7793.ak9zn4prra.html مصیبت‌ و خشونت در صداوسیما داد می‌زند! http://khatnews.com/vdcenv8p.jh87pi9bbj.html «هرگونه نقشی که صداوسیما ایفا کند چه در سریال‌ها و برنامه‌های تولیدی و چه گفت‌وگوها یا مستندها، هر انتخابی که انجام دهد اثرات این انتخاب در جامعه نشان داده خواهد شد.» در هر فامیل ایرانی، دست‌کم یک قتل اتفاق می‌افتد و هر خانواده‌ی ایرانی حتماً درگیر یک قتل در بطن یا پیرامون خود شده است. تقریباً در تمامی خانواده‌های ایرانی، یک نفر دست به سرقت از خانواده یا دیگران می‌زند. یک سوم ایرانی‌ها در حال حق‌السکوت دادن هستند، یک سوم در حال حق‌السکوت گرفتن و یک سوم هم بی‌عرضه هستند؛ وگرنه در یکی از دو دسته‌ی قبلی قرار می‌گرفتند! در هر خانواده‌ی ایرانی یک نفر پیدا می‌شود که به دسیسه مشغول است و حاضر است حتی عمر و هستی خود یا دیگران را تباه کند، تا چیزی را تلافی کرده باشد. خشونت‌طلبی، توطئه‌گری، انتقام‌جویی، خلاف‌کاری، مصیبت‌زدگی، درماندگی و البته آدم‌کشی، نزد ایرانیان و خانواده‌های ایرانی، امری رایج است! این، تصویری است که سریال‌ها و فیلم‌های ایرانی روایت می‌کنند و این پرسش را به‌وجود می‌آورند که آیا واقعاً این‌گونه است و ما در چنین وحشت‌کده‌ی هولناکی زندگی می‌کنیم؟ کافی است به همین سریال‌های رمضانی که مدت زیادی هم از پخش آنها نگذشته نگاهی بیندازید. حمید شکری‌خانقاه - استاد ارتباطات - با نگاهی به سریال‌های تلویزیونی با تمرکز بر خشونت مستتر در آنها در گفت‌وگویی با ایسنا چنین اظهار کرد: صداوسیما با توجه به همه‌گیر بودن و کارکردی که دارد - با توجه به توده‌ای بودن که قشر عظیمی از توده‌ها را پوشش می‌دهد - هر کاری کند اثرات خوب یا بد خود را خواهد گذاشت. اگر برنامه‌های فرهنگ‌سازی را ایجاد کند فرهنگ‌سازی ایجاد می‌شود اگر برنامه‌های ضد فرهنگ و ضد ارزشی را ایجاد کند طبیعتاً در جامعه همان برنامه‌ها گسترش پیدا می‌کنند؛ لذا هرگونه نقشی که صداوسیما ایفا کند چه در سریال‌ها و برنامه‌های تولیدی، چه گفت‌وگوها یا مستندها، هر انتخابی کند اثرات این انتخاب در جامعه نشان داده خواهد شد. وی با اعتقاد بر اینکه صداوسیما نتوانسته است اثر مثبت روانی و جریان‌سازی فرهنگی مثبت در جامعه را ایجاد کند، اظهار کرد: تیمی که در صداوسیما به عنوان سیستم فکری مدیریت می‌کنند، یک تیم سیاست‌زده هستند حتی فیلم‌ها و مستندهایی که ساخته می‌شوند از بعد سیاسی به آنها نگاه می‌شود. ارزیابی اینکه چه اثرات مثبتی این آثار می‌تواند در جامعه داشته باشد، یک ارزیابی از جنس سیاست‌زدگی است؛ البته چندین محدودیت هم وجود دارد. ما یکسری آثار خشونت‌آمیز در تلویزیون می‌بینیم که بخشی از واقعیت‌های زندگی ماست؛ چیزی که واقعیت زندگی باشد طرفدار خودش را پیدا می‌کند و جایگاه خودش را هم در میان مردم خواهد داشت اما متأسفانه در ساخت فیلم‌های عاطفی و عشق و عاشقی دست تلویزیون بسته است. صداوسیما نمی‌تواند این بخش از واقعیت‌های جامعه را در آثار خود نشان دهد. اما ساختن فیلم درباره بدبختی، خشونت، قتل و بیچارگی که گاهی در جامعه رخ می‌دهد را می‌تواند نشان دهد. او افزود: مشکلی که ما در جامعه داریم این است که دیدن ابراز علاقه دو عاشق از سوی مردم، سخت‌تر از دیدن اعدام کردن یک فرد در جامعه است. این همان فرهنگ‌سازی ضدارزشی است که ما داریم. شکری در ادامه این گفت‌وگو یادآور شد: صداوسیما در بخش عاطفی و ایجاد رابطه عاطفی مثبت نتوانسته است نقشی را در این چندساله ایفا کند و این شاید بخاطر محدودیت‌های فکری یک جناح غالب است که ما در صداوسیما آن را می‌بینیم. اما در بخش خشونت در فضای التهاب فقر و بدبختی توانسته فضاسازی کند در واقع چهره جامعه ایران در صداوسیما فقیر است و مصیبت‌زدگی و خشونت در صداوسیما داد می‌زند. در فیلم‌های خانوادگی که در تلویزیون ساخته می‌شوند، زن اغلب مظهر مصیبت‌زدگی و بدبختی و همواره گریان و نالان است و مرد را فردی خلافکار و انتقام‌جو می‌بینیم؛ لذا کارگردانان و سناریونویسان نیاز به یک تکانش فکری و بازنگری و تجدید نظر فکری با رویکرد ایجاد فرهنگ خوب در کشور را دارند. این مدرس ارتباطات با اشاره به برخی مباحثی که در آثار تلویزیونی از آنها غفلت می‌شود، اظهار کرد: ما کم فیلم ایرانی دیده‌ایم که وقتی پلیس در آن سوار ماشین می‌شود کمربند ایمنی را ببندد اما در ارتباط با فیلم‌های خارجی باید گفت ۹۹ درصد دزدهایی که نشان داده می‌شوند زمانی که وارد ماشین می‌شود کمربند خود را می‌بندند؛ این یعنی اینکه کسانی که فیلم می‌سازند باید دستورالعمل‌ها را جدی بگیرند. ما در فیلم‌های ایرانی می‌بینیم که حتی پلیس هم کمربند ایمنی خود را نمی‌بندد. شکری با اشاره به آثاری که در ایام رمضان امسال از تلویزیون پخش شد، گفت: صداوسیما در ایام رمضان برنامه‌هایی را پخش کرد که نشان می‌دهد در امر فرهنگ سازی عملکرد ضعیفی داشته است، یکی از دلایلی که مردم به ماهواره گرایش پیدا کرده‌اند همین عدم توانمندی صدا و سیما در جذب مخاطب است. درست است که برخی از آثار تلویزیون مشهور می‌شوند اما باید گفت اثراتی که می‌گذارند خیلی مثبت نبوده است. شاید از لحاظ صحنه، لوکیشن و برخی سکانس‌ها جذابیت داشته باشند، ولی وقتی به اصل ماجرا نگاه می‌کنید می‌بینید اثراتی که در جامعه می‌بینیم حس مثبتی را در افراد ایجاد نکرده است؛ به عنوان مثال در جامعه ما افراد به شدت به یکدیگر بی‌اعتماد هستند و در فیلم‌ها به ندرت پیدا می‌کنید که فردی به فرد دیگر اعتماد پیدا کند و ضربه نخورد. وی افزود: صدا و سیما هرگز گوش شنوایی نداشته است. خیلی از صاحب نظران در این زمینه مدام در مصاحبه‌ها خطاب به صدا و سیما مطرح کرده‌اند که این روش درست نیست به جای اینکه در جامعه آرامش ایجاد کند التهاب ایجاد می‌کند. پیشنهاد می‌شود که صدا و سیما احساس آرامش مردم را جدی بگیرد و به مردم در تولید برنامه‌ها آرامش بدهد. این استاد ارتباطات با بیان اینکه رویکرد اخیر صداوسیما در ماجرای قتل، ضدارزشی و وحشتناک بود گفت: چون طیف فکری خاصی در صداوسیما غلبه دارند، مردم پذیرفته‌اند که صداوسیما هر چه که میل می‌کند پخش می‌کند در حالی که در دنیا بر اساس میل مخاطب برنامه تولید می‌کنند و در هر سازمانی قطعاً افکار یک مدیریت و یک طیف غلبه نمی‌کند. شکری خانقاه در پایان با یادآوری ویژگی‌های رسانه تلویزیون و تاثیرات آن بر مخاطب، خاطرنشان کرد: در میان وسایل ارتباط جمعی، تلویزیون، کامل‌ترین و جذاب‌ترین رسانه‌ای است که مخاطبانش طیفی گسترده‌ای از افراد جامعه را دربرمی‌گیرد. حوزه‌ی نفوذ تلویزیون، این رسانه را به وسیله‌ای برای توسعه اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی تبدیل کرده است. تلویزیون به دلیل داشتن مخاطبان گسترده، با قابلیت‌های فنی‌ای که دارد، می‌تواند اطلاعات جامعی را هم‌زمان در قالب صدا و تصویر به مخاطب ارائه کند. به همین دلیل این رسانه به یک وسیله‌ی مطلوب برای افراد تبدیل شده است. تلویزیون‌های دولتی از زمان تأسیس تاکنون تغییرات زیادی را در نحوه تولید و ارائه برنامه‌های خود به میان نیاورده‌اند و به همین دلیل مخاطبان زیادی نیز ندارند، اما تلویزیون‌های خصوصی به ویژه تلویزیون‌هایی با رویکرد تجاری اکثر مخاطبان را از آن خود کرده‌اند. افزایش رسانه‌های دیداری به لحاظ کمیت، سبب افت کیفیت و بی‌برنامگی در این رسانه‌ها شده است تا جایی که اکثر این رسانه‌ها تنها به پخش سریال‌های خارجی یا برنامه‌های شبیه بهم اکتفا می‌کنند. انتهای پیام ]]> فرهنگ Mon, 10 Jun 2019 07:03:32 GMT http://khatnews.com/vdcenv8p.jh87pi9bbj.html انگار در پرونده احمد متوسلیان دروغ واجب است! http://khatnews.com/vdce7v8p.jh87zi9bbj.html به گزارش خط نیوز به نقل از جهان نيوز، کتاب «سی‌وهفت سال» (نگاهی به طولانی‌ترین گروگان‌گیری قرن اخیر)، نوشته حمید داودآبادی به‌تازگی توسط نشر شهید کاظمی راهی بازار نشر شد. 37 سال از یکشنبه تلخی که در پست بازرسی برباره در شمال بیروت، آن حادثه تلخ اتفاق افتاد، می‌گذرد. این کتاب نگاهی است به تمام اخبار ضد و نقیضی که در این سال‌ها بیان شده و سعی دارد حتی المقدور حقیقت را روشن کند. این کتاب، اثری جنجالی است و همان‌طور که نویسنده در پایان مطالبش اشاره کرده، برای بسته‌ شدن پرونده 25 سال تحقیق و پژوهشش درباره ربایش چهار دیپلمات ایرانی در سال 61 در لبنان منتشر شده است. داودآبادی که پیش‌تر، طی سال‌های گذشته بارها در فضای مجازی و مطبوعات (حتی با انتشار کتاب «کمین جولای 82») درباره این مسئله صحبت کرده، این‌ بار با این کتاب تصمیم گرفته حرف‌های اول و آخر را بزند و پرونده را برای خودش ببندد. او می‌گوید هرآنچه را دراین‌باره می‌خواسته یافته و از این به بعد دیگر نه درباره‌اش چیزی خواهد گفت نه در فضای مجازی خواهد نوشت. حرف کلی کتاب «سی و هفت سال»، این است که مسئولان مملکتی می‌دانند برای 4 دیپلمات ایرانی چه اتفاقی افتاده و چه سرنوشتی داشته‌اند اما معلوم نیست طبق کدام مصلحت، خبر واقعی را به خانواده‌های منتظر آن‌ها و مردم کشور نمی‌دهند. داودآبادی در گفتگویی که چند سال پیش با یکی از سایتهای خبری داشته و به‌‌عنوان یکی از یادداشت‌های پایانی کتاب، بازنشر داده شده، می‌گوید: «من مستندات زیادی دارم که تکلیف حاج‌احمد را معلوم می‌کند اما جایگاه حقوقی ندارم که بخواهم آن را بیان کنم. من به‌‌عنوان یک محقق اگر سندها و بیان افراد مختلف را رسانه‌ای کنم، فردا همان افراد زیر حرف‌هایشان می‌زنند و من نمی‌توانم پاسخگو باشم. من از شخصیت‌های بزرگ و مطرحی فایل صوتی دارم که از وضعیت حاج‌احمد خبر دارند اما می‌گویند "از قول ما هیچ‌چیز ننویس". اگر هم چیزی بنویسم، ممکن است زیرش بزنند، به همین‌خاطر من بلاتکلیفم. اگر کمیته پیگیری پیش 2 نفر ایرانی و 2 نفر لبنانی که اسامی‌شان را هم می‌دانند، بروند، مشکل کل پرونده حل می‌شود». بنابراین حرف کتاب پیشِ‌رو، این است که؛ سرنوشت 4 دیپلمات ایرانی، مبهم و ناگفته نیست اما جویندگان باید سراغ چند فرد مطلع پرونده بروند؛ در حالی که پرونده بسته شده و هرسال به‌دلایل نامعلومی توسط مسئولان کشور این خبر منتشر می‌شود که "به‌زودی اخبار خوبی از 4 دیپلمات مفقودمان منتشر می‌کنیم". از همین رو گفت‌وگویی با این نویسنده و رزمنده دفاع مقدس کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید: *آقای داودآبادی، چطور اطلاعات را جمع‌آوری کردید و جرقه نوشتن این کتاب از کجا شروع شد؟ از سال 72 به‌طور رسمی وارد عرصه مطبوعات شدم و کار خبرنگاری را آغاز کردم. یکی از اشخاصی که همیشه برای خودم جالب و مهم بود حاج احمد متوسلیان بود و این دغدغه را داشتم که سرنوشتشان چه شد تا اینکه سال 74 به لبنان سفر کرده در آنجا با پرس‌وجو تصمیم گرفتم روی این موضوع کار کنم. جرقه این کار زمانی خورد که در سال 1362 برای اولین بار به‌عنوان بسیجی به لبنان سفر کرده بودم. آنجا صحبت از این بود که احمد متوسلیان در آن جا اسیر شده‌ است. در آن زمان کسی در مورد این مسائل صحبتی نمی‌کرد چرا که یک حالت ممنوعیت وجود داشت. بنده چون در مطبوعات فعالیت می‌کردم، شگردی داشتم و با افراد صحبت می‌کردم و اخبار و اطلاعات را می‌گرفتم. گفت‌وگوهایم را با اسامی مستعار در نشریات منتشر می‌کردم. این قضیه پررنگ‌تر شد تا از سال 74 که دقیق به‌دنبال این موضوع رفتم. هرچه کار جلوتر می‌رفت، متوجه ضد و نقیض‌های بیشتری می‌شدم. به این نتیجه رسیدم که شخص یا جایی پشت این قضیه است که نمی‌خواهد تکلیف این پرونده معلوم شود. حدود 20 کمیته پیگیری در مجلس و در دولت‌های مختلف به اسم سازمان‌های مردم‌نهاد تشکیل شده بود. این‌ها باور داشتند و با این نگاه کار می‌کردند که این 4 نفر زنده هستند. *نتیجه تشکیل این کمیته‌ها و سازمانهای مردم‌نهاد چه بود؟ من یک بار با این کمیته‌ها در دولت آقای احمدی‌نژاد کار کردم، به آنها گفتم "تکلیف شما چیست؟ می‌خواهید اینها را زنده پیدا کنید؟ آیا می‌خواهید که سرنوشت اینها معلوم شود؟ بعد از 30 سال نمی‌توانید آنها را زنده کنید!"، گفتند "ما آمده‌ایم این کار را تمام کنیم"، گفتم "اگر دست من باشد سه‌ماهه پرونده را می‌بندم."، یکی دو راه به آنها معرفی کردم و گفتم به سه ماه کار بیشتر نیاز ندارد. متأسفانه از سال 86 تاکنون هنوز هیچ خبری نشده است. قبل از عید نوروز هم مجددً خدمت یکی از مسئولین مملکتی بودیم، همین صحبت‌ها شد و گفتند "باید تیم کارشناسی پیگیری کند."، گفتم "37 سال گذشته است، یعنی چه تیمی تشکیل شود؟ عیبی ندارد اگر می‌خواهید تشکیل بشود من به‌عنوان یک بسیجی نه حقوقی می‌خواهم و نه کمکی می‌خواهم فقط فرصت می‌خواهم که تکلیف این‌ها را مشخص کنم". خیلی از مسئولین مملکتی به من گفتند اینها شهید شده‌اند، ولی در جامعه مطرح می‌کنند که "اخبار خوبی داریم که اینها زنده هستند". یک شخصی دو سال پیش مصاحبه کرد که "اخبار خوبی داریم و تا چند ماه پیش در فلان زندان اسرائیل بودند و زنده هستند". قبل از عید در دی ماه با هم صحبت کردیم، گفت "اینها صددرصد شهید هستند". گفتم "پس چرا آن صحبت را کردید که زنده‌اند؟"، گفت: "این خبر را گرفتیم تا برجسته و رسانه‌ای کنیم شاید اسرائیلی‌ها تحریک شوند و یک اطلاعاتی بیرون بدهند که هیچ خبری نشد". فردی خدمت مادر حاج احمد متوسلیان رفته و می‌گوید "ان‌شاءالله حاج احمد می‌آید و اخبار خوبی داریم". در ادامه آن دیدار قرآنی را به مادرشان هدیه می‌دهد و می‌نویسد "تقدیم به مادر سردار شهید حاج احمد متوسلیان"! *دلیل این اخبار ضدونقیض چیست؟ من هم متوجه آن نشدم، انگار در این پرونده دروغ واجب است نه اینکه که حلال باشد بلکه واجب است. اگر نظر شما این است درست بیان کنید. من تا به امروز هیچ دلیل، هیچ سند، منبع و فردی را ندیدم که موثق و مستند درباره زنده بودن این عزیزان مدرکی بیاورد. می‌گویند یک فلسطینی به دفتر خبرگزاری در لندن رفته و گفته است که "این‌ها زنده هستند."، این فلسطینی اسم ندارد؟ آیا دفتر خبرگزاری ایران با این فرد مصاحبه نکرده است، عکس نگرفته است؟ از نظر رسانه‌ای بیان این نوعاخبار عجیب است! من بر اساس مقالات و مطالبی که در این زمینه داشته‌ام این مطالب را منتشر کردم. پس از آن هجمه‌های زیادی به من شد و حتی یکی از دوستان خبر آورد که در محل خاصی جلسه گذاشتند که داودآبادی دنبال منافع مادی خود است و دکان باز کرده است. حاج مجتبی عسگری نقل می‌کرد پای حاج احمد در عملیات محمد رسول‌الله(ص) زخمی شده بود و چون یک‌سری اطلاعات داشت برای اینکه ممکن بود اگر بیهوش شود و دوباره به‌هوش بیاید یک‌سری حرف‌ها از دهان او ناخودآگاه بیرون بیاید 1 ساعت و 45 دقیقه بدون اینکه بیهوشی داشته باشد ایستاد و پای او را عمل کردند. یک ریال منفعت که نداشته جز تهمت چیزی نبوده و اگر منفعتی هم هست برای شما باشد. شما که دنبال منافع نیستید تکلیف این عزیزان را معلوم کنید. 37 سال از این پرونده گذشته است. من همیشه به دوستانم می‌گویم "آیا حاضر هستید حاج احمد متوسلیان 37 سال اسیر باشد و به دست صهیونیست‌ها شکنجه شود و بعد از 37 سال یک پیرمرد شکنجه‌شده به ایران بیاید؟ لیاقت احمد متوسلیان این است که قهرمانانه جلوی اسرائیلی‌ها ایستاده باشد و به شهادت رسیده باشد". به‌قول یکی از همرزمان احمد متوسلیان حاج مجتبی عسگری نقل می‌کرد پای حاج احمد در عملیات محمد رسول الله زخمی شده بود و چون یک‌سری اطلاعات داشت برای اینکه ممکن بود اگر بیهوش شود و دوباره به‌هوش بیاید یک‌سری حرف‌ها از دهان او ناخودآگاه بیرون بیاید 1 ساعت و 45 دقیقه بدون اینکه بیهوشی داشته باشد ایستاد و پای او را عمل کردند. حالا فکر می‌کنید این حاج احمد به‌دست اسرائیلی‌ها اسیر و شکنجه شود و اطلاعات از او بگیرند چه‌کسی این را باور می‌کند. آیا شهادت ایشان را پذیرفته‌اند؟ در این یک سال اخیر مقالاتی نوشتم که برخوردهای تندی با من شد. چند ماه پیش برنامه بدون تعارف در شب یلدا پخش شد که در آنجا صحبت‌های من درباره شهادت ایشان خیلی سریع پخش شد که برایم جالب بود. چون وقتی دوستان برای مصاحبه آمدند به آنها گفتم "من می‌دانم این را پخش نمی‌کنید ولی برای خودتان می‌گویم". ولی انگار برنامه را مسئولین و معاونان سیاسی صدا و سیما دیده بودند و تصمیم گرفتند که آن را پخش کنند. این نشان می‌دهد صدا و سیما به این سمت می‌رود که شهادت را اعلام کنند، چون بعد از من در برنامه برنده باش هم شهید حاج احمد متوسلیان در یکی از سؤالات مطرح شده بود، حتی سخنرانی حاج قاسم سلیمانی را پخش می‌کنند که می‌گوید سردار شهید حاج احمد متوسلیان. من 20 سال دنبال اسم دو نفر بودم، دو نفری که پشت سر ماشین حاج احمد متوسلیان بودند که آن اتفاق رخ می‌دهد. این دو نفر شاهد آن اتفاق بودند. اخیراً متوجه شدم هر دو در لبنان هستند، با آنها تلفنی صحبت کردم به‌خاطر مسئولیتی که دارند گفتند "نمی‌توانیم تلفنی بیان کنیم، شما به لبنان بیایید و ما برای شما تعریف می‌کنیم". اینها دقیق پشت سر حاج احمد متوسلیان و شاهد اصلی ماجرا بودند. جالب است که اینها گفتند "شما اولین ایرانی هستید که درباره این‌ها از ما می‌پرسید"! یعنی در این 37 سال کسی سراغ این دو نفر نرفته است. من 20 سال دنبال اسم دو نفر بودم، دو نفری که پشت سر ماشین حاج احمد متوسلیان بودند که آن اتفاق رخ می‌دهد. این دو نفر شاهد آن اتفاق بودند. هیچ کسی اطلاعاتی از آنها نمی‌داد کسانی که پرونده یا مسئولیتی داشتند می‌گفتند "امنیتی است و نمی‌توانیم اطلاعاتی در اختیار کسی قرار دهیم". شهید رکن‌آبادی را چند سال پیش در لبنان التماس کردم و گفتم "حداقل اسم آنها را به من بگویید."، گفت "من نمی‌توانم بگویم". اخیراً متوجه شدم هر دو در لبنان هستند، با آنها تلفنی صحبت کردم به‌خاطر مسئولیتی که دارند گفتند "نمی‌توانیم تلفنی بیان کنیم، شما به لبنان بیایید و ما برای شما تعریف می‌کنیم". اینها دقیق پشت سر حاج احمد متوسلیان و شاهد اصلی ماجرا بودند. جالب است که اینها گفتند "شما اولین ایرانی هستید که درباره این‌ها از ما می‌پرسید"! یعنی در این 37 سال کسی سراغ این دو نفر نرفته است. در طول این سالها پرونده‌ای برای پیگیری تشکیل نشده است؟ حقیقتاً من چیزی پیدا نکردم. در اینترپل هیچ پرونده‌ای وجود ندارد در پلیس و قوه قضاییه لبنان حتی یک برگ پرونده وجود ندارد. در این 37 سال این‌همه کمیته چه‌کار می‌کردند؟ هزینه‌های زیادی برای این پرونده شده است، کار آنها چه بود؟ نتوانستند به پلیس بین‌الملل شکایت کنند و پرونده تشکیل دهند تا به امروز هم نکردند! پیگیریهای این پرونده در سطح دیدار بوده است و مسئولین قوه قضائیه و دستگاه‌ها دیدار می‌کردند. ولی پرونده پیگیری که به اینترپل شکایت کرده باشیم یا به دادگاه لاهه شکایت ارائه شده باشد نیست. ]]> فرهنگ Mon, 10 Jun 2019 06:46:13 GMT http://khatnews.com/vdce7v8p.jh87zi9bbj.html سرنوشت نخستین «مغازه - موزه» کشور در تهران نامعلوم است http://khatnews.com/vdcj8oem.uqeyxzsffu.html «صاحب مغازه تا کنون ۱۴ بار به من پیام داده و اعتراض داشته که هرچند می‌خواهد با سرمایه خودش سایت باستانی بازار حضرتی را نجات دهد اما شرایطش فراهم نمی‌شود. نخست مجوزِ میراث را خواسته‌اند، اما وقتی میراث فرهنگی مجوز داده، دلخور شدند که چرا به او مجوز داده‌اند!» به گزارش ایسنا، کار از میراث فرهنگی گذشته، مجوزی که می‌توانست یک پای نجات پوشش آجری روی باقی‌مانده‌های دروازه‌ی شاه‌عبدالعظیم (ع) باشد، به دست راست مالک مغازه‌ی پلاک ۲۴ در بازار حضرتی رسیده اما امضای بعدی یا همان مجوز نهایی که به اجرایی شدن طرح می‌تواند منجر شود، امضا نمی‌شود و وقتِ اعتراض برای نبودنِ امضای شهردار منطقه ۱۲ و شهردار تهران پایِ این مجوز، فقط لبخندِ این دو مسئول جوابگوی اعتراض است که خطاب به مالک روی لب می‌نشیند؛ بدون هیچ پاسخ درستی! به نظر می‌رسد مجوزی که بعد از تشویق‌های پی در پی مسؤولان شهری، میراثی و حتی دولتی برای اقدام مالک مغازه پلاک ۲۴ برای حفاظت از این سایت تاریخی اتفاق افتاد، گویی ورق برگشت. ناگهان صحبت از صدور مجوزی که این مغازه‌ی تاریخی را به یک سایت باستانی می‌تواند تبدیل کند، به مسأله‌ای نشدنی یا عمداً مسکوت تبدیل شده است. سید مهدی صفایی - مالک مغازه پلاک ۲۴ بازار حضرتی - در گفت‌وگو با ایسنا می‌گوید: هنوز شهرداری کاری نکرده است، آقای گلپایگانی - معاون شهرداری تهران- قول‌هایی داد، اما هنوز در حد قول است. آقای حناچی - شهردار تهران - و آقای سعادتی - شهردار منطقه ۱۲ تهران - به صورت کل مخالف صدور این مجوز هستند. وی مدعی است: مدیر ارشد شهرداری منطقه ۱۲ می‌گوید که «اگر دست من بود، کل محوطه را پر می‌کردم. منفعتی برای شخص من ندارد، آن را پُر کن!» این در حالی است که دست‌کم من به عنوان یک شهروند منطقه ۱۲ هستم و شهرداری کمترین کمکی که می‌تواند بکند، بررسی وضعیت من و شغل من است. در نهایت در جواب من می‌گویند تمام نامه‌ها را بیاور تا اجازه دهم، اما جلسه‌ای برگزار نمی‌شود. او با بیان این‌که در حال حاضر دو مشکلِ ارتفاع و عوارضی برای صدور مجوز وجود دارد، توضیح می‌دهد: درباره‌ی مشکل ارتفاع، معاون شهرداری تهران فقط قول مساعدت داده است. ارتفاع همه‌ی مغازه‌ها در این منطقه از بازار تهران که در فهرست آثار ملی نیز به ثبت رسیده، ۱۲ و نیم متر است، اما با مجوز میراث فرهنگی برای یک طبقه اضافه، درخواست من ۱۴ و نیم متر است، یعنی یک طبقه اضافه که مجوز آن داده نمی‌شود. وی مشکلِ عوارضی را مشکلِ دیگر در این اتفاق بیان می‌کند و می‌گوید: شهردار تهران را حدود سه هفته پیش در ورزشِ صبحگاهی دیدم و با وی صحبت کردم، او در جوابِ من لبخند زد که با شما تماس می‌گیریم، اما متأسفانه نه از طرف شهردار تماسی گرفته شد و نه چند باری که به دفتر وی رفتم پاسخی داده شد کها دلیل‌اش را نمی‌دانم. مالک مغازه پلاک ۲۴ در بازار حضرتی معتقد است: تکمیل این مجوز برای مغازه‌ی تاریخی بازار حضرتی در دست شهردار منطقه ۱۲، شهردار تهران و معاون شهرداری تهران است. از یک طرف شهردار تهران به عنوان یک حامی میراث فرهنگی معرفی می‌شود و به طور دائم می‌گوید از مردم و افرادی که موزه‌های شخصی دارند، حمایت می‌کنم، اما چرا وقتی من به عنوان یک شهروند و با وجود داشتنِ چنین گنجینه‌ی ارزشمندی در مغازه‌ام درخواست ایجاد موزه را دارم، هیچ کس جوابِ پیگیری‌هایم را نمی‌دهد؟ حتی در آخرین تماسم با دفتر شهرداری گفتند، «این قدر زنگ نزن، اگر برای‌شان مهم بود، می‌گفتند که با تو تماس بگیریم. مزاحم ما نشو!» صفایی حالا بعد از خاموش شدنِ چراغ همه‌ی امیدهایی که برخی مسؤولان و رسانه‌ها روشن کرده بودند و به امید توجه به بخش تاریخی مغازه‌اش، همچنان آن قدر امید دارد که هنوز بخش تاریخی را حفظ کرده و کالاهای مغازه‌اش را حفظ حریمی مشخص در ورودی مغازه خرید و فروش می‌کند. در بین همه‌ی بی‌توجهی‌ها یک‌شنبه ۱۹ خرداد احمد مسجدجامعی در صحن شورای شهر تهران نسبت به این بی‌توجهی‌ها اعتراض کرد. او گفت: «علاوه بر پیگیری چندباره خودم دکتر حناچی هم در جلسه جماران که باهم بودیم با شهردار منطقه تماس گرفت و پیگیری کرد. در تهران‌گردی‌های سال گذشته به مغازه‌ای برخورد کردیم که صاحب آن با هزینه شخصی خودش در ملک خودش خاکبرداری و حفاری کرده و به آثاری از دیوار قدیم تهران متعلق به دوره طهماسبی رسیده است. وی ادامه داد: ما اطلاعات زیادی در این زمینه نداریم. وقتی با دوستان میراث به آن محل رفتیم قرار شد صاحب مغازه با سرمایه خودش آنجا را به موزه – مغازه تبدیل کند. ما باغ - موزه و خانه - موزه داریم اما مغازه - موزه جدید است. متأسفانه این امر تا به حال انجام نشده است. صاحب مغازه تا به حال ۱۴ بار به من پیام داده و اعتراض داشته که با وجود اینکه می‌خواهد با سرمایه خودش این کار را انجام بدهد اما شرایطش فراهم نمی‌شود. ابتدا به وی گفتند که باید میراث مجوز بدهد اما وقتی میراث فرهنگی مجوز داد، دلخور شدند که چرا میراث به او مجوز داده و نباید چنین می‌کرد. مسجدجامعی با اشاره به این که چرا از این سرمایه‌های کوچک حمایت نمی‌کنیم، افزود: چرا می‌خواهیم مثلاً با هزینه فراوان سیلو را تبدیل به یک موزه بزرگ کنیم؟ اما از کارهای مشارکتی و مردم پایه حمایت نمی‌کنیم. آیا لازم نیست شرایطی برای تحقق مشارکت‌های مردمی فراهم آوریم؟» انتهای پیام ]]> فرهنگ Mon, 10 Jun 2019 06:45:37 GMT http://khatnews.com/vdcj8oem.uqeyxzsffu.html ظرفیت خالی برای اعزام اساتید به فرصت مطالعاتی بلندمدت/محدودیتی برای اعزام‌های کوتاه مدت نداریم http://khatnews.com/vdciuvaq.t1auw2bcct.html معاون پژوهشی دانشگاه علم و صنعت با اشاره به ظرفیت ۱۲ نفری اعضای هیئت علمی این دانشگاه به منظور اعزام به فرصت مطالعاتی بلند مدت گفت: تاکنون ۶ متقاضی اعزام شده‌اند و هنوز ظرفیت خالی در این زمینه وجود دارد. دکتر تورج محمدی در گفت و گو با ایسنا ضمن بیان این مطلب به تشریح برنامه دانشگاه علم و صنعت در حوزه فرصت مطالعاتی اعضای هیئت علمی این دانشگاه اشاره کرد و افزود: در حال حاضر دو نوع فرصت مطالعاتی کوتاه مدت و بلند مدت در دانشگاه علم و صنعت وجود دارد که در فرصت مطالعاتی کوتاه مدت اعضای هیئت علمی به مدت دو و فرصت مطالعاتی بلند مدت نیز به مدت ۶ الی ۱۲ ماه به خارج از کشور اعزام می‌شوند. البته ما فرصت مطالعاتی داخل کشور نیز داریم که معمولاً برای دانشگاه‌های سطح ۳ و ۴ مرسوم است و بر اساس آن افراد با حضور در دانشگاه‌های سطح ۱ دوره‌هایی را می‌گذرانند؛ اما از این نوع فرصت استقبال چندانی صورت نمی‌گیرد. وی در ادامه تصریح کرد: برای فرصت‌های مطالعاتی کوتاه و بلندت مدت تعرفه‌های مشخصی وجود دارد و ما برای فرصت‌های مطالعاتی کوتاه مدت مبلغ ریالی که حدود آن ۱۵ الی ۲۰ میلیون تومان است تعریف می‌کنیم و اساتید مابقی هزینه‌ها را به صورت شخصی پرداخت می‌کنند و برای فرصت مطالعاتی بلند مدت به جز پرداخت حقوق ماهیانه، مبلغ ۷۵ میلیون تومان کمک هزینه از طرف دانشگاه پرداخت می‌شود؛ در واقع ۷۰ درصد هزینه‌های فرصت مطالعاتی از سوی دانشگاه به اعضای هیئت علمی پرداخت می‌شود. معاون پژوهشی دانشگاه علم و صنعت همچنین تصریح کرد: تصور ما این است افرادی که برای فرصت مطالعاتی اعزام و به اندازه ۳۰ درصد هزینه‌ها از جیب خود پرداخت می‌کنند، می‌توانند دستاورد موفقی داشته باشند که این دستاورد به نفع آن استاد نیز خواهد بود. دکتر محمدی هزینه بالای فرصت مطالعاتی را علت کاهش تقاضا در این زمینه عنوان کرد و گفت: برای سال ۹۸ تعداد ۱۲ ظرفیت برای اعزام اعضای هیئت علمی به فرصت مطالعات بلند مدت داشتیم که تاکنون ۶ نفر برای این فرصت اعزام شده‌اند و ظرفیت خالی برای اعزام وجود دارد وی در پایان خاطرنشان کرد: برای فرصت مطالعاتی کوتاه مدت نیز با استقبال کمی از سوی اعضا مواجهیم به طوری که سال گذشته ۲ نفر از این فرصت استفاده کردند و امسال نیز پیش بینی می‌کنیم این تعداد به ۴ نفر برسد. در واقع ما محدودیتی برای اعزام فرصت مطالعاتی کوتاه مدت نداریم و اعضای هیئت علمی می‌توانند در این زمینه ثبت نام کنند. انتهای پیام ]]> فرهنگ Mon, 10 Jun 2019 06:45:37 GMT http://khatnews.com/vdciuvaq.t1auw2bcct.html شبيخون فرهنگي با چاشني مد و لباس http://khatnews.com/vdcjioem.uqeyvzsffu.html تابستان امسال زود روي داغ خود را به مردم نشان داده و اين روزها با اينكه هنوز خرداد را به پايان نبرده ايم گرما از در و ديوار بالا مي رود. شايد بارش‌هاي ابتداي سال همگان را به داشتن تابستاني خنك خوشبين كرده بود اما اين روزها شهرهاي مختلف كشور در گرماي بالاي هوا، روزهاي خنك ابتداي بهار را به فراموشي سپرده اند. شايد يكي از دغدغه هايي كه در روزهاي داغ تابستان براي مردم كوچه و خيابان به‌ويژه بانوان وجود داشته باشد نحوه پوشش در اين هواي گرم است. اينكه فرهنگ اسلامي و ايراني ما اجازه هرنوع پوششي را به ما نمي دهد امري بديهي است اما اين موضوع نبايد موجب شود تا الگوهاي مد و لباس مناسب براي اين فصل و فصول مختلف طراحي نشود تا مردم ضمن حفظ حرمت ها و شعائر با آرامش و راحتي در روزهاي گرم سال در سطح شهر تردد نمايند. اين روزها با نگاهي به سطح شهر در نحوه پوشش مردم در مواقعي ظاهر خوبي از نمايش پوشش هاي اسلامي و ايراني را شاهد نيستيم و فرهنگ وارداتي در حوزه مد و لباس در برخي مواقع چربش بيشتري بر داشته‌هاي بومي و اسلامي‌مان دارد، اما هنوز اكثر مردم به سنت ها و آيين ها پايبند هستند و تحمل گرما باعث نمي شود تا حريم ها زيرپا گذاشته شود. براي آشنايي با اقداماتي كه براي تعيين الگوهاي پوششي و همچنين فرهنگ سازي در حوزه مد و لباس صورت گرفته به سراغ حميد قبادي دبير کارگروه ساماندهي مد و لباس کشور رفتيم تا از منظر وي در خصوص شرايط پوشش مردم در فصل تابستان جويا شويم. وي در ابتدا با اشاره به اينكه يكي از راه هاي تهاجم فرهنگي دشمن در الگوسازي بايد نحوه پوشش مردم به‌ويژه جوانان است خاطرنشان كرد: اين پديده از سال‌هاي قبل از انقلاب اسلامي در كشور وجود داشته و پس از پيروزي انقلاب نيز اين روند شدت گرفته است. به هرحال حوزه مد و لباس از جمله مواردي است كه در جامعه به سرعت خود را نشان مي دهد و تغييرات الگويي و ظاهري آن بيش از ساير حوزهاي فرهنگي و اجتماعي قابل مشاهده است. قبادي با تاكيد بر اين كه دشمن در اين حوزه تنها به مد و دوخت لباس اكتفا نكرده و حتي به تازگي در واردات و قاچاق پارچه ها نيز به دنبال تغيير الگو و رواج پوشش هاي نامناسب است افزود: از اواخر سال گذشته نمونه پارچه هايي كه جنس شيشه‌اي و بدن نما داشتند به صورت گسترده وارد كشور شد و از زماني كه اين موضوع به اطلاع ما رسيد با استفاده از تمامي ظرفيت هاي موجود تلاش كرديم تا از استفاده آن در توليد جلوگيري كنيم. دبير کارگروه ساماندهي مد و لباس کشور ادامه داد: اين نوع پارچه ها هيچ‌گونه قرابتي با فرهنگ و الگوي ايراني و اسلامي ندارد و از زماني كه با واردات آن مواجه شديم تلاش كرديم تا برگزاري جلساتي با واحدهاي نظارتي و نيز اصناف و توليدكنندگان خطرات ناشي از توليد لباس با اين نوع پارچه را گوشزد نماييم. وي در ادامه تصريح كرد: خوشبختانه طي دو ماه گذشته با همكاري واحدهاي صنفي و اتحاديه هاي مربوطه شاهد كاهش چشمگير توليد لباس با اينگونه پارچه ها بوديم و اميدواريم اين روند نزولي ادامه داشته باشد. قبادي در پاسخ به اين پرسش كه كارگروه مدو لباس كشور براي جلوگيري از شكل گيري و اقبال نسبت به الگوهاي بيگانه چه اقداماتي را صورت داده مي گويد:برپايي نمايشگاه‌هاي تخصصي براي توليد كنندگان وطراحان كشور از جمله اقدامات موثري است كه موجب شده تا در كنار برگزاري اين نمايشگاهها شاهد طراحي و توليدات بسيار فاخر داخلي بوده و زمينه براي الگوسازي مناسب در حوزه مد و لباس فراهم شود.ضمن اينكه آيين نامه طراحي و توليد نيز در اختيار اصناف و اتحاديه هاي مربوطه قرار گرفته تا بتوانيم در سطح كلان شاهد توليداتي در شأن مردم عزيز ايران اسلامي باشيم. وي همچنين در مورد اينكه چرا در زمينه فرهنگ سازي براي مردم اقدام مناسبي صورت نگرفته نيز گفت: البته همواره ما مورد انتقاد هستيم كه فشار زيادي بر مردم وارد مي كنيم تا از فلان پوشش استفاده كنند اما در واقع چنين نيست و ما همه تلاش خود را صرف اين مي كنيم تا توليد كنندگان بتوانند الگوهاي جديد بر مبناي موازين و قوانين جاري كشور را ارايه كنند. ضمن اينكه تمامي تاكيد ما ضمن رعايت چارچوب ها استفاده از عنصر زيبايي در تنوع مدل ها و رنگ است تا با استفاده از علائق و سلائق مختلف كه در اقصي نقاط كشور وجود دارد بتوانند از اين مدل‌ها استفاده نمايند. نكته اي كه مردم عزيز بايد بدانند اين است كه در كشور ما پوشش لباس بسيار زياد و از تنوع بالايي برخوردار است و به طور مثال در حوزه مانتو سالانه ۴۰ ميليون مصرف داريم و اين موضوع كار را براي توليدات تازه و جديد بسيار سخت مي كند. اما بازهم در اين زمينه اقدامات بسيار خوبي صورت گرفته و شاهد حجم بسيار بالايي از طراحي و توليد لباس در كشور هستيم. دبير کارگروه ساماندهي مد و لباس کشور در ادامه با اشاره به اينكه در اين حوزه رضايتمندي كامل وجود ندارد و باتوجه به تهاجم فرهنگي و استفاده دشمنان از تمامي ابزارهاي رسانه اي براي وارد كردن الگوهاي نامناسب خاطرنشان كرد: در حوزه پوشش عوامل متغير زيادي دخيل هستند تا الگوسازي مناسب صورت گيرد كه مي توان به وضعيت اجتماعي و همچنين معيشتي مردم اشاره كرد با اين وجود اقدامات خوبي هم صورت گرفته اما كافي نيست. ضمن اينكه بايد درنظر داشت حوزه پوشاك و لباس ارتباط مستقيمي با شرايط اقتصادي جوامع دارد و ممكن است مانند توليد و گسترش استفاده از پوشش ساپورت كه به دليل مشكلات اقتصادي آمريكا در دهه ۷۰ ميلادي به وجود آمد آفت هايي را نيز به همراه داشته باشد. وي در پايان گفت: به هرحال من هم معتقدم كه بايد در زمينه تعيين الگوي پوششي جامع كار تحقيقاتي و پژوهشي صورت گيرد و هزينه‌هاي زيادي بايد براي آن انجام شود، اما در كشور ما با توجه به تمامي كاستي ها اقدامات خوبي صورت گرفته كه اميد است با همكاري تمامي بخش هاي مرتبط كمتر شاهد چالش هاي فرهنگي و اجتماعي در زمينه پوشش عمومي مردم باشيم. نویسنده : حسن شجاعي | ]]> فرهنگ Mon, 10 Jun 2019 06:19:24 GMT http://khatnews.com/vdcjioem.uqeyvzsffu.html