پايگاه خبری تحليلی خط نيوز - پربيننده ترين عناوين فرهنگ :: نسخه کامل http://khatnews.com/culture Wed, 20 Jun 2018 22:32:01 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://khatnews.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهیه شده توسط پايگاه خبری تحليلی خط نيوز http://khatnews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پايگاه خبری تحليلی خط نيوز آزاد است. Wed, 20 Jun 2018 22:32:01 GMT فرهنگ 60 توهم مرجعیت اجتماعی/ چرا سلبریتی‎ها اعتبار ندارند؟ http://khatnews.com/vdcdxs0k.yt0xx6a22y.html به گزارش خط نیوز به نقل از خبرگزاری تسنیم، سال ها است که سلبریتی ها (چهره هنری، ورزشی و یا پدیده جدید سلبریتی های شبکه های اجتماعی) در فضای عمومی کشور خبرساز شده و جای اصلی را در بسیاری از رسانه های کشور اشغال کرده اند. این حضور گسترده سلبریتی ها محدود به بحث های فرهنگی و تفریحی نیست و از انتخابات ها گرفته تا مسائل اقتصادی را شامل می شود. کار به جایی رسیده است که برخی بر این باورند؛ این سلبریتی هستند که تحولات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی کشور را رقم می زنند و جامعه چشم به دهان چهره هایی دوخته است که تا چند دهه پیش نقش مجلس گرمکن های غیرجدی داشتند. ریشه مرجع اجتماعی نشان دادن سلبریتی ها با تاکید بر چهره های سینمایی و ورزش های اصلی (در ایران فوتبال) به نیمه نخست قرن بیستم در آمریکا باز می گردد. فراگیر شدن سینما باعث شد تا نظام حاکم به دنبال ایجاد تغییرات اساسی در فرهنگ آمریکایی باشد و برای رسیدن به این مقصد بسته ای جامع شامل چهره های سینمایی، رسانه های کنترل شده و هواداران به خط، را آماده کرد که هر یک کارویژه خاص خود را داشتند. چهره های معروف سینمایی را به ازدواج هم در می آوردند، برای آنها خانه ای قصرگونه می ساختند که جلب توجه کند، رسانه هایی که به زندگی خصوصی آنها مدام سرک می کشیدند و هوادارانی که برای گرفتن امضا سر و دست می شکستند. این گلادیاتورهای نرم عصر جدید در بزنگاه ها به خدمت نظام حاکم در آمده و ایفای نقش می کردند. دیوارهای شهرها و صفحات اصلی رسانه ها به تسخیر این چهره های نوظهور درآمده بود. در ایران، اما، سلبریتی ها به داخل خدمت نکرده و نقشی مبهم ایفا می کنند. فارغ از اینکه نقش آفرینی اجتماعی آنها به نفع چه کسی است، باید ابتدا مشخص کرد که آیا واقعا کنشگرانی فعال در عرصه اجتماع هستند و یا بادکنک هایی که با تبلیغات رسانه ها باد شده اند. حمایت همه جانبه سلبریتی ها در آمریکا از هیلاری کلینتون و در نهایت پیروزی ترامپ که منفور جامعه هنری و روشنفکری آمریکا بود تردیدها درباره میزان موثر بودن این طبقه در آمریکا را افزایش داده است. به زبان ساده، عصر سلبریتی ها در مهد تولد آن هم به آخر عمر خود نزدیک شده است، چه برسد به کشورهایی با فرهنگ و تاریخ کهن مانند ایران که ظاهرا مرده به دنیا آمده است. اگر از دریچه نیازهای واقعی مردم و آنچه جامعه شبه روشنفکری به دنبال القا آن است به اتفاقات اجتماعی بنگریم بهتر می توانیم پاسخی روشن به این سوال بدهیم که، آیا سلبریتی ها واقعا مرجعیت اجتماعی دارند؟ بزرگترین کمپینی که در ایران با ظرفیت سلبریتی ها توسط دولت یازدهم ساماندهی شد، کمپین نه به یارانه نقدی بود که مقام های دولت حسن روحانی به راه انداختند تا با انصراف مردم از دریافت یارانه نقدی بر این طرح مهر پایان نهند. انبوهی از چهره های سینمایی، موسیقی و ورزشی به خط شده و هر یک در ذم یارانه نقدی فصلی پرداختند. عده ای آنرا گداپروری دانسته و عده ای سیاستی ضدتولید خطابش کردند. خلاصه اینکه یارانه نقدی ریشه همه مشکلات کشور معرفی شد. رفراندوم دولت که به صورت ثبت نام مجدد برای یارانه نقدی انجام شد، با رای بالای 95 درصدی مردم به تداوم پرداخت یارانه نقدی همراه بود و اکثریت مردم خواستار دریافت یارانه نقدی شدند، در حالیکه لشکر سلبریتی ها با عینک های دودی و لباس های گرانقیمت از آنها خواسته بود طرفدار گداپروری نباشند! چرا؟ پاسخ به این سوال نیازمند توجه به جمیع جهات و انبوهی از متغیرها است. مردم به راحتی از خود می پرسند که اگر یارانه نقدی که باعث افزایش قدرت خانوارها شده به طوریکه هر خانواری این حقیقت را بی واسطه دیده است، بد است، چرا قبل از اجرای هدفمندی و در دولت های قبلتر که یارانه به مصرف داده می شد مردم سهمی نمی بردند و فقط پرمصرف ها و میلیاردرها بهره مند می شدند؟ سلبریتی ها برای این سوال پاسخی منطقی ندارند و تکرار اینکه گداپروری نکنید، کسی را تحت تاثیر قرار نداد. قرار دادن مردم بر سر دوراهی تحقیر ثبت نام مجدد برای دریافت یارانه نقدی با هوچی گری، و سرزنش کردن مردم برای وادار کردن آنها به انصراف، جوانمردانه نبود، و البته سودی هم نداشت. هر چه باشد ثبت نام جلوی دوربین های صدا و سیما انجام نشد و نوعی رای گیری مخفی اتفاق افتاد. بی ام و سواران دشمن سمند! علی کریمی بازیکن فوتبال سال های نه چندان دور فوتبال ایران از چند روز پیش کمپین نخریدن خودرو از خودروسازان داخلی به راه انداخته و مردم را دعوت به نخریدن خودروی ایرانی کرده است. کریمی نخستین کسی نیست که علیه انحصار خودروسازان پرچم بلند می کند. بیش از 30 هزار ثبت نام خرید خودرو نشان داد که این سلبریتی هم مانند سلبریتی های نه به یارانه نقدی شکست خورده است. شاید وی نیز مانند سلبریتی های خانوادگی فعال در عرصه سیاست بعد از رای مردم در سال 88 به گزینه ای که پسند سلبریتی ها نبود با عصبانیت بگوید «عصبانی نیستم»، اما واقعیت این است که مردم می دانند چه چیزی به سودشان است و چه چیزی به سودشان نیست و تصور درستی از امکانات خود دارند. حتی اگر سلبریتی ها عصبانی باشند! مردم می دانند که نمی توانند خودروهای غیرایرانی و یا همان وارداتی بخرند و کسی که ماشین میلیاردی سوار می شود نمی تواند بفهمد کسی که به دنبال خرید یک پراید، پژو 405، سمند و ... برای استفاده شخصی و مسافرکشی با هدف امرار معاش است در چه وضعیتی قرار دارد و نمی تواند به کمپین های شیکی که سلبریتی ها از سر شکم سیری طراحی می کنند، بپیوندد. سلبریتی ها چرا کمپینی علیه بی عملی دولت در برابر بیکاری به راه نمی اندازند؟ تجربه نشان داده است که در کمپین هایی که با نیاز مردم همسو باشد، مردم از آنها تبعیت می کنند! به زبان خیلی ساده تر اینکه، حتی اگر سلبریتی ها نبودند هم اتفاقی نمی افتاد و مردم خواسته های واقعی خود را تعقیب می کردند. سلبریتی ها تنها زمانی توانسته اند موفق باشند که نظری موافق اکثریت جامعه ارائه کرده اند و هرگز در به راه انداختن کمپین های خودساخته موفق نبوده اند. عدم مماس بودن با متن جامعه از آنها موجوداتی متوهم و خودبزرگ بین ساخته است که به دنبال تقلیدهای تیپیکال از ظاهر جوامع غربی هستند. کمپین حمایت از سگ و گربه، و یا نه به یارانه نقدی برای مردمی که دهه ها شاهد حیف و میل منابع عمومی علیرغم نبود یارانه نقدی؛ و به اسم سرمایه گذاری و... بوده اند همواره ناموفق بوده است. مردم به کسانی که می خواهند یارانه ها مختص عده ای با روش هرچه مصرف بیشتر یارانه بیشتر، نه می گویند. نخریدن خودروی ایرانی برای کسانی که قیمت یکی از خودروهای پارکینگ منزل دهها میلیاردی شان از درآمد چند خانوار در تمام عمر بیشتر است، همواره پاسخ قاطعانه و منفی مردم را به دنبال داشته است. ]]> فرهنگ Wed, 20 Jun 2018 06:01:23 GMT http://khatnews.com/vdcdxs0k.yt0xx6a22y.html دیالوگی‌ که‌ از «سر دلبران» حذف شد از که بود؟ http://khatnews.com/vdcbgfbs.rhb55piuur.html به گزارش خط نيوز، نشست نقد و بررسی سریال «سر دلبران» که در شب‌های ماه مبارک رمضان به کارگردانی محمدحسین لطیفی روی آنتن شبکه یک رفت ۲۹ خرداد با حضور عوامل این سریال در سازمان رسانه‌ای اوج برگزار شد. در این نشست محمدحسین لطیفی کارگردان، محمدرضا شفیعی تهیه کننده، برزو ارجمند، فرخ نعمتی، شهین تسلیمی، رابعه مدنی، نگار عابدی بازیگران حضور داشتند. لطیفی در ابتدای این نشست در سخنان کوتاهی بیان کرد: «وقتی پیشنهاد این کار به من شد به سرعت پذیرفتم،  زیرا در کشور من به گونه‌ای شده که وقتی از قشر روحانی حرف می‌زنیم، وجه سیاسی به ذهن می‌آید و درباره وجه اجتماعی کمتر صحبت می‌شود.» وی درباره پرخاشگری‌های برزو ارجمند به عنوان نقش روحانی سریال اظهار کرد: «این روحانی همیشه عصبی نیست. در جامعه روحانیون برای این لباس ارزش قائل هستند و به این دلیل اگر فریادی دارند جای دیگر آن را برمی آورند و نمی‌گذارند کسی بشنود. البته بخشی از این پرخاشگری به شکل شوخی بود و بخشی هم جا‌هایی بود که او باید عصبانی می‌شد.» این کارگردان همچنین درباره عروسی در مسجد اظهار کرد: «وقتی خواستیم عروسی را در مسجد بگیریم، چالش داشتیم. مثل این چالش که رمضان ماه جشن است و ما باید دوران شادی را بگذرانیم. عروسی در مسجد سنتی است که باید احیا شود.» لطیفی در این نشست در پاسخ به پرسشی درباره انتخاب لوکیشن سریال گفت: «بافت قدیمی در همه شهر‌ها به هم ریخته است بنابراین ما شهر یزد را انتخاب کردیم و به آن جا رفتیم.» وی درباره این که چرا در سریال به لهجه یزدی حرف زده نمی‌شد، گفت: «ما چرا فراموش می‌کنیم که وقتی در سریالی همه خواسته اند لهجه داشته باشند، سریال خراب شده است. در همه جای دنیا هم این ترکیب بازیگران مناطق مختلف و لهجه‌های متفاوت وجود دارد، اما چون ما گویش‌های متفاوت را در کار‌های اروپایی و آمریکایی تشخیص نمی‌دهیم، متوجه این مسئله نمی‌شویم. در این سریال هم اگر به طور مثال قرار بود جهانبخش سلطانی فارسی معیار حرف بزند کمی عجیب می‌شد.» برزو ارجمند دیگر بازیگر سریال درباره پرخاشگری‌هایی که نقشش داشت، اظهار کرد: «من خیلی خوشحال هستم که دهمین کارم را با لطیفی انجام دادم و در این زمینه رکورد دارم. زمانی که ما در مشهد تحصیل می‌کردیم اتوبوس‌ها همیشه مقصدشان حرم امام رضا (ع) بود و ما از مدرسه و از هرجا در می‌رفتیم به حرم می‌رسیدیم. من آن جا با دوستان روحانی رفاقت پیدا کردم و دیدم آن‌ها هم مثل بقیه آدم‌ها هستند. آیا توقع دارید یک نفر پول نزول کند و روحانی فقط بگوید چه کار بدی انجام دادی و عصبانی و ناراحت نشود؟» لطیفی در بخشی از این نشست درباره ایده‌های فیلم نامه که پرداختی ضعیف داشتند، گفت: «من همیشه در ذهنم یک روحانی وجود دارد و او مرحوم حجت الاسلام چیذری است که در محله چیذر زندگی می‌کرد و یک معمار بود که در طول عمرش ریالی پول از منبرهایش نگرفت. این روحانی برای من همیشه قابل احترام بود و بخشی از شخصیت مد نظرم در سریال را از او گرفته ام.» وی افزود: «ما در این سریال به مسائلی مثل نزول و سود‌های بانکی هم پرداختیم، اما در این نشست از این مباحث حرفی به میان نیامد. ما در سریال حرف‌هایی از سود‌های بانکی بیان کردیم که حذف شد.» شفیعی نیز با اشاره به دیالوگی که از سریال حذف شد، گفت: «دیالوگی داشتیم که در آن گفته می‌شود «شما فرض کنید در بانک‌های ما انقلاب نشده است» و این دیالوگ از سریال حذف شد.» حسنی نویسنده سریال نیز در این باره توضیح داد: «این دیالوگ را عینا حجت الاسلام جوادی آملی بیان کرده بود، اما مشکل این است که وقتی ما (در سریال ها) این سخنان را بیان می‌کنیم، حذف می‌شود.» لطیفی گفت: «بعضی مرا فیلم ساز حکومتی می‌دانند، اما چه کسی می‌داند که من چه فیلم نامه‌هایی را می‌خواستم کار کنم و نشده است.» لطیفی در پایان این نشست گفت: «من در این نشست نه ضعف کار را پذیرفتم و نه قوت کار را و از این حرف‌ها توشه‌ای برای کار‌های بعدی خود می‌گیرم. با این حال من از آن‌ها که نظر بد دادند، متشکرم، چون نشان می‌دهد باز هم سریال را دیده اند.» منبع:مهر ]]> فرهنگ Wed, 20 Jun 2018 05:43:07 GMT http://khatnews.com/vdcbgfbs.rhb55piuur.html پدر شهید: پسرم را بعد از شهادت هم نشناختم! http://khatnews.com/vdcdss0k.yt0xf6a22y.html به گزارش خط نیوز به نقل از جهان نيوز: هشتمین شب از سلسه برنامه های شب های نورانی(الیالی الساطعه) همزمان با چهلمین روز شهادت شهید هیثم نایف برگزار شد. ‌شهید هیثم فرمانده نیروهای جبهه مردمی سوریه، چهل روز پیش در یک حمله توسط مسلحین به درجه شهادت رسید. این فرمانده دلیر با توجه به مقاومت های زیاد و اخلاق خوب‌اش از محبوبیت خاصی در بین مردم سوریه بهره‌مند بود. در مراسم شب هشتم از سلسه شب‌های نورانی(الیالی الساطعه) از پدر شهید تقدیر شد. به گزارش خبرنگار جهان نيوز، در هفتمین شب از برنامه شب های نورانی از پدر شهید هیثم نایف با اهدای یک جلد قرآن، تصویر شهید و یک هدیه تقدیر شد. شهید از اهالی حلب و سربازان ارتش سوریه محسوب می شد. در انتهای این مراسم پدر شهید در مصاحبه با خبرنگاران گفت: هیثم از جوانی‌اش دشمن شناس بود و با فساد مبارزه می‌کرد. حتی زمانی که مسئولیت نداشت و در ارتش نبود. وی در ادامه به نگاه و مدل زندگی شهید نایف اشاره کرد و گفت: او اصلا اهل هیاهو نبود و من اصلا نمی دانستم که او فرمانده است! پدر شهید هیثم نایف در ادامه گفت: در روز تشییع جنازه‌اش وقتی جمعیت زیادی از مردم را دیدم با تعجب از دوستانش پرسیدم، این‌ها برای هیثم آمده‌اند؟ وقتی دوستانش تایید کردند گفتم مگر او چه کاره بوده است که این همه از مردم برای تشییع و آمده‌اند؟ در ادامه این مصاحبه آمده است پدر شهید حسن آیت به خصوصیات اخلاقی و مبارزات میثم ناحیه از ابتدای جنگ سوریه نیز اشاره کرد. هشمین شب از سلسه برنامه‌های شب‌های نورانی (الیالی الساطعه) با سرود گروه کُرال حلب وابسته به مجموعه نیروهای مردمی حلب(فیلق) آغاز و پس از شعرخوانی، کلیپ "حلب زنده است" برای شرکت کنندگان در مراسم پخش شد. گفتنی است جشن بزرگ شب های نورانی (الیالی الساطعه) توسط مرکز کودک و نوجوان سازمان هنری رسانه ای اوج و با همکاری موسسه فرهنگی و هنری مهاد در کشور سوری با هماهنگی نیروهای بسیح مردمی(فیلق)؛ به مناسبت ایام عید سعید فطر از ساعت ۹ الی ۱۱ شب در بخش عرفه‌های کودک و نوجوان و از ساعت ۱۱ الی یک بامداد در قالب برنامه ترکیبی(استیج) در شهر حلب سوریه برگزار می شود ]]> فرهنگ Wed, 20 Jun 2018 05:43:07 GMT http://khatnews.com/vdcdss0k.yt0xf6a22y.html